• وبلاگ شخصی من در بر گیرنده نوشته‌ها، تالیفات، نظرات و فعالیتهای شخصی من در حوزه‌های روزنامه نگاری اقتصادی ، مدیریت و مشاوره رسانه ، برنامه سازی و تحلیلهای فناوری اطلاعات و کمی هم موضوعات شخصی است. تا اتمام کار ظاهرسازی سایت راه باقی است، فعلا باید شکل نهایی مشخص شود، تا آن  زمان سعی میکنم کمتر مطلب متفرقه بنویسم. شما هم صبور باشید و راهنما …


  • موانع تا وقتی مانع هستند که اونها رو مانع بدونی، اگه اونها رو یک مرحله از مسیر بدونی دیگه مانع نیستن …


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...

  • و گفت: آزادمردی دریائیست به سه چشمه، یکی سخاوت، دوم شفقت، سیم بی‌نیازی از خلق و نیازمندی به حق.
    .
    – تذکره الاولیا ، ذکر ابوالحسن خراقانی


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • از غیر دیدن …

    و گفت: داوری کافری‌ست و از غیر دیدن شرک است و خوش بودن فریضه است.

    – تذکره الاولیا، ذکر شیخ ابوسعید ابوالخیر


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • تحلیل و بررسی مطبوعات ارتباطات

    از این هفته سه شنبه‌ها، ساعت ۷ شبکه ۷ ( آموزش) برنامه زنده برخط
    با اجرای آیتم تحلیل و بررسی اخبار و مطبوعات فناوری در خدمت دوستان هستم
    دوستان مطبوعاتی نشریه و یا گزارشهاشون رو برام ارسال کنن تا در این برنامه ازش یاد کنیم . حجم بالای کاری ممکنه اجازه نده به همه مطالب دوستان شخصا سر بزنم . پس برام بفرستید . به این ایمیل :azad@titr1.net

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط - شبکه آموزش

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط – شبکه آموزش

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط - شبکه آموزش

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط – شبکه آموزش


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • خبر درگذشت مهدوی کنی گاف خبری بود یا حرفه‌ای گری رسانه‌ای؟

    آیت الله مهدوی کنی درگذشت …

    خبر درگذشت مهدوی کنی گاف خبری بود یا حرفه‌ای گری رسانه‌ای؟

    خبر درگذشت مهدوی کنی گاف خبری بود یا حرفه‌ای گری رسانه‌ای؟

    این تیتری بود که بسیاری سایتهای زرد و صفحات شبکه‌های اجتماعی ن را کشفی عظیم از خزانه گافهای رسانه ای برداشت کرده و منتشر کردند.
    اما این خبر یک خبر واقعی نیست ( ایشان هنوز در قید حیات هستند)، فقط اشتباها بر روی خروجی خبرگزاری نمایش داده شده است.
    دلیل نوشتن اینچنین خبری چیست؟ آیا این سایت منبع خاصی در اختیار داشته و خبر رسیده و حالا تکذیب شده به دلایل خاص؟
    در کار رسانه ای مخصوصا رسانه‌های آنلاین سرعت در انتشار مطلب یک مزیت به شمار میرود و گاها بصورت افراطی بر سر آن مسابقه است و نیروهای بخشهای آنلاین و خبرگزاریها بر سر همین موضوع استرس عظیمی دارند.
    در برخی موارد که میشود اتفاقات مهمی را پیش بینی کرد خبرها را پیشنویس می‌کنند و به شرح و بسط آنها میپردازند، که خبر فوق یکی از همین موارد است .
    حتی در رسانه های حرفه ای مستندهای تصویری و گزارش و مصاحبه هایی برای موارد خاصی تهیه میشود که آنها را در روز و ساعتی مشخص که حادثه رخ میدهد منتشر کنند .
    نتیجه برای مخاطبین عمومی : هیچ وقت جوگیر سرعت و حجمه اخبار نشوید
    نتیجه برای همکاران رسانه : نتیجه برای مخاطبین عمومی + یخورده دقت کنید.


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • دست گاه …

    جریان سرد هوایی که از ورودی مترو خارج میشد وسوسه ادامه مسیر با مترو را بر بقیه وسوسه‌ها چیره کرد، تازه وقتی پله های سرد مترو تمام شده و پای سکوی قطاری که نیامده بود رسیدم فهمیدم چقدر کف پاهایم درد میکند، عادت داشتم ، هم به پیاده روی و هم به درد کف پا و کمر، کمی هم خوابم گرفته بود، از صبح چیزی نخورده بودم که بشود اسمش را وعده عذایی گذاشت، صبح عجله داشتم و ظهر هم جایی که بودم غذایش زیادی چرب بود و بوی ماهی میداد، با چای و شیرینی خودم را مشغول کرده بودم تا برسم به خانه، سکو کمی شلوغ بود و تا قطار برسد هم کمی شلوغتر شد، درب قطار درست جلوی صورتم ایستاد، فکر کردم نشانه خوش شانسی است، اما جمعیت متحدا هلم داد وسط مترو، صندلی خالی گیرم نیامد، لاجرم از میله سرد مترو آویزان شدم، حوصله هیچ کاری نداشتم و خیره شدم به مسافرها، از بغل دستی من تا انتهای سالن  بغیر از آنهایی که خواب بودند تقریبا همه سرشان توی موبایل بود، یکی بازی میکرد، یکی دنبال نمیدانم چه میگشت، آن یکی مخ منشی قبلی شرکتشان که با ریس دعوا کرده بود را با صدای بلند میزد و خلاصه هر کسی مشغولیتی داشت توی همان یک کف دست دلخوشی، صدای بیب بیب یک گوشی دیگر سرم را گرداند به طرف انتهای سالن، سنگینی نگاهی مرا به سوی خود خواند، صاف نگاه کردم به یک جفت چشمی که نگاهم میکرد، یک جفت چشم خوشرنگ با آرایشی که حداقل دو سه تا رنگ تویش بود، یا حداقلمن اینطور متوجه شدم، شاید رنگها مال خودش بود، هر چه بود قشنگ بود، موهای خرمایی رنگ و روسری طیف کم رنگی از صورتی که وسطهای سر گیر کرده بود و انگار یک سفره ماهی صورتی پریده بود روی سرش و دستهایش را گرفته بود زیر چانه او، متوجه نگاه من که شد نگاهش را دزدید، گذاشتم به حساب اتفاق، کیفم روی دوشم سنگینی میکرد ، حتی حال جابه جا کردنش را هم نداشتم ، اما ایستگاه بعد پیاده شدن چند مسافر ناگزیر جابه جایم کرد، دیدم از‌آنهمه موبایل به دست حس خوبی نداشتم ، دست کردم تو کیفم و یک کتاب بیرون آوردم، سر جابه جا شدن متوجه شدم تقیربا کنارش قرار گرفتم ، این سری نگاهش به من نبود، داشت ردیف مسافرای موبایل به دست رو نگاه میکرد ، دست اون هم هیچی نبود ، یعنی یه عینک بزرگ و رنگی دستش بود ، برای خودش ملونی بود، نگاهم به پایین مانتوش هم افتاد که مثل نیمه بالاش که شروعش مشخص نبود انتهای مشخصی هم نداشت، چند تا تیکه بالا و پایین و با برشهای مختلف ، الان غیر از مانتوی مدرسه و کارمندی دیگه مانتوها مثل قدیم نیست ، قبلا میشد گفت پایین اینجاس، اما الان نه ، حتی پشت و روش رو هم نمیشه تشخیص داد، همه هم که شدن یه اندازه و یه شکل، با فرق چندتا مارک، شروع کردم خواندن، کتاب جدید نبود ولی دوست داشتم بخوانم ، مثل همیشه سعی میکنم کتاب توی کیفم با جیبم باشد، آن روز کتاب مدیر مدرسه جلال دستم بود، چند وقتی هست که توی کیفم مانده و گه گداری که توی مترو یا ماشین وقت کنم بازش میکنم از سر علامتی که گذاشته ام میخوانم، آخرهای داستان تصادف معلم کلاس چهارم بودم که سنگینی نگاهی سرم را در خود گرفت، داشت نگاهم میکرد ، یعنی داشت سعی میکرد ببیند چه میخوانم ، منهم آخر پاراگراف را بلند خواندم: “از طرف یارو آمریکاییه آمده اند عیادتش و وعده و وعید که وقتی خوب شد ، در اصل چهار استخدامش کنند و  بازبان بی زبانی حالیم کرد که گزارش را بی خود داده ام و حالا هم داده ام ، دنبالش نکنم و رضایت طرفین و کاسه ی از آش داغ تر و از این حرف ها …خاک بر سر مملکت .” …
    بیشتر…


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
    • مدیری که قبل از انتشار مصاحبه‌اش برکنار شد!

      http://www.jamejamonline.ir/Media/Image/1392/08/25/635201855675460656.jpg

      اسمش را تصادف بگذاریم، دست روزگار، اتفاق یا هر چیز دیگر، محمدحسن کرباسیان که تا زمان انجام کارهای فنی این مصاحبه مدیرعامل پست بود، جای خود را به حسین مهری داد. لذا به همین سادگی اظهارات حاکمیتی جای خود را به اظهارات کارشناسی یا برنامه هایی داد که اکنون شکل آرزو به خود گرفته و امید است مدیرعامل بعدی آنها را پیش ببرد.

