• وبلاگ شخصی من در بر گیرنده نوشته‌ها، تالیفات، نظرات و فعالیتهای شخصی من در حوزه‌های روزنامه نگاری اقتصادی ، مدیریت و مشاوره رسانه ، برنامه سازی و تحلیلهای فناوری اطلاعات و کمی هم موضوعات شخصی است. تا اتمام کار ظاهرسازی سایت راه باقی است، فعلا باید شکل نهایی مشخص شود، تا آن  زمان سعی میکنم کمتر مطلب متفرقه بنویسم. شما هم صبور باشید و راهنما …


  • موانع تا وقتی مانع هستند که اونها رو مانع بدونی، اگه اونها رو یک مرحله از مسیر بدونی دیگه مانع نیستن …


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...

  • و گفت: آزادمردی دریائیست به سه چشمه، یکی سخاوت، دوم شفقت، سیم بی‌نیازی از خلق و نیازمندی به حق.
    .
    – تذکره الاولیا ، ذکر ابوالحسن خراقانی


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • از غیر دیدن …

    و گفت: داوری کافری‌ست و از غیر دیدن شرک است و خوش بودن فریضه است.

    – تذکره الاولیا، ذکر شیخ ابوسعید ابوالخیر


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • تحلیل و بررسی مطبوعات ارتباطات

    از این هفته سه شنبه‌ها، ساعت ۷ شبکه ۷ ( آموزش) برنامه زنده برخط
    با اجرای آیتم تحلیل و بررسی اخبار و مطبوعات فناوری در خدمت دوستان هستم
    دوستان مطبوعاتی نشریه و یا گزارشهاشون رو برام ارسال کنن تا در این برنامه ازش یاد کنیم . حجم بالای کاری ممکنه اجازه نده به همه مطالب دوستان شخصا سر بزنم . پس برام بفرستید . به این ایمیل :azad@titr1.net

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط - شبکه آموزش

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط – شبکه آموزش

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط - شبکه آموزش

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط – شبکه آموزش


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • خبر درگذشت مهدوی کنی گاف خبری بود یا حرفه‌ای گری رسانه‌ای؟

    آیت الله مهدوی کنی درگذشت …

    خبر درگذشت مهدوی کنی گاف خبری بود یا حرفه‌ای گری رسانه‌ای؟

    خبر درگذشت مهدوی کنی گاف خبری بود یا حرفه‌ای گری رسانه‌ای؟

    این تیتری بود که بسیاری سایتهای زرد و صفحات شبکه‌های اجتماعی ن را کشفی عظیم از خزانه گافهای رسانه ای برداشت کرده و منتشر کردند.
    اما این خبر یک خبر واقعی نیست ( ایشان هنوز در قید حیات هستند)، فقط اشتباها بر روی خروجی خبرگزاری نمایش داده شده است.
    دلیل نوشتن اینچنین خبری چیست؟ آیا این سایت منبع خاصی در اختیار داشته و خبر رسیده و حالا تکذیب شده به دلایل خاص؟
    در کار رسانه ای مخصوصا رسانه‌های آنلاین سرعت در انتشار مطلب یک مزیت به شمار میرود و گاها بصورت افراطی بر سر آن مسابقه است و نیروهای بخشهای آنلاین و خبرگزاریها بر سر همین موضوع استرس عظیمی دارند.
    در برخی موارد که میشود اتفاقات مهمی را پیش بینی کرد خبرها را پیشنویس می‌کنند و به شرح و بسط آنها میپردازند، که خبر فوق یکی از همین موارد است .
    حتی در رسانه های حرفه ای مستندهای تصویری و گزارش و مصاحبه هایی برای موارد خاصی تهیه میشود که آنها را در روز و ساعتی مشخص که حادثه رخ میدهد منتشر کنند .
    نتیجه برای مخاطبین عمومی : هیچ وقت جوگیر سرعت و حجمه اخبار نشوید
    نتیجه برای همکاران رسانه : نتیجه برای مخاطبین عمومی + یخورده دقت کنید.