      وقتی این تغییر پیش آمد دو راه وجود داشت؛ راه اول، دست نگه داشتن از درج این گفت وگو و موکول کردن آن به آینده بود و راه دوم، تغییر حقوقی شخصیت مصاحبه شونده و درج اظهارات وی. پس از سبک و سنگین کردن ها و بررسی ها سرانجام قرار بر انتخاب راه دوم شد.

      علت هم این بود که نقطه نظرات کارشناسی مدیرعامل قبلی حتما و لزوما به کار مدیرعامل جدید می آید و راهگشا خواهد بود. آقای کرباسیان در این گفت وگو نسبت به سرنوشت شرکت پست و روشی که برای خصوصی شدن آن در دولت قبل برگزیده شده و اکنون در دستور کار مجلس است، هشدار داده است.

      به زعم وی سپردن کامل پست به بخش خصوصی تجربه ای ناکام خواهد بود که در سایر کشورهای دنیا بویژه کشورهای غربی که پیشتاز خصوصی سازی در همه زمینه ها بوده اند نیز شکست خورده است. جالب است که میزان این شکست خوردن تا به آنجا بوده که باعث پس گرفته شدن شرکت پست از خریدار آن شده است.

      مدیرعامل قبلی پست پیشنهاد می کند باید در روش کنونی مورد نظر در واگذاری شرکت پست تجدیدنظر کرد که آزموده را آزمودن خطاست.

      وی همچنین اظهار امیدواری کرده است مجلس حرف کارشناسی موجود درباره مضرات روش کنونی خصوصی سازی پست را بشنود؛ وظیفه ای که به نظر می رسد بر دوش مدیرعامل جدید شرکت پست قرار گرفته است.

      در نهایت نیز جای امیدواری است راه شرکت پست به عنوان یکی از دستگاه های مهم کشور که ارتباط مستقیم و کاملی با مردم دارد، رو به تعالی پیش برود و کمیت و کیفیت خدمات آن به مردم متحول شود.

      سعید نوری آزاد

      شرکت پست نباید خصوصی شود بیشتر…


    از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
    تیتر آزاد...

    و گفت: آزادمردی دریائیست به سه چشمه، یکی سخاوت، دوم شفقت، سیم بی‌نیازی از خلق و نیازمندی به حق.
    .
    – تذکره الاولیا ، ذکر ابوالحسن خراقانی


    تحلیل و بررسی مطبوعات ارتباطات

    از این هفته سه شنبه‌ها، ساعت ۷ شبکه ۷ ( آموزش) برنامه زنده برخط
    با اجرای آیتم تحلیل و بررسی اخبار و مطبوعات فناوری در خدمت دوستان هستم
    دوستان مطبوعاتی نشریه و یا گزارشهاشون رو برام ارسال کنن تا در این برنامه ازش یاد کنیم . حجم بالای کاری ممکنه اجازه نده به همه مطالب دوستان شخصا سر بزنم . پس برام بفرستید . به این ایمیل :azad@titr1.net

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط - شبکه آموزش

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط – شبکه آموزش

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط - شبکه آموزش

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط – شبکه آموزش


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۲/۰۹/۲۰ : ۰۸:۵۹:۴۴

    خاطره گویی انیشتین در برنامه صورتی !!!

    گاهی از روی بی حوصلگی مثل وقتهایی که مرتب درب یخچال را بی هدف باز میکینم و نمیدانیم واقعا دنبال چه چیزی هستیم صبح ۵شنبه  روی کاناپه دراز کشیدم و با گوشی موبایل نگاهی به برنامه‌های تلوزیون انداختم، البته نه اینکه خدای ناکرده فکر کنید صدا و سیما همچین تکنولوژیک شده که موبایل تی‌وی بدهد و یا اینترنت روی باند پهن به موبایل وصل است که از اینترنت بتوانیم تلوزیون ایران را ببینم ، که البته اصلا خدمات اینترنت کستینگ صدا و سیما هم به درد لای جرز دیوار چین میخورد از بس که با کیفیت است …

    در بین برنامه‌ها به شبکه ۳ برخوردم که یک برنامه مافوق زرد را در ساعت ۱۰ تا ۱۱ صبح پخش میکند، قبلا هم یک بار چشمم به این برنامه خورده بود و از شدت مسخره بودن عکسی از آن گرفتم تا درباره اش چیزی بنویسم اما بعد دیدم اصلا ارزش ندارد، ( آن عکس را هم ضمیمه میکنم ) ، کیفیت برنامه هم چیزی بالاتر از کیفیت سیگنالهای صدا و سیما نبود، برنامه که گویا اسمش “به روز” هست آنچنان سوتی داد که مو به تن هر انسان عاقلی سیخ میکند، در برنامه عکسهای شکار شده توسط تیم برنامه  از فضای وب همراه با توضیحاتی نشون داده میشد، عکسهایی که بدون ذکر منبع و فقط به اسم فرستنده نشان داده میشد و اصلا انگار نه انگار که این تصویر صاحب دارند به کنار ، حتی اینکه این بخش از برنامه تنها و تنها و تنها از روی نابلدی  تهیه کننده و کارگردان ایجاد میشود هم به کنار اما در این بین مجری دوم که در تصویر ایستاده است ، عکسی را نشان داد از انیشتین همراه با فردی در حال راه رفتن بودند و بعد عینا همین را گفت : “پسر دکتر حسابی گفته اند پدرشان با انیشیتن عکسی ندارد اما ما در سایتهای مختلفی دیدم که خاطره‌ای از انیشتن گفته بودند و آن اینکه  به وقت نوروز دکتر حسابی در آن دانشگاهی که بودن سفره نوروز پهن میکند و شاخه ای از سنبل رو میگذاره و به انیشتین توضیح میدن که این رسم ایرانیها برای سال نو هست و انیشتین هم بعدا میگه : چه رسم خوبی دارن ، ما وقت سال نو درختها رو قطع میکینم اما اینها برعکس ما هستن!!! ” …

    وقتی کار به اینحا میرسه فقط از قول شخصیت عروسکی فامیل دور گفت : من دیگه حرفی ندارم

    – حالا توضیح : آن عکس مربوط به دکتر حسابی نیست بلکه مربوط به انیشتین و یک ریاضیدان اتریشی به نام کورت فردریش گودل است( ویکی پدیای ایشان را هم لینک کردم) که صرفا به خاطر لاغری و عینکی بودن کمی شبیه مرحوم حسابی است و هیمن شباهت شده است دستمایه استفاده از عکسهای ایشان به نام کس دیگر …

    خاطراتی که این مجری با هوش و با سواد در رسانه‌ای سراسری نقل کرد بخشی مربوط به کتابی به نوشته پسر دکتر حسابی است که حرف و حدیث درباره آن زیاد است و بسیاری آن را غیر موثق میدانند (‌کامل این خاطره گل افشان شده را اینجا بخوانید ) ، اما هر چه باشد مهم ماخذ شناسی امثال این تهیه کنندگان برنامه است که در یک مافیای بسیار ناکار آمد مجری و کارشناس و تهیه کننده تولید میکنند و بدون هیچ معیار فنی و علمی و صرفا بر اساس شناخت و لابی جلوی دوربین میروند، اصلا هم مهم نیست نتیجه چه میشود، تفکر رسانه یکطرفه و اینکه هرچه بگویی مردم میشنوند در صدا و سیما تا مغز استخوان عواملش نفوذ کرده و  هیچ میلی برای واقع بینی از جامعه ندارند، نمونه های زیادی را در پژوهشها و مطالب دیگرم آورده ام که در همین وبلاگ میتوانید آنها را بخوانید، وقتی یک رسانه سراسری که در ساعاتی قیمت تبلیغات در آن نزدیک یه ثانیه ای چند ده میلیون تومان است  آن وقت میاید جفنگیات را تحویل جامعه‌ای میدهد که هیمنطوری خود به خود میل به خود برتر بینی دارند، آن وقت چه توقعی میشود از دیگران داشت و این حماقتها را توی سر ملت نزنند ؟

    نمیدانم چرا  صدا و سیما با علاقه دارد شبکه جدید رادیو و تلوزیونی راه اندازی میکند بی آنکه به محتوای آن توجهی کند !!

    آبکی شدن سریالهایی که صرفا برای گروهی خاص ساخته میشوند و میخواهند یک سری بخشنامه را مثلا هنرمندانه به خورد مردم بدهند در کنار تولید برنامه های اینچنین عاقبت خوشی برای کشور نخواهد داشت، بدبختی مزمن می آورد ، بی سوادی مکتوب می آورد، توهم ملی همین است ، روزی مردم به جایی میرسند که خودشان را بهترینهای عالم میبینند اما هیچ کس در عالم آنها را تحویل نمیگیرد، آقایان ، محتوا را شوخی نگیرید ، نان خودتان آجر میشود ….

    انیشتن و دکتر حسابی در شبکه ۳!!-1

    انیشتن و دکتر حسابی در شبکه ۳!!-۱

    عکس قبلی هم از همین برنامه بود که یک مجری فوق العاده بی سواد را نشاده اند وسط دکور صورتی و میهمان برنامه که یک هنرمند است هاج و واج مانده بود که چه بگوید در این میان؟ انقاد کند؟ درددل کند و یا …

    شبکه ۳  و برنامه صورتی

    شبکه ۳ و برنامه صورتی

    کیفیت پایین تصاویر  اول به دلیل گرفته شدن از صفحه موبایل  است و دوم کیفیت پایین سیگنال صدا و سیما که بهتر از این در نمیاید …


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۲/۰۶/۲۱ : ۱۱:۲۹:۲۴

    هدیه خبرنگاری و تعهد اخلاقی ما

    حدودا ساعت ۱۰ صبح بود که از همان شماره برای بار چندم تماس گرفتند، وقتی اصرارشان را دیدم گوشی را برداشتم و سلام کردم ، خودش را مسئول روابط عمومی یکی از این شرکت‌های نیمه دولتی معرفی کرد و گفت امروز ظهر نشست خبری داریم ، گفتم نمیرسم دیر گفتید . اصرار داشت و فقط برای اینکه بیشتر اصرار نکند گفتم خبر را بفرستید اگر جا داشت  استفاده می‌کنیم، ساعت ۲ از همانجا تماس گرفتند که خبر را فرستادیم و در فلان سایت است و لطفا استفاده کنید، تا اینجا مثل صدها تماس دیگر بود. خبرشان اصلا در حدی نبود که استفاده شود، اهمیت ندادم و گذشت . فردا ظهر همان مسئول روابط عمومی تماس گرفت ” چرا این خبر ما که کار نشده؟” ، گفتم خبر اولویت نداشت، اصرار داشت که خبر ما خیلی مهم است ، از روی صداقتی که گاهی اشتباها به خرج میدهم توضیح دادم که  خبر شما  داخل استانی است و فرستادن چند پیک موتوری به اطراف شهر برای  توزیع قبض که خبر نیست ، آن‌هم خبری که ما استفاده کنیم ، آخر صحبت با لحنی کاسب کارانه که ناشی از نهاد ادبی و سیاست همان مجموعه‌اش بود گفت : “هر وقت خبر ما را کار کردید خبر بدید تا پکیج را براتون بفرستم”  ….

    نمیدانم با چه حرفی صحبت را تمام کردم اما فقط عصبانی بودم و ناراحت و دایم از خود سوال می‌کردم کجا اشتباه کردم که با یک آگهی جمع کن و یا خبرنگارهای گدا صفتی که بدبختانه آنقدر زیاد هستند که تفکیک شان کار سختی است اشتباه گرفته شده ام؟ از خود سوال می کردم که چرا باید یک روابط عمومی مثلا دولتی آنقدر ادبیات لمپنیزم داشته باشد که به خود اجازه دهد با کسی که نمی‌شناسد اینطور صحبت کند؟  تقریبا چند ماهی موضوع را کنار گذاشتم تا از روی عصبانیت این مطلب را ننویسم ، اما اکنون در آستانه “روز خبرنگار” مناسب دیدم این مطلب را به‌عنوان برادر کوچیک‌تربا شما در میان بگذارم چرا که این تنها یک نمونه معمولی از بی اخلاقی های رایج این کار است. …

    اگر همکار رسانه ای هستید حتما منظور  از “پکیج ” را متوجه شدید و اگر نشدید توضیح کوتاهی  باید بدهم .

    در کار رسانه خبر به نوعی کالا شباهت دارد که برای مخاطبان و یا ذی‌نفعان  آن اثر بار مالی به همراه دارد، پس برخی شرکت ها ، نهادها و یا حتی افراد که اقدام به تولید خبر و یا برگزاری نشست خبری می‌کنند اخبارشان را به‌صورت آگهی رپرتاژ به رسانه ها می‌دهند تا اخبارشان منعکس شود ، اما این قاعده مربوط به واحد آگهی رسانه ها می‌شود و  تحریریه اخلاقا و بنا به قاعده حرفه ای نباید وارد موضوع آگهی شود . اخباری که در رسانه درج می‌شود به هیچ عنوان نباید بار تبلیغاتی به خود بگیرد که هیچ منفعتی از نظر منافع ملی و یا حقوق مردم را در خود ندارد ، توضیح این موضوع و بررسی اینکه رسانه ها تا چه حد می‌توانند در این دو موضوع مانور دهند یک کتاب برای خود می‌طلبد اما خلاصه این را بدانید که در حال حاضر مطبوعات ایران به صدها دلیل که اصلی‌ترین آنها عدم حرفه ای گری و عدم رقابتی بودن صنعت و رسانه است دچار مشکلی است که  رسانه ها از بیان آن طفره می‌روند و قاعدتا به شدت آن را تکذیب می‌کنند. مشکل این است که منابع خبری با دادن هدیه به خبرنگاران آنها را در برابر رسالت خود منفعل می‌کنند، این هدیه ها شامل انواع بن ، محصولاتی با ارزش بالا ، وجه نقد در قالب کارت‌های هدیه و … است .

    بن - هدیه خبرنگاری

    بن – هدیه خبرنگاری

    در فصلی از کتاب جدیدم که با موضوع روزنامه نگاری IT است به موضوع اخلاق روزنامه نگاری خواهم پرداخت و این موضوع را در آن تشریح خواهم کرد ، اما دریافت هدیه در حد چیزی مانند نمونه محصولات کوچک آن شرکت یا کیف، لیوان و چیزهایی از این دست که با اهداف تبلیغاتی  به‌صورت متعارف  و با ارزش مادی کم توزیع می‌شود اشکالی ندارد اما هدایایی که صرفا ارزش مادی آنها مدنظر است و به هر شکلی ممکن است تضاد منافع ( منافع حرفه ای روزنامه نگاری ) ایجاد کند نباید از سوی  شرکت‌ها ارایه و نباید از سوی خبرنگار پذیرفته شود، اگر به هر نحو هدیه ای از این نوع به دست خبرنگار رسید اخلاقا باید آن را به سردبیر تحریریه اطلاع بدهد تا او به‌عنوان مسئول حفظ تمامیت اخلاقی و حرفه ای رسانه درباره آن تصمیم گیری کند.

    جدا از ایده آل گرایی که معمولا اجرا و دستیابی به آن سخت و نسبی است  متاسفانه در وضعیتی هستیم که بسیاری از همکاران  که هنوز به اخلاق حرفه ای پایبند هستند نیز از این موضوع شاکی بوده اند اما در بیشتر مواقع در بین شلوغی گاها تعجب آور خبرنگارنماها و یا آگهی‌چی‌ها که از قضا  خبرنگارهای آن شبه رسانه هم هستند در آنچنان جوی  قرار می‌گیرند  که حتی به‌عنوان مسوولان  رسانه های پرمخاطب نیز گاها صدایشان به جایی نمی‌رسد و فقط ترجیح می‌دهند سکوت کنند.