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • دست گاه …

    جریان سرد هوایی که از ورودی مترو خارج میشد وسوسه ادامه مسیر با مترو را بر بقیه وسوسه‌ها چیره کرد، تازه وقتی پله های سرد مترو تمام شده و پای سکوی قطاری که نیامده بود رسیدم فهمیدم چقدر کف پاهایم درد میکند، عادت داشتم ، هم به پیاده روی و هم به درد کف پا و کمر، کمی هم خوابم گرفته بود، از صبح چیزی نخورده بودم که بشود اسمش را وعده عذایی گذاشت، صبح عجله داشتم و ظهر هم جایی که بودم غذایش زیادی چرب بود و بوی ماهی میداد، با چای و شیرینی خودم را مشغول کرده بودم تا برسم به خانه، سکو کمی شلوغ بود و تا قطار برسد هم کمی شلوغتر شد، درب قطار درست جلوی صورتم ایستاد، فکر کردم نشانه خوش شانسی است، اما جمعیت متحدا هلم داد وسط مترو، صندلی خالی گیرم نیامد، لاجرم از میله سرد مترو آویزان شدم، حوصله هیچ کاری نداشتم و خیره شدم به مسافرها، از بغل دستی من تا انتهای سالن  بغیر از آنهایی که خواب بودند تقریبا همه سرشان توی موبایل بود، یکی بازی میکرد، یکی دنبال نمیدانم چه میگشت، آن یکی مخ منشی قبلی شرکتشان که با ریس دعوا کرده بود را با صدای بلند میزد و خلاصه هر کسی مشغولیتی داشت توی همان یک کف دست دلخوشی، صدای بیب بیب یک گوشی دیگر سرم را گرداند به طرف انتهای سالن، سنگینی نگاهی مرا به سوی خود خواند، صاف نگاه کردم به یک جفت چشمی که نگاهم میکرد، یک جفت چشم خوشرنگ با آرایشی که حداقل دو سه تا رنگ تویش بود، یا حداقلمن اینطور متوجه شدم، شاید رنگها مال خودش بود، هر چه بود قشنگ بود، موهای خرمایی رنگ و روسری طیف کم رنگی از صورتی که وسطهای سر گیر کرده بود و انگار یک سفره ماهی صورتی پریده بود روی سرش و دستهایش را گرفته بود زیر چانه او، متوجه نگاه من که شد نگاهش را دزدید، گذاشتم به حساب اتفاق، کیفم روی دوشم سنگینی میکرد ، حتی حال جابه جا کردنش را هم نداشتم ، اما ایستگاه بعد پیاده شدن چند مسافر ناگزیر جابه جایم کرد، دیدم از‌آنهمه موبایل به دست حس خوبی نداشتم ، دست کردم تو کیفم و یک کتاب بیرون آوردم، سر جابه جا شدن متوجه شدم تقیربا کنارش قرار گرفتم ، این سری نگاهش به من نبود، داشت ردیف مسافرای موبایل به دست رو نگاه میکرد ، دست اون هم هیچی نبود ، یعنی یه عینک بزرگ و رنگی دستش بود ، برای خودش ملونی بود، نگاهم به پایین مانتوش هم افتاد که مثل نیمه بالاش که شروعش مشخص نبود انتهای مشخصی هم نداشت، چند تا تیکه بالا و پایین و با برشهای مختلف ، الان غیر از مانتوی مدرسه و کارمندی دیگه مانتوها مثل قدیم نیست ، قبلا میشد گفت پایین اینجاس، اما الان نه ، حتی پشت و روش رو هم نمیشه تشخیص داد، همه هم که شدن یه اندازه و یه شکل، با فرق چندتا مارک، شروع کردم خواندن، کتاب جدید نبود ولی دوست داشتم بخوانم ، مثل همیشه سعی میکنم کتاب توی کیفم با جیبم باشد، آن روز کتاب مدیر مدرسه جلال دستم بود، چند وقتی هست که توی کیفم مانده و گه گداری که توی مترو یا ماشین وقت کنم بازش میکنم از سر علامتی که گذاشته ام میخوانم، آخرهای داستان تصادف معلم کلاس چهارم بودم که سنگینی نگاهی سرم را در خود گرفت، داشت نگاهم میکرد ، یعنی داشت سعی میکرد ببیند چه میخوانم ، منهم آخر پاراگراف را بلند خواندم: “از طرف یارو آمریکاییه آمده اند عیادتش و وعده و وعید که وقتی خوب شد ، در اصل چهار استخدامش کنند و  بازبان بی زبانی حالیم کرد که گزارش را بی خود داده ام و حالا هم داده ام ، دنبالش نکنم و رضایت طرفین و کاسه ی از آش داغ تر و از این حرف ها …خاک بر سر مملکت .” …
    بیشتر…


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
    • مدیری که قبل از انتشار مصاحبه‌اش برکنار شد!

      http://www.jamejamonline.ir/Media/Image/1392/08/25/635201855675460656.jpg

      اسمش را تصادف بگذاریم، دست روزگار، اتفاق یا هر چیز دیگر، محمدحسن کرباسیان که تا زمان انجام کارهای فنی این مصاحبه مدیرعامل پست بود، جای خود را به حسین مهری داد. لذا به همین سادگی اظهارات حاکمیتی جای خود را به اظهارات کارشناسی یا برنامه هایی داد که اکنون شکل آرزو به خود گرفته و امید است مدیرعامل بعدی آنها را پیش ببرد.

      وقتی این تغییر پیش آمد دو راه وجود داشت؛ راه اول، دست نگه داشتن از درج این گفت وگو و موکول کردن آن به آینده بود و راه دوم، تغییر حقوقی شخصیت مصاحبه شونده و درج اظهارات وی. پس از سبک و سنگین کردن ها و بررسی ها سرانجام قرار بر انتخاب راه دوم شد.

      علت هم این بود که نقطه نظرات کارشناسی مدیرعامل قبلی حتما و لزوما به کار مدیرعامل جدید می آید و راهگشا خواهد بود. آقای کرباسیان در این گفت وگو نسبت به سرنوشت شرکت پست و روشی که برای خصوصی شدن آن در دولت قبل برگزیده شده و اکنون در دستور کار مجلس است، هشدار داده است.

      به زعم وی سپردن کامل پست به بخش خصوصی تجربه ای ناکام خواهد بود که در سایر کشورهای دنیا بویژه کشورهای غربی که پیشتاز خصوصی سازی در همه زمینه ها بوده اند نیز شکست خورده است. جالب است که میزان این شکست خوردن تا به آنجا بوده که باعث پس گرفته شدن شرکت پست از خریدار آن شده است.

      مدیرعامل قبلی پست پیشنهاد می کند باید در روش کنونی مورد نظر در واگذاری شرکت پست تجدیدنظر کرد که آزموده را آزمودن خطاست.