    رابطه نامتعارف عده ای از خبرنگارها با منابع خبری به‌صورتی است  که در جاهایی که مشاور رسانه آنها هستم توصیه می‌کنم حتی در استفاده از مطالب خبرگزاری های بزرگ کشور نیز خیلی احتیاط کنند ، چون …

    من هم به‌عنوان یک روزنامه نگار  که بیشتر کار تحقیقاتی می‌کنم و بنا به تخصص و علاقه خود همچنان در حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات فعالیت می‌کنم  با این موارد بارها روبه‌رو شده ام و تا جایی که ممکن باشد در برنامه‌های‌خبری حاضر نمی‌شوم و با شرکت‌هایی که آن رفتار غیرحرفه ای برایشان یک عرف و رسم شده است رابطه ای  ندارم .  اما هرچه باشد برخی شرکت‌های بزرگ ، نهادها و روابط عمومی های آنها که به‌عنوان منابع خبری با آنها در ارتباط هستم به‌عنوان قدردانی از همکاران گاها هدایایی را در برای خبرنگاران حوزه در نظر می‌گیرند ، من نیز با ۲ شرط و ضمن اطلاع رسانه از این موضوع آنها را می‌پذیرم  :

    ۱ . به شرط اینکه هدیه انحصاری برای من یا افراد خاص نبوده و عمومی باشد به‌صورت یکسان به تمام خبرنگاران حوزه داده شود

    ۲٫   فقط در مناسبتی مثل روز خبرنگار به‌صورت رسمی و علنی داده شود.

    اما دلیل اصلی این پذیرش این است که نپذیرفتن این هدیه از  برخی  همکاران روابط عمومی به نوعی پس زدن قدردانی بوده و از ادب  به دور است و از طرفی ممکن است برخی آن را به حساب دشمنی و تطمیع شدن از سوی رقیب برداشت کنند چرا که اگر کمی همرنگ جماعت نشویم  حتی همان رسالت نصفه و نیمه روزنامه نگاری را هم نمی‌توانیم انجام دهیم و ممکن است آن منابع با ما  دیگر همکاری نکنند .

    اما این هدیه‌ها به عقیده شخصی من از بی برکت ترین چیزهای‌ است که به دستم می‌رسد و تا جایی که ممکن باشد سعی می‌کنم برای آنها راه استفاده غیر شخصی پیدا کنم،  خوشبختانه راه خوبی هم پیدا کردم . در چند سال اخیر ابتدای مهرماه من به یک روستای دور افتاده سر می‌زدم و برای بچه‌های مدرسه روستایی لوازم التحریر و از این نوع وسایل می‌بردم که آن‌هم با کمک چند دوست خیر ممکن می‌شد  ( از برکت تورم همکاری های مردم گاهی بیشتر می‌شود 😉  ) .

     در یکی دو سال اخیر هم  به واسطه بلایایی طبیعی که در کشور رخ داد و زلزله  در چند منطقه فقیر نشین کشور خانه و مدرسه ها را ویران کرد افتخار کمک رسانی به  مدارس آن مناطق را داشتم و در چندین نوبت حضور کمک‌هایی شامل لواز التحریر ، پوشاک، لوازم بهداشتی و کتاب کمک درسی و آبگرمکن های زمستانی به آن مناطق اهدا کردیم .  البته هزینه آن را از کاربران رسانه مستقل خودم ( رسانه زمان ما  ) که هیچ ارتباطی با هیچ نهادی و سازمان و شخصی ندارد جمع آوری کردم و به مدد تعدد خیرین هموطن از سراسر دنیا مبالغی خرد کنار هم گذاشته شد و این کار صورت گرفت.

    اما هدیه های خبرنگاری که قابل نقد شدن بود و مستقیم و غیر مستقیم به دستم رسیده بود را به نیابت از طرف همانجایی که برایم فرستاده بود در آن برنامه ها هزینه کردم و اگر افتخار داشته باشم باز هم این کار را می‌کنم .  هدایایی مانند خودکارهای تبلیغاتی ، کارت شارژ تلفن همراه  و امثال آن را هم در یکی دو مدرسه و مسجدی که  کلاس فوق برنامه و یا آموزش مفاهیم اسلامی و اخلاقی برگزار می‌کنیم به‌عنوان جایزه به بچه های نوآموز می‌دهم  که انصافا هم برایشان جذاب و شادی آور است .  به‌نظرم اینطور تعادلی دربین فعالیت رسانه ای و جامعه ایجاد کرده ام و واسطه  خیر شده ام تا همکارانی که صرفا برای قدردانی از مقام خبرنگاری هدایایی داده اند نیز در کار خیر شریک شده باشند و ناگفته نماند هیچگاه هدیه خبرنگاری که نهاد ریاست جمهوری داده است را نگرفته ام و نه پی‌اش رفته ام …

    گزارش چند نوبت از اهدای این هدایا را اینجا ببینید 

    زهرا دانش آموز معلول روستای قشلاق - ورزقان

    زهرا دانش آموز معلول روستای قشلاق – ورزقان

     

    اهدای هدایا به مدارس ورزقان  آبان۹۱

     

    اهدای کمک به دانش آموزان مدارس روستاهای آذربایجان

     

    اهدای هدایا به مدارس و نصب آبگرمکن روستایی بهمن ۹۱

     

    نصب آبگرمکن در روستاهای دوردست زلزله زده اسفند ۹۱

     

    اهدای هدایا به دانش آموزان  مدارس زلزله زه بوشهر اردیبهشت ۹۲

     

    این گزارش مستند را هم اگر دوست داشتید ببینید

     

    انتهای صحبت آنکه شاید انسان ضعیفی مثل من اینها را به نیت ریا  و خود نمایی بازگو کرده باشد اما گمان می‌کنم جا داشت  از دوستانی که به اینجانب لطف داشته اند به واسطه احترامشان به مقام روزنامه نگار تشکر و قدردانی کنم چرا که در این روزگار بسیار روابط عمومی ها و رسانه های غیر حرفه ای که در حقیقت آگهی نامه هستند احترام  و مقامی برای قلم و و اصول اولیه رسانه قایل نیستند.

    امیدوارم کمی به رسانه و روابط عمومی حرفه ای نزدیک و از دلال‌ها دور شویم. رسانه هایی که به هربهانه نیرو را اخراج و یا معلق می‌کنند ، امنیت شغلی که وجود ندارد ، آموزشی که اهمیت ندارد ، وضعیت بد اقتصادی خبرنگاران و اصحاب رسانه‌ای که در باندهای رسانه ای وارد نشده اند و هزار غده سرطانی دیگر پیکره رسانه های تخصصی و عمومی  را هر روز بدشکل‌تر می‌کند و گاهی این تومورهای بدخیم به شکل‌هایی بیرون می‌زند که  فقط از حضورمان در این جایگاه شرمنده و پشیمان می‌شویم …

    با آرزوی توفیق روز افزون برای همه همکاران رسانه و روابط عمومی و اهل قلم  و تبریک عید فطر ، روز خبرنگار و هر اتفاق خوب دیگر در زندگیتان …

    با وجود دریافت لوح ها و تقدیر نامه های فراوان در این چند ساله بنظر خودم این لوح کاغذی از بسیاری دیگر با ارزشتر بوده هست ، این لوح  را نیز تقدیم میکنم به همه کسانی که در این راه به این حقیر کمک کردند …

    لوح تقدیر کمک به زلزله زدگان آذربایجان - سعید نوری آزاد

    لوح تقدیر کمک به زلزله زدگان آذربایجان – سعید نوری آزاد

    از جمله  شرکتها و نهادهایی که هدایای آنها در این راه هزینه شد ضمن تشکر نام می برم

    روابط عمومی وزارت ارتباطات و  فناوری اطلاعات

    روابط عمومی شرکت زیر ساخت

    روابط عمومی شرکت ارتباطات سیار – همراه اول

    روابط عمومی شرکت ایرانسل

    مدیریت شرکت شاتل

    روابط عمومی رگولاتوری


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۲/۰۵/۱۶ : ۰۱:۵۵:۱۲

    فیلترینگ هوشمند و چالش اعتماد عمومی

    یادداشتم درباره خطر از بین رفتن اعتماد عمومی با سرویس احراز هویت فیلترینگ اینترنت  …

     

    این روزها اینترنت در کشور ما که از نظر فناوری ارتباطی کشور چندان مدرن محسوب نمی‌شود به یک کالای اقتصادی تبدیل شده و مردم آن را در سبد هزینه‌های خود قرار داده‌اند.

     با این حال گذشته از کیفیت نامناسبی که این خدمت زیرساختی ارتباطی دارد و دائما شاهد افت کیفیت و قطعی آن هستیم، وجه دیگری نیز در استفاده از آن وجود دارد و آن نظارت بر اینترنت است.

    بدیهی است انجام هرکاری با اینترنت مجاز نیست، دسترسی به محتوای غیراخلاقی یا به تعبیر قانون محتوای مجرمانه نیز مجاز نیست. تشخیص این که چه محتوایی مجرمانه است ظاهرا توسط کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه انجام می شود که نمایندگانی از دستگاه های مختلف در آن حضور داشته و زیر نظر دادستانی کل فعالیت می کند.

    در نتیجه نفس فیلترینگ را نمی توان نکوهیده انگاشت و نادیده گرفت چرا که برخی محتواهای اینترنتی بنیان خانواده و اخلاق فردی را هدف گرفته است. بحث این یادداشت تغییراتی است که قراراست در شیوه فعلی اعمال فیلترینگ ایجاد شود. بیشتر…


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۲/۰۴/۳۱ : ۱۰:۵۸:۰۳

    گفتگویی با یک وزیر ارتشی

    امروزه فناوری‌های ارتباطی که زیرساخت فناوری اطلاعات است آن‌قدر اهمیت دارد که بدون آنها گذران زندگی با مشکل جدی مواجه خواهد شد. در ایران نیز فناوری ارتباطات و اطلاعات جای خود را در زندگی روزمره باز کرده است.

    با این حال هنوز فاصله زیادی میان ایران و کشورهای توسعه یافته در زمینه شاخص های کمی و کیفی این امر وجود دارد که اینترنت مثال روشنی در این باره است.

    محمد حسن نامی، وزیر جدید ارتباطات و فناوری اطلاعات در گفت و گو با جام جم از تحول های پیش رو در این بخش سخن می گوید.

    وی ضمن این که انحلال وزارت ارتباطات را که شایعه اش مدت ها نقل محافل است را با جدیت رد می کند، از کاهش قیمت ها و افزایش کمی خدمات و توسعه شبکه های مختلف سخن می گوید.

    وی وعده می دهد سرعت اینترنت خانگی را که هم اکنون بسیار محدود است، افزایش دهد.

    این گفت وگو که حاوی نخستین اظهارنظرهای جامع وزیر ارتباطات جدید است، افق بخش ارتباطات کشور بویژه در سال جاری را ترسیم کرده است.

    برای شروع می خواهم بدانم آیا شما آخرین وزیر ارتباطات ایران خواهید بود؟ یعنی قرار است این وزارتخانه منحل شود؟ بیشتر…


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۲/۰۴/۰۸ : ۰۶:۲۵:۲۱

    حال عجیب این روزهای تهران

    این روزهای تهران حال عجیبی دارد ، مردمی که از شدت گرمای هوا و سردی بازار آماده ترک خوردن و فروریختن روی باورهایشان توی خیابانهای جدید و قدیم شهر، بیحال از کنار مناظر باحالی رد میشوند که آینه تمام نمای فرهنگها و خرده فرهنگهای شهری است. سر یکی از چهار راه‌های قدیمی در یک محل جنوب شهر یک جوانی مرحوم مغفور شده  و برایش حجله گذاشته‌اند و یک قدم آنطرف راننده جوان وانت دوغ فروش موقعیت مکانی خود را به کاندیداهای جوان شورای شهر اجاره میدهد …

    این روزهای تهران - خرداد ۹۲ - www.titr1.net - انتخابات شوراهای شهر - شهر گشت - عکاسی با موبایل - سعید نوری آزاد

    این روزهای تهران – خرداد ۹۲ – www.titr1.net – انتخابات شوراهای شهر – شهر گشت – عکاسی با موبایل – سعید نوری آزاد

    شهر ما نیز آبستن روزهای گرمتری است که مردمش گاهی رابطه خود این تصاویر آویخته به در و دیوار را درک نمیکنند …

     


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۲/۰۳/۲۱ : ۰۳:۰۰:۵۹

    صنعت بدون روابط عمومی به تولید ملی نمی‌رسد

    به بهانه  همایش روابط عمومی و صنعت در هفته ارتباطات

    روابط عمومی صنعت - تیتر یک - سعید نوری آزاد

    روابط عمومی صنعت – تیتر یک – سعید نوری آزاد

    سعید نوری آزاد – اقتصاد

    چند ماه پیش با یکی از مدیران عالی رتبه شرکت خودرو سازی بنز آلمان گفتگویی داشتم ، در میان صحبتهای او نکته‌ای بیان شد که تا امروز در ذهنم فروکش نکرده است . وی میگفت شرکت بنز آلمان که بی شک از محوری ترین خودرو سازان جهان است تا یکی دو دهه قبل خودرو نمیفروخت بلکه خودرو توزیع میکرد. چرا که مشتریان برای خرید محصول این شرکت صف میکشیدند اما امروزه این شرکت امروز اگر ذره‌ای در سیستم فروش ، بازاریابی و ارتباط با مشتریان تعلل کند شرکتهای قدرتمندی از سراسر جهان حتی بازار داخلی آلمان را از این غول خودرو ساز خواهند گرفت چه رسد به بازار جهانی .

    بیشتر…


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۲/۰۳/۰۲ : ۰۳:۰۴:۵۴

    معتمدی : اینترنت با این سرعت یعنی هیچ

    گفتگوی  من با وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت هشتم :

    سعید نوری آزاد

    سعید نوری آزاد

    ساعت ۲ بعدازظهر در ساختمان دانشکده برق دانشگاه امیرکبیر میان راهروهای پر از اتاق‌های شبیه به هم که فقط با یک تابلوی کوچک نام استادان قابل تفکیک بود با مرد شصت ساله‌ای قرار ملاقات داشتیم که مدت‌های زیادی سکوت کرده است . احمد معتمدی وزارت پست، تلگراف و تلفن را در دولت هفتم تحویل گرفت و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات را به دولت نهم تحویل داد.

     وی در جوانی به عنوان دانشجوی ممتاز به فرانسه رفت و دکترای خود را در رشته الکترونیک دیجیتال و سیستم انفورماتیک از دانشگاه پیر و ماری کوری فرانسه اخذ کرد، اما این روزها غیر از کار دانشگاهی به کار دیگری مشغول نیست و خیال بازگشت به دنیای سیاست و اجرا را هم ندارد.

    با این حال، تجربیات طولانی و اشراف وی بر مسائل بخش ارتباطات، تحلیلی جامع از وضع رشد، چالش ها و آینده ارتباطات و فناوری اطلاعات کشور به دست می دهد؛ تحلیلی که حاوی نگاه جالبی به مسائلی چون فیلترینگ و وضع فعلی ارتباطات است.

    قبل از ورود به بحث اصلی درباره اتفاقی که برایتان افتاد بگویید. ماجرای آن حمله در دانشگاه و زخمی شدن تان بالاخره چه بود؟

    بیشتر…


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۲/۰۲/۲۰ : ۱۰:۱۲:۲۴

    درفش کاویانی : نماد بالندگی زن ایرانی

    =====================================================

    یادداشت جدیدم برای یک نمایش : منبع  رسانه زمان ما

    زودتر باید این را مینوشتم اما سهل انگاری فرصت نداد . چند یادداشت درباره این نمایش دیدم که بعض از آنها از پایه بی انصافی بود و اصولا رسانه های این حوزه آنقدر درگیر تفکرات دیکتاتوری به اصطلاح هنری اما در حقیقت پوچ شده اند که دیگر نه هنرمند را می بینند و نه مردم را .  کلونی های فکری دور هم از هم تعریف میکنن و به‌به گویان ، هر مخالفی را به باد تمسخر و کنایه میگیرند . اما خوب از حق نمیشود گذشت و باید با رسانه هایی که خودمان ساختیم مقابل آنها بایستیم .

    تحلیلی کوتاه بر نمایش عروسکی درفش کاویانی

    سعید آزاد

    پیش درآمد

    آخرین اجرای  نمایش “درفش کاویانی” ساعت ۸ شب بود که در خلال جشنواره عروسکی تهران برگزار میشد. با آنهمه ترافیک خیابان راس ساعت رسیدم اما تنها جایی که برای تماشای نمایش نصیبم شد سکوهای جانبی تالار چهارسو بود که آنجا هم پر شده بود از جمعیت. لابلای جمعیت خزیدم ، خود را به گوشه ای تکیه داده و مشغول تماشا شدم…

    پرده اول : آماده سازی یک فضای سورئال

     

    نمایش در فضای تاریک با صدای فریاد و ناله‌ای که یک صدای مردانه بر آن غالب است شروع شده و یک راوی داستان کاوه را روایت میکند تا بیننده در فضای داستان قرار گیرد.