      وی همچنین اظهار امیدواری کرده است مجلس حرف کارشناسی موجود درباره مضرات روش کنونی خصوصی سازی پست را بشنود؛ وظیفه ای که به نظر می رسد بر دوش مدیرعامل جدید شرکت پست قرار گرفته است.

      در نهایت نیز جای امیدواری است راه شرکت پست به عنوان یکی از دستگاه های مهم کشور که ارتباط مستقیم و کاملی با مردم دارد، رو به تعالی پیش برود و کمیت و کیفیت خدمات آن به مردم متحول شود.

      سعید نوری آزاد

      شرکت پست نباید خصوصی شود بیشتر…


    از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
    تیتر آزاد...

    و گفت: آزادمردی دریائیست به سه چشمه، یکی سخاوت، دوم شفقت، سیم بی‌نیازی از خلق و نیازمندی به حق.
    .
    – تذکره الاولیا ، ذکر ابوالحسن خراقانی


    خبر درگذشت مهدوی کنی گاف خبری بود یا حرفه‌ای گری رسانه‌ای؟

    آیت الله مهدوی کنی درگذشت …

    خبر درگذشت مهدوی کنی گاف خبری بود یا حرفه‌ای گری رسانه‌ای؟

    خبر درگذشت مهدوی کنی گاف خبری بود یا حرفه‌ای گری رسانه‌ای؟

    این تیتری بود که بسیاری سایتهای زرد و صفحات شبکه‌های اجتماعی ن را کشفی عظیم از خزانه گافهای رسانه ای برداشت کرده و منتشر کردند.
    اما این خبر یک خبر واقعی نیست ( ایشان هنوز در قید حیات هستند)، فقط اشتباها بر روی خروجی خبرگزاری نمایش داده شده است.
    دلیل نوشتن اینچنین خبری چیست؟ آیا این سایت منبع خاصی در اختیار داشته و خبر رسیده و حالا تکذیب شده به دلایل خاص؟
    در کار رسانه ای مخصوصا رسانه‌های آنلاین سرعت در انتشار مطلب یک مزیت به شمار میرود و گاها بصورت افراطی بر سر آن مسابقه است و نیروهای بخشهای آنلاین و خبرگزاریها بر سر همین موضوع استرس عظیمی دارند.
    در برخی موارد که میشود اتفاقات مهمی را پیش بینی کرد خبرها را پیشنویس می‌کنند و به شرح و بسط آنها میپردازند، که خبر فوق یکی از همین موارد است .
    حتی در رسانه های حرفه ای مستندهای تصویری و گزارش و مصاحبه هایی برای موارد خاصی تهیه میشود که آنها را در روز و ساعتی مشخص که حادثه رخ میدهد منتشر کنند .
    نتیجه برای مخاطبین عمومی : هیچ وقت جوگیر سرعت و حجمه اخبار نشوید
    نتیجه برای همکاران رسانه : نتیجه برای مخاطبین عمومی + یخورده دقت کنید.


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۳/۰۳/۱۷ : ۰۲:۵۹:۲۷

    شوخی یا حماقت بی‌پایان بشری ؟

    مردی که قصد دارد با کامپیوتر اپل خود رسما ازدواج کند …

    بله عنوان خبر حاوی همین هست ، موضوع از اینجا شروع شد که وقتی شب گذشته فید خبری روزانه سایتهای تخصصی رو چک میکردم، موردی رو دیدم که ابتدا چندان اهمیتی به عنوانش ندادم، اما بعد که یکی دوبار از روش رد شدم حس کردم چیزی بیبشتر از یک شوخی یا تبلیغ اپلیکیشن هست.

    در این خبر که سی‌نت  اون رو منتشر کرده گفته شده یک مرد اهل فلوریدای آمریکا با طرح دعوی در دادگاه ACLU در این ایالت خواستار به رسمت شناخته شدن ازدواجش با کامپیوترش شده! اونهم بر اساس قانون ازدواج همجنسبازها…

    چالش این دادگاه حالا بر سر یک قانون هست که در این ایالت هجنسبازهای سایر ایالتها رو به رسمت نمیشناسن.

    البته این سایت منبع نامعتبری نیست، البته منبع محض هم نیست، موضوع هم باور نیست، موضوع رویدادی هست که محتمله، نفس موضوع مهمه وگرنه این بیشتر به شوخی و یا حماقت شبیه هست.  اما هرچی که هست جای سوال داره که چه تضمینی هست فردا روز این اتفاق نیوفته و مردم با اشیاء ازدواج نکنن؟

    این فرد که Chris Sevier نام داره بر خواسته خود اصرار داره و میگه بر اساس بخشی از قانون ازدواج دگرباشها که برای  ازوداج افراد با دیگرانی که بخشهای جنسی هم ندارن حق قائل شده باید ازدواجش با کامپیوتر اپلش قانونی شناخته بشه.

    در این خبر نوشته شده ساویر گفته من رابطه جنسی داشتن با کامیپوتر اپلم رو به رابطه با هر زن یا مرد یا هر چیز دیگه ای ترجیح میدم، و ادامه داده “من بطور طبیعی عاشق کامپیوترم شدم” …

    قاضی این دادگاه Robert Hinkle هم گفته : این شاید یک شوخی یا حماقته اما به هر حال این دعوی هیچ جایی برای طرح در این دادگاه نداره .