    با روشن شدن صحنه، چیدمان دکور که فضایی شبیه زندان یا مکانی محصور را نمایش می‌دهد که پوشیده از زنجیر  و در پس زمینه آن خورشیدی نمادین بطور واضحی به بند کشیده شده است سعی دارد سورئال ( فرا واقعیت ) بودن نمادهای کل داستان را نشان دهد .

     در فضای سورئال نمادهای حقیقی حضور دارد اما در شکلی دیگر و با همان شکل جدید برای القای معنی متفاوتی از خود می‌کوشند . در این جا نیز صحنه نمایش که گاهی کارگاه آهنگری کاوه ، گاه قصر ضحاک و گاه گذر بازار است همیشه در این فضای زندان گونه قرار دارد بجز یک نماد که در بیرون این زنجیرها قرار دارد و چیزی شبیه پیله کرم ابریشم ، به اندازه قنداق یک نوزاد که در پایان نمایش بصورت نمادین با صدای تپیدن قلبی روشن میشود .

    ادامه

    بیشتر…


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۱/۰۴/۲۲ : ۰۲:۳۶:۱۰

    مقاله ارایه شده من در هفتمین همایش روابط عمومی الکترونیک

    ========================================

    روز ۲۵ اردیبهشت امسال مقاله‌ای با عنوان ” تعامل روابط عمومی الکترونیک و رسانه های ترکیبی تعاملیComplex interactive media vs EPR در هفتمین کنفرانس روابط عمومی الکترونیک ارایه دادم که در اون موضوع ترکیب تلوزیون با سایر رسانه‌ها و ایجاد بعد دوم فضای مجازی بررسی شده بود .

    پیشتر در مطلبی به نام “ ما چقدر بدیم ..” از گلایه های استاد معمتمد نژاد در آن روز گفتم که در جای خود بسیار تامیل برانگیز بود .

    سعید نوری آزاد هفتمین همایش روابط عمومی الکترونیک رسانه تعاملی

    سعید نوری آزاد هفتمین همایش روابط عمومی الکترونیک رسانه تعاملی

    بعد از ارایه پرفسور یحیی کمالی پور ریس دانشکده ارتباطات دانشگاه پردو سوالاتی درباره مطلب  داشت که جداگانه به ایشون توضیح دادم که متقابلا ایشون هم از نوع مطالب اظهار رضایت کرد.

    همچنین سایر اعضای هیات ریسه از جمله دکتر علی اکبر جلالی استاد الکترونیک دانشگاه علم و صنعت هم موضوع رو قابل توجه دونست و خواست با سازمانهای متولی همکاری داشته باشم .

    سایر دوستان هم از مطلبی استفاده کردن که علی رغم عدم فرصت هیات ریسه برای پرسش و پاسخ موضوع منتقل شده بود .

    البته از نوع پرداختن به موضوعات منو راضی نکرد و از برخی موضوعات گلایه دارم . مخصوصا اینکه همتی در ارتقا به سمت خدمات اشتراکی در علوم ارتباطات نیست .

    نمیدونم چه علاقه‌ای به جزیره سازی دارند!! و یا چرا فکر میکنن با کپی کردن یه فناوری میتونن به موفقیت اون دست پیدا کنن! چرا میخوان با شعار استقلال خودشون رو تو یه کلونی محدود کنن؟

    بعدا درباره این موضوع خواهم نوشت که ضررها و محدودیتهایی که این استقلال طلبی ایجاد میکنه چقدر زیاده .

    متن مقاله رو بعدا اینجا قرار میدم اما فعلا فایل ارایه (power point) که حاوی مدلها و مطالب اصلی هست رو از سایت دبیر خانه همایش میتونید دریافت کنید .

    دریافت فایل ارایه مقاله از سایت دبیر خانه همایش

     

     


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۱/۰۲/۲۸ : ۰۴:۲۴:۳۵

    ما جقدر بدیم …

    =================================

    استاد شرمنده ایم …

    استاد معمتدنژاد که از سال ۱۳۳۶ فعالیت خود را در کسوت استادی آغاز کرده دیروز سعی میکرد بغضش را مثل دستهایی که دیگر اختیار لرزشش را نداشت پشت صحبتهای پدرانه اش پنهان کند ، اما …

    معتمد نژاد - تیتریک

    معتمد نژاد - تیتریک

    گاهی آدم چیزهایی میبیند و میشنود که از خودش بدش می‌آید . ۲۵ اردیبهشت ۹۱ برای من یکی از این روزها بود .
    دیروز در حاشیه هفتمین همایش روابط عمومی الکترونیک مراسم تجلیل از چند دهه تلاش استاد محسنیان راد در عرصه ارتباطات و جامعه شناسی برگزار شد که بسیار هم بجا و نیکو بود . اما وقتی پرفسور معتمد نژاد که پدر علم ارتباطات ایران لقب گرفته است با بدنی نحیف و رنجور روی سن آمد تا از شاگرد و همکار قدیمی خود تقدیر کند چیزهایی گفت که داغی بر داغهای ما افزود .
    استاد معمتدنژاد که از سال ۱۳۳۶ فعالیت خود را در کسوت استادی آغاز کرده دیروز سعی میکرد بغضش را مثل دستهایی که دیگر اختیار لرزشش را نداشت پشت صحبتهای پدرانه اش پنهان کند ، اما …
    استاد دلش پر بود از اینکه چرا به حوزه ارتباطات بی توجی میشود، دلش گرفته بود از اینکه چندبار دانشکده ارتباطات را احیا کرده اما در سایه  بی مهری مسئولان نتوانسته است چند مدیر گروه را به کاربگیرد. او از نامه تقدیر اجلاس جهانی ارتباطات سخن گفت  و گلایه کرد از رسانه هایی که هیچ توجهی به این تاثیر گذاری مجامع ارتباطی ایران بر قوت یافتن اسناد مراجع ارتباطی دنیا داشته نکرده اند  .
    شاید از همه دردناکتر این بود که ببینی یک استاد با نزدیک به   ۶۰ سال سابقه استادی بیاید و از افراد حاضر درخواست کند که کمک کنند تا یکی دو پروژه نیمه کاره به اتمام برسد بلکه خروجی کار چند ساله همکارانش مشخص شود.
    درددل استاد پیامش این بود که گاهی عده ای باید از خودشان بپرسند که چه بر فعالیتهای علمی در حوزه های اجتماعی آورده اند که با وجود برنامه های پر هزینه هیچ خروجی در سطحی که بشود به دنیا عرضه کرد نداریم.
    حرفهای استاد آنقدر دل را به درد می آورد که بهتر میدانم بیشتر نگویم اما همین بس باشد که اهالی ارتباطات که همه به نوعی با این درخت کهنسال همریشه ایم بگوییم : استاد شرمنده ایم .
    ما چقدر آدمهای بدی هستیم که اگر مسئولیت یا توانایی داریم از استاتیدی مثل پرفسور معمتمدنژاد صرفا یک نام به یاد داریم و دیگر هیچ .
    باشد که مقام اساتید را در عمل ارج نهیم چرا که آنها تا دم آخر جویای تحقیق و علمند و نه مراسم و این تقدیرنامه ها دولتی .


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۱/۰۲/۲۶ : ۱۰:۲۵:۵۳

    مردم را بخاطر ۲ درصد متخلف پشت فیلترینگ نگه داشته‌ایم

    ========================================

    گفتگوی من با لطف‌الله سیاهکلی، معاون رسانه‌های مجازی سازمان صدا و سیما

    .

    طی دهه گذشته ساختار جامعه شهری و اداری، تغییرات زیربنایی زیادی را تجربه کرده که این تغییر ساختار به دلیل تغییر فناوری رخ داده است. تحول در سیستم عملیاتی بانک‌ها و ادارات و حتی رسانه‌ها نیز نمودهای این تغییر است.