    موضوع اینجا ظاهرا تمام شده اما من به این فکر میکنم که یعنی انسان به کجا میخواد برسه؟ اصلا قراره به جایی برسه؟ وقت این خبر رو توی شبکه اجتماعی منتشر کردم و نوشتم این یک حماقته، چند نفر ایرانی خارج حرفهایی گفتن مثلا یه نفر گفت : “شما با آدم همجنس باز حشر و نشر داشتی؟ تو زندگیش بودی؟ بررسی علمی و روانشناسی روی رفتارش کردی؟ اگه جوابت نه هست حیوانی خطابش نکن همونطور که اون به نماز و روزه ی تو کاری نداره ” …

    برای من این حرفها مهم نیست و این موضوع مهمه که تو جوامعی که اول یه بیماری یا خاصیت غیر طبیعی انسانی مثل عدم گرایش یه جنس مخالف یا گرایش به جنس موافق که از قدیم هم بوده و یک زمینه روانشاسی داره که بههر ترتیب بیماریه رو میارن طبیعی و مایه لذت جلوه میدن ، ازدواج همجنسها رو قانونی میکنن و به طبع اونرو هم تبلیغ میکنن و براش هم هزینه میکنن که بقیه این رو پیوست شعارهای آزادی و حقوق بشر بدونن و این امر رو خیلی طبیعی جلوه بدن، و بعد هر کسی که این کار و تقبیح کرد رو سرزنش کنن و اینقدر این کار رو بکنن تا مخالفین سکوت کنن.

    حق دادن و عادی دونستن رابطه های این شکلی اونقدر مورد حمایت دولتهای غربی در اومده که تعداد زیادی از پناهنده‌های جدید ایرانی که در ترکیه و کشورهای دیگه منتظر رفتن به کشور ثالث هستن با این بهانه ( نمیتونم بگم دلیل)، درخواست مهاجرت یا پناهندگی میدن…

    به هر حال قوانین ساخته بشره، اگه همه آدمهای یک شهر کور باشن حتما قانون اون کشور هم کورکورانه خواهد بود.

    بنظرتون بعد از ازدواج با اشیا افراد به سراغ ازدواج با ارواح و افکار و امیال  هم میرن؟ …

    این ویدئو رو هم میتونید ببینید، تا حدودی گویای اینه که چه بر سر آدمها خواهد اومد وقتی این تفکرات همه گیر بشه …


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۳/۰۲/۱۷ : ۰۵:۴۵:۳۸

    وقتی مرد که پول نداشت …

    داشتم خبرهای روزنامه های بزرگ دنیا رو مثل هر روز مرور میکردم که به این خبر از نیویورکر رسیدم،
    واقعا عجیب بود ، نه البته غیر ممکن اما تعجب و تامل برانگیز بود، مرگ در تنهایی ، سال ۲۰۰۹ یعنی حدود ۵ سال قبل این خانم ۴۵ ساله در گاراژ خونش می‌میره اما همه قبض‌هاش بصورت اتوماتیک از حسابش که حسابی هم پرمایه بوده پرداخت میشده ،تا بالاخره چند ماه قبل که حساب بانکیش دیگه ته میکشه و بانک هشدار میده و مامور میفرسته هیچکس خبردار نمیشه ایشون مردن، یعنی تا وقتی پول داشت از دید سایرین زنده بود اما وقتی بی پول شد فهمیدن مرده، بانکها و حسابها و سیستم های اتوماتیک آدمها رو به کجا میبرن؟
    .
    چند روزیه که توی خونه تنهام و این موضوع برام معنی بارزتری داشت …


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۳/۰۱/۰۷ : ۱۰:۱۰:۳۶

    روایت کمی کمتر از یک دقیقه …

    ظهر ساعت ۲:۱۳ – داخلی اتاق با پنجره باز – آفتاب مستقیم توی خانه و صدای پرنده و هوای بهاری – من نشسته پشت بساط روزمرگی …

    خبری آمد جلوی چشمم، کشته شدن ۸ نفر در واژگونی اتوبوس راهیان نور ….

    مادر و مادربزرگم رفتند مناطق سابقا جنگی، مادر و خواهر شهید هستند و یکجورهایی میروند دیدن برادر و پسرشان،
    این خبر را که خواندم خودم را زدم به بیخیالی ، اما نشد، دلم یک چیزی خبر داد، لینک را خواستم باز کنم ببینم مسافرهای کجا بودند ، باز نمیشد ، طول میکشید، چیزی توی دلم خراب شد ، زنگ زدم به مادر ، دو سه بار زنگ زدم ، به هر دو شماره اش که در یک گوشی است، بر نداشت، فکرها داشتند از حفره های کنار مغزم بیرون می آمدند، چاره ای نبود، تلاش مجدد و مکرر هم حواب نمیداد، فکر از دست رفتن ، فکر بر نگشتن، فکر آسیب و زخم و خون و خدای ناکرده ….
    از همسفرانش هم نام و نشانی نداشتم، یکهو حس کردم دستم به هیچ جای دنیا بند نیست، معلق مانده بودم توی خودم …
    .
    یک لحظه خودم را گذاشتم جای خانواده مسافران پرواز مفقود شده مالزی، مسافر عزیز را راهی میکنی و بعد هیچ خبری نیست و تمام …
    .
    لحظه ای بعد لینک باز شد و نوشته بود مسافران زرند کرمان بودند، خوشحال نبودم فقط خیالم کمی راحت شد و روزنه امیدی پیدا شد که حداقل مادر آنجا نبوده، اما حساب بی حساب و کتاب بودن مملکت را نگه داشتم، ثانیه‌ای بعد لرزش ویبره میز را به لرزه و من را به خود آورد، مادر بود، جایی بودند و خوش و خرم و در حال سرخوشی کودکانه خودشان …
    .
    همه چیز آرام شد …
    .
    ظهر ساعت ۲:۱۴ – داخلی اتاق با پنجره باز – آفتاب مستقیم توی خانه و صدای پرنده و هوای بهاری – من نشسته پشت بساط روزمرگی …


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۳/۰۱/۰۶ : ۰۳:۱۰:۲۹

    جشن یهودیت، سانسور آلمانی و کاربر ایرانی !
    آقا ما که چیز بدی نخواستیم بخونیم ، فقط با آی پی آلمان خواستیم یه کتاب از صحبتهای یه روزنامه نگار به نام یولیوس اشترایشر سردبیر مجله دِر اشتورمر رو بخونیم که خیلی سال قبل یعنی در سخنرانی نوامبر ۱۹۳۸ گفته بود : یهودیان ۷۵۰۰۰ ایرانی را فقط در یک شب سلاخی کردند، سرنوشت مشابه نصیب آلمانی‌ها خواهد شد، اگر یهودیها موفق شوند جنگی را علیه آلمان راه بیندازند. یهودیان یک جشن “پوریم” جدید در آلمان راه خواهند انداخت.
    .
    پوریم ریشه در سالهای حدودا قرن ۲ میلادی داره ، دیروز و امروز هم یهودیها این روز رو جشن گرفتن و طبق هر سال یه مدهایی ته دلشون مالش رفت، البته خودشون میگن این روز همون روزیه که پادشاه ایران یهودیهای در بند رو آزاد کرد و لوح کوروش رو نوشت ( یه چیز تو همین مایه ها ) .
    .
    اما خوب سانسور مطلب بخاطر این وقایع و هر چی که هست فقط تو ایران بده و نقض آزادی اندیشه و بیانه؟ خود اروپا آدم نیست؟ توله سگه؟ حتما باید اونجا هم که رفتیم فیلتر شکن بزنیم از یه طرف دیگه بریم اینترنت؟
    .
    تصویر مربوط به بیلاخ الکترونیک گوگل به کاربران ، توضیحات کامل و مفصل رو در سایتم میگذارم .


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۲/۱۲/۲۷ : ۱۲:۱۲:۴۱

    یک قاب دو تصویر ….

     http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1392/12/09/13921209151749953_PhotoL.jpghttp://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1392/12/06/13921206191317741_PhotoL.jpg

    دیدگاه …


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۲/۱۲/۰۹ : ۰۴:۰۷:۰۲

    شبی که خر شدم …

    وقتهایی که خنده یادم می‌رود خودم را بین این بچه ها جا میزنم که برم خنده های کودکانی را ببینم که با حال بدشان به عروسکها و دلقکها میخندند و با هر لبخندی دعایی میکنند به جان همه مردم خوشحال دنیا …

    افتخار داشتم برای خوشحالی کودکی در آی‌سی‌یو  عروسک گردان نقش خر باشم و این برایم از هر آدم بودنی برتر است …

    شب یلدا ۱۳۹۲ – بیمارستان کودکان حضرت علی اصغر – احرای خیریه نمایش عروسکی همراه با بچه های گروه نمایش مفید .

    شب یلدا و نمایش عروسکی برای بچه های بیمارستان حضرت علی اصغر

    شب یلدا و نمایش عروسکی برای بچه های بیمارستان حضرت علی اصغر

    بیشتر…


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۲/۱۰/۰۱ : ۱۰:۴۴:۳۸

    خاطره گویی انیشتین در برنامه صورتی !!!

    گاهی از روی بی حوصلگی مثل وقتهایی که مرتب درب یخچال را بی هدف باز میکینم و نمیدانیم واقعا دنبال چه چیزی هستیم صبح ۵شنبه  روی کاناپه دراز کشیدم و با گوشی موبایل نگاهی به برنامه‌های تلوزیون انداختم، البته نه اینکه خدای ناکرده فکر کنید صدا و سیما همچین تکنولوژیک شده که موبایل تی‌وی بدهد و یا اینترنت روی باند پهن به موبایل وصل است که از اینترنت بتوانیم تلوزیون ایران را ببینم ، که البته اصلا خدمات اینترنت کستینگ صدا و سیما هم به درد لای جرز دیوار چین میخورد از بس که با کیفیت است …