    موضوع فضای مجازی از زمانی آغاز شد که فناوری اطلاعات حالت اجتماعی به خود گرفت و مجموعه‌ای از مردم را در خود درگیر کرد که این روند همچنان ادامه دارد. در کشور ما موضوع رسانه‌های دیجیتال یا رسانه‌های حوزه مجازی تاکنون در حد خبرگزاری‌ها و سایت‌ها باقی مانده و مدیران، دنیای مجازی را عموما وب‌سایت‌هایی می‌دانند که تقریبا هیچ‌کارایی و کارکردی هم ندارند، اما با ورود سازمان‌های متخصص، تولید محتوای فضای مجازی کشورمان در‌حال تغییر و تحولی است که دورنمای آن شاید کمی رویایی به نظر برسد، اما عملی خواهند شد.

    معاونت رسانه‌های مجازی سازمان صدا وسیما در جریان تغییرات فناوری رسانه در صدا و سیما از حدود ۲ سال قبل تشکیل شد و اکنون فعالیت‌های اصلی خود را به مرحله اجرا نزدیک می‌کند و عرصه‌هایی مانند از تغییر قانون گرفته، تامین نظر مخابرات برای ارتقای شبکه و راه‌اندازی شبکه‌های رسانه‌ای روی خطوط تلفن را در‌عرصه فعالیت خود دارد.‌ نگاه صرفا رسانه‌ای به‌صدا وسیما تا امروز این نهاد را به نوعی از سایر کارکردهای عملی آن دور نگه داشته .با دیدگاهی اقتصادی درباره فعالیت‌های جدید رسانه ملی به سراغ لطف‌الله سیاهکلی، معاون رسانه‌های مجازی سازمان صدا و سیما رفتیم و گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

     – چرا از ابتدای تاسیس آثارکارهای این معاونت در بیرون دیده نشده است و به نوعی سکوت اختیار کرده‌اید؟

    منبع : روزنامه جام جم – سعید نوری آزاد – گروه اقتصاد

    نسخه PDF

    ادامه

    بیشتر…


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۰/۱۱/۱۶ : ۱۲:۵۷:۵۴

    باز هم برنامه علمی دهه ۹۰ در تلوزیون

    ==============================================

    فقر علمی رسانه ملی این بار شبکه یک

    چندی قبل مطلبی را با عنوان ” فقر علمی رسانه ملی ” نوشته بودم که مربوط به پخش برنامه‌ای از شبکه دو بود که برنامه علمی دهه ۹۰ را در سال ۲۰۱۱ پخش کرده و به معرفی چیز جدیدی به نام لپتاپ!! پرداخته بود و آن را یک اختراع خیلی جدید میدانست.

    شب گذشته نیز بر حسب اتفاق به برنامه مشابه دیگری در شبکه یک تلوزیون برخوردم که دقیقا مانند برنامه قبل فناوری پست الکترونیک را بعنوان یک فناوری آینده معرفی میکرد و در متن برنامه این عبارت عینا تکرار میشد ” روزی خواهد رسید که مردم بتوانند از خانه ها به یکدیگر نامه الکترونیک ارسال کنند” !!

    جملات و نمونه دستگاهی که تصویر آن در این متن آورده شده است خود گویای سطح علمی برنامه است. به راستی که دید علمی به برنامه‌ها در بین برنامه های فرمایشی و دلالی تهیه کنندگی‌ها گم شده است.

    به امید روزی که اندکی به محتوی و شکل برنامه‌های علمی واقعی نزدیک شویمو عقلی در سطح بالا بر این موضوعات نظارت کند. متاسافنه برنامه‌های علمی محلی برای دلالی و رپرتاژ عده ای از عناصر این حوزه شدهاند که مدیران دولتی یک قسمت این ماجرا هستند.

     

    نمایش دستگاه مترجم تکرنگ جیبی مدل سال 1996 در سال 2011

    نمایش دستگاه مترجم تکرنگ جیبی مدل سال ۱۹۹۶ در سال ۲۰۱۱

    تصویر با موبایل تهیه شده ست


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۰/۰۸/۲۹ : ۰۱:۰۷:۵۲

    فقر علمی رسانه ملی

    ==========================================

    اندر حکایت  فقر علمی رسانه ملی

    پخش برنامه‌های علمی دهه ۹۰ میلادی در سال  ۲۰۱۱

    در موضوع فقر علمی رسانه‌ها بسیار میتوان صحبت کرد و سند آورد و موضوع را ریشه یابی کرد. اما بعضی موارد آنقدر سنگین و مضحک است که نمی‌توان نادیده گرفت و یا به حساب یک اشتباه و یا موقعیت خاص یک برنامه گذاشت و خلاصه  نمی‌شود گردن کسی انداخت.

    چراکه برنامه‌های تاریخی و یا هنری ممکن است تاریخ مصرف طولانی داشته باشند اما برنامه‌های علمی به هیچ وجه این خصوصیت را ندارد آنهم در خصوص علمی مانند علم رایانه و فناوری ارتباطات!

    هر نیمه شب از شبکه ۲ سیما که جزو اصلی‌ترین شبکه های تلوزیونی کشور است مجموعه‌ای با نام پیچیدگی‌های خلقت پخش میشود که مانند اکثر برنامه‌های علمی تلوزیون ایران ترجمه یک برنامه علمی خارجی است که خوب طبیعتا تازه نیست . روز ۲۳ آبانماه در این برنامه مربوط بود به فناوری اطلاعات و ارتباطات که مطالب آن از شدت کهنگی نوعی نوستالژی داشت.چراکه موضوعی مانند دیدن تصویر فرد دیگری در رایانه بطور زنده و مکالمه تلفنی بدون همزمان با او یک فناوری در دست راه اندازی مطرح میشد . سایر مواردی که در این برنامه مطرح میشد آنقدر ساده لوحانه کهنه  بود که برای من بعنوان یک بیننده این سوال مطرح شد آیا واقعا مسئولین ناظر بر این رسانه  به این فناوری ها آشنا نیستند؟

    آیا اصولا عقلی بر این امور نظارت دارد؟

    معرفی نسل جدید لپتاپ در  رسانه ملی سال 2011-  تیتریک -titr1.net

    معرفی نسل جدید لپتاپ در رسانه ملی سال ۲۰۱۱- تیتریک -titr1.net

    بیشتر…


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۰/۰۸/۲۳ : ۰۴:۳۵:۲۰

    IPTV نیاز به اینترنت ندارد

    ================================================

    IPTV  راه جدید اتصال به جعبه جادو

    سعید نوری آزاد-  جام جم

     تا چند سال قبل دیدن مردی که بدون قصد انجام حرکات نمایشی روی پشت بام به میله آنتن متوسل شده بود و با صدای بلند از تاثیر حرکاتش روی آنتن تلوزیون خبر میگرفت یک تصویر عادی بود . اما کم کم با وجود سیستمهای پیشرفته تر کانال یابی این مشکل کمتر شد و با ورود تلوزیونهای دیجیتال دیگر به تنظیم آنتن هم نیاز چندانی نیست. اما موضوع شبکه های انتقال اطلاعات از بعد پخش از طریق امواج فراتر رفته و به کابلهای منتهی به منازل رسیده اند. شبکه های توزیع محتوا که بر اساس سیستم کابلی کار میکنند انواع بسیاری دارند که بنا به سیاستهای رسانه ای هر کشور و منطقه متفاوت است . نسل جدید این فناوری شبکه های تلوزیونی مبتنی بر استاندارد( آی پی) IPهستند.

    IP در حقیقت استانداردی است که برای شبکه جهانی اینترنت ساخته شده است اما به دلیل فراگیر بودن و تولید تجهیزات شبکه بر اساس این استاندارد شبکه های دیگر را نیز با همین استاندارد پیاده سازی میکنند و نهایت اینکه شبکه های تلوزیونی مبتنی بر IP که آنها را با نام IPTV میشناسند لزوما هیچ ارتباطی با اینترنت معروف ندارند و این فقط یک شباهت در نام است . این شبکه ها  درست مثل شبکه انتقال آب لوله کشی و یا شبکه گاز و یا شبکه برق شهری از سایر شبکه ها مستقل هستند اما به کابل یا امکانات جدا گانه برای آنها استفاده نمیشود و به سادگی از طریق کابل مسی تلفن میتوان به این شبکه ها دسترسی داشت.