    در بین برنامه‌ها به شبکه ۳ برخوردم که یک برنامه مافوق زرد را در ساعت ۱۰ تا ۱۱ صبح پخش میکند، قبلا هم یک بار چشمم به این برنامه خورده بود و از شدت مسخره بودن عکسی از آن گرفتم تا درباره اش چیزی بنویسم اما بعد دیدم اصلا ارزش ندارد، ( آن عکس را هم ضمیمه میکنم ) ، کیفیت برنامه هم چیزی بالاتر از کیفیت سیگنالهای صدا و سیما نبود، برنامه که گویا اسمش “به روز” هست آنچنان سوتی داد که مو به تن هر انسان عاقلی سیخ میکند، در برنامه عکسهای شکار شده توسط تیم برنامه  از فضای وب همراه با توضیحاتی نشون داده میشد، عکسهایی که بدون ذکر منبع و فقط به اسم فرستنده نشان داده میشد و اصلا انگار نه انگار که این تصویر صاحب دارند به کنار ، حتی اینکه این بخش از برنامه تنها و تنها و تنها از روی نابلدی  تهیه کننده و کارگردان ایجاد میشود هم به کنار اما در این بین مجری دوم که در تصویر ایستاده است ، عکسی را نشان داد از انیشتین همراه با فردی در حال راه رفتن بودند و بعد عینا همین را گفت : “پسر دکتر حسابی گفته اند پدرشان با انیشیتن عکسی ندارد اما ما در سایتهای مختلفی دیدم که خاطره‌ای از انیشتن گفته بودند و آن اینکه  به وقت نوروز دکتر حسابی در آن دانشگاهی که بودن سفره نوروز پهن میکند و شاخه ای از سنبل رو میگذاره و به انیشتین توضیح میدن که این رسم ایرانیها برای سال نو هست و انیشتین هم بعدا میگه : چه رسم خوبی دارن ، ما وقت سال نو درختها رو قطع میکینم اما اینها برعکس ما هستن!!! ” …

    وقتی کار به اینحا میرسه فقط از قول شخصیت عروسکی فامیل دور گفت : من دیگه حرفی ندارم

    – حالا توضیح : آن عکس مربوط به دکتر حسابی نیست بلکه مربوط به انیشتین و یک ریاضیدان اتریشی به نام کورت فردریش گودل است( ویکی پدیای ایشان را هم لینک کردم) که صرفا به خاطر لاغری و عینکی بودن کمی شبیه مرحوم حسابی است و هیمن شباهت شده است دستمایه استفاده از عکسهای ایشان به نام کس دیگر …

    خاطراتی که این مجری با هوش و با سواد در رسانه‌ای سراسری نقل کرد بخشی مربوط به کتابی به نوشته پسر دکتر حسابی است که حرف و حدیث درباره آن زیاد است و بسیاری آن را غیر موثق میدانند (‌کامل این خاطره گل افشان شده را اینجا بخوانید ) ، اما هر چه باشد مهم ماخذ شناسی امثال این تهیه کنندگان برنامه است که در یک مافیای بسیار ناکار آمد مجری و کارشناس و تهیه کننده تولید میکنند و بدون هیچ معیار فنی و علمی و صرفا بر اساس شناخت و لابی جلوی دوربین میروند، اصلا هم مهم نیست نتیجه چه میشود، تفکر رسانه یکطرفه و اینکه هرچه بگویی مردم میشنوند در صدا و سیما تا مغز استخوان عواملش نفوذ کرده و  هیچ میلی برای واقع بینی از جامعه ندارند، نمونه های زیادی را در پژوهشها و مطالب دیگرم آورده ام که در همین وبلاگ میتوانید آنها را بخوانید، وقتی یک رسانه سراسری که در ساعاتی قیمت تبلیغات در آن نزدیک یه ثانیه ای چند ده میلیون تومان است  آن وقت میاید جفنگیات را تحویل جامعه‌ای میدهد که هیمنطوری خود به خود میل به خود برتر بینی دارند، آن وقت چه توقعی میشود از دیگران داشت و این حماقتها را توی سر ملت نزنند ؟

    نمیدانم چرا  صدا و سیما با علاقه دارد شبکه جدید رادیو و تلوزیونی راه اندازی میکند بی آنکه به محتوای آن توجهی کند !!

    آبکی شدن سریالهایی که صرفا برای گروهی خاص ساخته میشوند و میخواهند یک سری بخشنامه را مثلا هنرمندانه به خورد مردم بدهند در کنار تولید برنامه های اینچنین عاقبت خوشی برای کشور نخواهد داشت، بدبختی مزمن می آورد ، بی سوادی مکتوب می آورد، توهم ملی همین است ، روزی مردم به جایی میرسند که خودشان را بهترینهای عالم میبینند اما هیچ کس در عالم آنها را تحویل نمیگیرد، آقایان ، محتوا را شوخی نگیرید ، نان خودتان آجر میشود ….

    انیشتن و دکتر حسابی در شبکه ۳!!-1

    انیشتن و دکتر حسابی در شبکه ۳!!-۱

    عکس قبلی هم از همین برنامه بود که یک مجری فوق العاده بی سواد را نشاده اند وسط دکور صورتی و میهمان برنامه که یک هنرمند است هاج و واج مانده بود که چه بگوید در این میان؟ انقاد کند؟ درددل کند و یا …

    شبکه ۳  و برنامه صورتی

    شبکه ۳ و برنامه صورتی

    کیفیت پایین تصاویر  اول به دلیل گرفته شدن از صفحه موبایل  است و دوم کیفیت پایین سیگنال صدا و سیما که بهتر از این در نمیاید …


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۲/۰۶/۲۱ : ۱۱:۲۹:۲۴

    از نا گفته‌های جنتی تا ناشاخته‌های جنتی
    علی جنتی، حسین غفاری و حسن روحانی، اعضای شورای سرپرستی صدا و سیما

    علی جنتی، حسین غفاری و حسن روحانی، اعضای شورای سرپرستی صدا و سیما

    علی جنتی، حسین غفاری و حسن روحانی، اعضای شورای سرپرستی صدا و سیما سال ۶۰

    انتخاب علی جنتی بعنوان وزیر ارشاد چندان ربطی به آقا زاده بودن او ندارد و علی جنتی و روحانی از سالهای دور با هم دوست و همکار بودند، اما احمد جنتی غیر مستقیم در این تغییر رویه سیاسی نقش داشته است. طوری که میتوانم بگویم
    انتخاب حسن روحانی مدیون احمد جنتی است ، از منبع موثق خبر دارم که در روز انتخابات وقتی عده ای دیدند که برگ دارد به نفع روحانی بر میگردد همه نوع تلاشی کردند تا رای گیری ساعت ۹ تمام شود اما شخص آقای جنتی مخالفت کرد و گفت تا وقتی مردم هستند اجازه بسته شدن شعبه ها را نمیدهم ، از طرفی ریخت و پاشهای ۲ کاندید بازنده بعدی را شخصا پیگیری میکرده و گفته است لیست تمام اینها را به رهبری میدهم خودشان رسیدگی کنند…


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۲/۰۵/۲۹ : ۱۲:۴۶:۵۵

    هدیه خبرنگاری و تعهد اخلاقی ما

    حدودا ساعت ۱۰ صبح بود که از همان شماره برای بار چندم تماس گرفتند، وقتی اصرارشان را دیدم گوشی را برداشتم و سلام کردم ، خودش را مسئول روابط عمومی یکی از این شرکت‌های نیمه دولتی معرفی کرد و گفت امروز ظهر نشست خبری داریم ، گفتم نمیرسم دیر گفتید . اصرار داشت و فقط برای اینکه بیشتر اصرار نکند گفتم خبر را بفرستید اگر جا داشت  استفاده می‌کنیم، ساعت ۲ از همانجا تماس گرفتند که خبر را فرستادیم و در فلان سایت است و لطفا استفاده کنید، تا اینجا مثل صدها تماس دیگر بود. خبرشان اصلا در حدی نبود که استفاده شود، اهمیت ندادم و گذشت . فردا ظهر همان مسئول روابط عمومی تماس گرفت ” چرا این خبر ما که کار نشده؟” ، گفتم خبر اولویت نداشت، اصرار داشت که خبر ما خیلی مهم است ، از روی صداقتی که گاهی اشتباها به خرج میدهم توضیح دادم که  خبر شما  داخل استانی است و فرستادن چند پیک موتوری به اطراف شهر برای  توزیع قبض که خبر نیست ، آن‌هم خبری که ما استفاده کنیم ، آخر صحبت با لحنی کاسب کارانه که ناشی از نهاد ادبی و سیاست همان مجموعه‌اش بود گفت : “هر وقت خبر ما را کار کردید خبر بدید تا پکیج را براتون بفرستم”  ….

    نمیدانم با چه حرفی صحبت را تمام کردم اما فقط عصبانی بودم و ناراحت و دایم از خود سوال می‌کردم کجا اشتباه کردم که با یک آگهی جمع کن و یا خبرنگارهای گدا صفتی که بدبختانه آنقدر زیاد هستند که تفکیک شان کار سختی است اشتباه گرفته شده ام؟ از خود سوال می کردم که چرا باید یک روابط عمومی مثلا دولتی آنقدر ادبیات لمپنیزم داشته باشد که به خود اجازه دهد با کسی که نمی‌شناسد اینطور صحبت کند؟  تقریبا چند ماهی موضوع را کنار گذاشتم تا از روی عصبانیت این مطلب را ننویسم ، اما اکنون در آستانه “روز خبرنگار” مناسب دیدم این مطلب را به‌عنوان برادر کوچیک‌تربا شما در میان بگذارم چرا که این تنها یک نمونه معمولی از بی اخلاقی های رایج این کار است. …

    اگر همکار رسانه ای هستید حتما منظور  از “پکیج ” را متوجه شدید و اگر نشدید توضیح کوتاهی  باید بدهم .

    در کار رسانه خبر به نوعی کالا شباهت دارد که برای مخاطبان و یا ذی‌نفعان  آن اثر بار مالی به همراه دارد، پس برخی شرکت ها ، نهادها و یا حتی افراد که اقدام به تولید خبر و یا برگزاری نشست خبری می‌کنند اخبارشان را به‌صورت آگهی رپرتاژ به رسانه ها می‌دهند تا اخبارشان منعکس شود ، اما این قاعده مربوط به واحد آگهی رسانه ها می‌شود و  تحریریه اخلاقا و بنا به قاعده حرفه ای نباید وارد موضوع آگهی شود . اخباری که در رسانه درج می‌شود به هیچ عنوان نباید بار تبلیغاتی به خود بگیرد که هیچ منفعتی از نظر منافع ملی و یا حقوق مردم را در خود ندارد ، توضیح این موضوع و بررسی اینکه رسانه ها تا چه حد می‌توانند در این دو موضوع مانور دهند یک کتاب برای خود می‌طلبد اما خلاصه این را بدانید که در حال حاضر مطبوعات ایران به صدها دلیل که اصلی‌ترین آنها عدم حرفه ای گری و عدم رقابتی بودن صنعت و رسانه است دچار مشکلی است که  رسانه ها از بیان آن طفره می‌روند و قاعدتا به شدت آن را تکذیب می‌کنند. مشکل این است که منابع خبری با دادن هدیه به خبرنگاران آنها را در برابر رسالت خود منفعل می‌کنند، این هدیه ها شامل انواع بن ، محصولاتی با ارزش بالا ، وجه نقد در قالب کارت‌های هدیه و … است .