    سازمان صدا و سیما بعنوان یک منبع از فیلم ها و برنامه ها و مخابرات بعنوان واسط دسترسی امکان میدهند شما با یک دستگاه مخصوص که همه تنظیمات آن قبلا انجام شده است و مستقیما توسط صدا و سیما داده میشود میتوایند با رایانه های مخصوص در صدا سیما ارتباط برقرار کرده و از فیلمهایی که در دسترس قرار داده شده اند استفاده کنید. میتوایند مانند رایانه شخصی میان فایلهای داخل آن جستجو کنید فیلم ها را نگه دارید عقب و جلو بزنید و یا حتی اطلاعات اضافی فیلمها را ببنید . فهرست پخش برنامه شبکه ها و یا حتی وضعیت آب و هوا را بصورت دلخواه روی این شبکه میتوانید داشته باشید و بسیاری امکانات دیگر که توضیح مفصلی دارد. البته ممکن است شبکه های دیگری مانند همین شبکه در سطح کشور توسط سازمانهای تولید کننده محتوا مانند سروش و یا امثال آن نیز ایجاد شود که هرکدام دستگاه گیرنده مخصوص خود را خواهند داشت .

    به زودی در کشور ما نیز نمونه این شبکه ها رونمایی خواهد شد که میتوان با دسترسی به آن از تجربه ای متفاوت در تماشای فیلم بصورت برخط  و بنا به دلخواه بهره برد.

    سعید نوری‌آزاد / جام‌جم


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۰/۰۸/۱۸ : ۰۶:۵۲:۱۷

    – برای دیجیتال شدن تلوزیون آماده اید؟ بخش اول

    ===========================================

    گامی برای دیجیتال شدن  تلوزیون

     بخش اول

    معرفی و تحلیل تلوزیون دیجیتال در تیتریک

    معرفی و تحلیل تلوزیون دیجیتال در تیتریک


    – ایده یک کودک ۱۴ ساله

    شاید جالب باشد که بدانید تمام تلوزیونهای معمولی امروزی از ایده و فناوری یک کودک ۱۴ ساله ریشه گرفته است و به نوعی تکمیل کننده همان ایده هستند . فرانس وورس در سن ۱۴ سالگی ایده تلوزیون را با  معلم شیمی خود مطرح کرد که معلم با وجود موافقت با او نتوانست کمک زیادی به وی کند. تا اینکه وورس در سن ۲۱ سالگی در لابراتوار شخصی اش در سانفرانسیسکو یک سیستم  کاربردی را نشان داد . با این حال  ولادیمیر زوریکین بخاطر اختراع مفیدش ایکونوسکوپ در سال ۱۹۲۳ و اختراع کینسکوپ در سال ۱۹۲۹به عنوان پدر تلویزیون الکتریکی شناخته می‌شود اما ادعای آنها و شرکتشان هنوز هم جای اختلاف دارد و شاید ریشه  اختلاف روسیه و آمریکا همین باشد .

    اختلاف در این بود که آیا اولین بار فرانس وورس بود که تلویزیون امروزه را اختراع کرد یا زوریکین؟. بعضی از اینها ادعا دارند وقتی که فرانس وورس برای اولین بار می خواست آن را بسازد، این RCA بود که اولین بار به خرید و فروش تلویزیون می‌پرداخت و کارمندان RCA بودند که تاریخ اختراع تلویزیون را نوشتند. با این وجود فرانس وورس جنگ قانونی در برابر این مسئله را برد، او هرگز قادر نبود تا سرمایه گذاری تمام و کمال روی اختراعش بکند اما حق امتیاز برای او باقی ماند.

    تلوزیون هم بعد از ساخت نمونه های کاتدی یا همان نمونه های لامپی توسط فردی به نام Werner Flechsig از آلمان با تزریق فسفر داخل لامپ یا همان پشت صفحه نمایش به تلوزیون رنگی تبدیل شد و تا سالها تصاویر تلوزیون های لامپی رنگی بود.

    – بخش اول- تاریخچه  تلوزیون

    بیشتر…


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۰/۰۸/۱۶ : ۱۰:۲۶:۴۷

    یک درس مدیریتی از بیل گیتس و استیو جابز

    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۰/۰۶/۰۵ : ۰۳:۵۴:۳۴

    روز خبرنگار مبارک

    ==========================================

    انگار همیشه باید یکجای کار بلنگد. حتی عکسی نیست که بتواند نویسندگی را نشان دهد. حتما باید چیز دیگری را بگذاری تا منظورت را درک کنند .حتی همکاران …

    روز همکاران مبارک

    روز خبرنگار مبارک - تیتر یک
    ———————————————————————————


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۰/۰۵/۱۶ : ۱۲:۱۵:۳۸

    جنگ جهانی سوم ، جنگ سایبر
    جام جم آنلاین:

    هیچ انسانی بدون امنیت نمی‌تواند به ادامه حیات خود امیدوار باشد، حال چه در دنیای واقعی چه در دنیای مجازی. موضوع امنیت یکی از اصلی‌ترین شاخصه‌ها و نیازهای بشری است و این خصوصیات امروزه در دنیای سایبر نیز محسوس و ملموس است. اخبار و آمار امنیتی شدن فضای سایبر مدت‌هاست که جزو اخبار اول صبح رسانه‌ها شده است و بسیاری نیز بر این عقیده‌اند که این آغازی است بر جنگ سایبر بین دولت‌ها و نام آن را گذاشته‌اند جنگ جهانی سوم.

     

     

     

    بیشتر…


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۰/۰۳/۲۲ : ۰۶:۱۳:۴۶

    سومین نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال در یک نگاه
    ===============================================================
    نمایشگاه رسانه‌های آفلاین
    .
    .
    اجازه می‌خواهم این بار گزارش را با متنی غیررسمی شروع کنم، چون بار تعهدی که بر گردنم افتاده بود، در نمایشگاه چند برابر سنگین‌تر شد. دلیل آن‌هم اشتیاق و تعهد بسیاری از شما دوستان بود که در روزهای نمایشگاه توفیق دیدارتان را داشتیم و ای کاش می‌توانستیم بیشتر شما را از نزدیک ببینیم. البته ناگفته نماند امکان ارسال ایمیل به نشانی کلیک یا نوشتن نظر روی اخبار کلیک در سایت جام‌جم، فاصله ما را با شما کوتاه کرده است. ‌ ‌ 

    از تعهد می‌گفتم؛ از تعهدی که با دیدن اشتیاق و علاقه و حرارت بسیاری از شما دوستان در ما ایجاد شد، شنیدن تشویق و تعریف از کار کلیک، خاطرات مشترک دوستان درباره کلیک و نصیحت برای بهتر‌شدن، آن هم با صدای آرام ولی پر هیبت کامله مردی که درجه سرهنگی ارتش قهرمان کشورمان از نشستن روی شانه‌های او احساس غرور می‌کرد یا خم شدن برای دیدن کودکی که قدش برای انتقاد حتی به‌اندازه میز جلوی غرفه نبود یا دیدن خستگی در چهره پدری که فرزند معلولش را برای دیدن بچه‌های کلیک از ورودی مصلی تا جلوی غرفه در آغوش گرفته بود، در کنار دیدن دختر و پسرهای دبیرستانی که با همکلاسی‌های خود بر سر داشتن نسخه‌های بیشتری از کلیک به قولی کل‌کل می‌کردند، شنیدن انتقادهای مادری که سعی داشت بچه شیرخواره‌اش را ساکت کند، دیدن کسانی که فقط می‌آمدند تا خسته نباشید بگویند یا حتی بلند کردن صدا برای پاسخ‌‌دادن به پیرمردی که با وجود نزدیک ۷۰سال سن و ضعف شنوایی یک کلیک‌خوان واقعی بود، دیدن دانشجویانی که سعی می‌کردند سر موضوعات علمی با بچه‌های ما بحث‌وجدل کنند یا خواندن برگه نظرسنجی که روی آن درشت نوشته شده بود: «‌I LOVE CLICK‌ »، شنیدن توصیه‌های علمی روحانی جوانی که کلیک را مانند دایره‌المعارف خود می‌دانست و صدها نمونه دیگر، علاوه بر سود فراوانی که برای ما داشت، یک چیز خاص را در ما بارور کرد و آن‌هم تعهد به شما دوست و خواننده گرامی بود و این‌که بیشتر باید مراقب قلم زدن‌مان باشیم. نمی‌دانم چطور بگویم؛ اما دوستانه می‌گویم که نظر خواننده برای ما از همه چیز مهم‌تر است، پس خوشحال می‌شویم نظرات خود را به‌صورت الکترونیکی برای ما بفرستید. بیشتر…


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۸۸/۰۷/۲۶ : ۰۸:۱۲:۴۷