    بن - هدیه خبرنگاری

    بن – هدیه خبرنگاری

    در فصلی از کتاب جدیدم که با موضوع روزنامه نگاری IT است به موضوع اخلاق روزنامه نگاری خواهم پرداخت و این موضوع را در آن تشریح خواهم کرد ، اما دریافت هدیه در حد چیزی مانند نمونه محصولات کوچک آن شرکت یا کیف، لیوان و چیزهایی از این دست که با اهداف تبلیغاتی  به‌صورت متعارف  و با ارزش مادی کم توزیع می‌شود اشکالی ندارد اما هدایایی که صرفا ارزش مادی آنها مدنظر است و به هر شکلی ممکن است تضاد منافع ( منافع حرفه ای روزنامه نگاری ) ایجاد کند نباید از سوی  شرکت‌ها ارایه و نباید از سوی خبرنگار پذیرفته شود، اگر به هر نحو هدیه ای از این نوع به دست خبرنگار رسید اخلاقا باید آن را به سردبیر تحریریه اطلاع بدهد تا او به‌عنوان مسئول حفظ تمامیت اخلاقی و حرفه ای رسانه درباره آن تصمیم گیری کند.

    جدا از ایده آل گرایی که معمولا اجرا و دستیابی به آن سخت و نسبی است  متاسفانه در وضعیتی هستیم که بسیاری از همکاران  که هنوز به اخلاق حرفه ای پایبند هستند نیز از این موضوع شاکی بوده اند اما در بیشتر مواقع در بین شلوغی گاها تعجب آور خبرنگارنماها و یا آگهی‌چی‌ها که از قضا  خبرنگارهای آن شبه رسانه هم هستند در آنچنان جوی  قرار می‌گیرند  که حتی به‌عنوان مسوولان  رسانه های پرمخاطب نیز گاها صدایشان به جایی نمی‌رسد و فقط ترجیح می‌دهند سکوت کنند.

    رابطه نامتعارف عده ای از خبرنگارها با منابع خبری به‌صورتی است  که در جاهایی که مشاور رسانه آنها هستم توصیه می‌کنم حتی در استفاده از مطالب خبرگزاری های بزرگ کشور نیز خیلی احتیاط کنند ، چون …

    من هم به‌عنوان یک روزنامه نگار  که بیشتر کار تحقیقاتی می‌کنم و بنا به تخصص و علاقه خود همچنان در حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات فعالیت می‌کنم  با این موارد بارها روبه‌رو شده ام و تا جایی که ممکن باشد در برنامه‌های‌خبری حاضر نمی‌شوم و با شرکت‌هایی که آن رفتار غیرحرفه ای برایشان یک عرف و رسم شده است رابطه ای  ندارم .  اما هرچه باشد برخی شرکت‌های بزرگ ، نهادها و روابط عمومی های آنها که به‌عنوان منابع خبری با آنها در ارتباط هستم به‌عنوان قدردانی از همکاران گاها هدایایی را در برای خبرنگاران حوزه در نظر می‌گیرند ، من نیز با ۲ شرط و ضمن اطلاع رسانه از این موضوع آنها را می‌پذیرم  :

    ۱ . به شرط اینکه هدیه انحصاری برای من یا افراد خاص نبوده و عمومی باشد به‌صورت یکسان به تمام خبرنگاران حوزه داده شود

    ۲٫   فقط در مناسبتی مثل روز خبرنگار به‌صورت رسمی و علنی داده شود.

    اما دلیل اصلی این پذیرش این است که نپذیرفتن این هدیه از  برخی  همکاران روابط عمومی به نوعی پس زدن قدردانی بوده و از ادب  به دور است و از طرفی ممکن است برخی آن را به حساب دشمنی و تطمیع شدن از سوی رقیب برداشت کنند چرا که اگر کمی همرنگ جماعت نشویم  حتی همان رسالت نصفه و نیمه روزنامه نگاری را هم نمی‌توانیم انجام دهیم و ممکن است آن منابع با ما  دیگر همکاری نکنند .

    اما این هدیه‌ها به عقیده شخصی من از بی برکت ترین چیزهای‌ است که به دستم می‌رسد و تا جایی که ممکن باشد سعی می‌کنم برای آنها راه استفاده غیر شخصی پیدا کنم،  خوشبختانه راه خوبی هم پیدا کردم . در چند سال اخیر ابتدای مهرماه من به یک روستای دور افتاده سر می‌زدم و برای بچه‌های مدرسه روستایی لوازم التحریر و از این نوع وسایل می‌بردم که آن‌هم با کمک چند دوست خیر ممکن می‌شد  ( از برکت تورم همکاری های مردم گاهی بیشتر می‌شود 😉  ) .

     در یکی دو سال اخیر هم  به واسطه بلایایی طبیعی که در کشور رخ داد و زلزله  در چند منطقه فقیر نشین کشور خانه و مدرسه ها را ویران کرد افتخار کمک رسانی به  مدارس آن مناطق را داشتم و در چندین نوبت حضور کمک‌هایی شامل لواز التحریر ، پوشاک، لوازم بهداشتی و کتاب کمک درسی و آبگرمکن های زمستانی به آن مناطق اهدا کردیم .  البته هزینه آن را از کاربران رسانه مستقل خودم ( رسانه زمان ما  ) که هیچ ارتباطی با هیچ نهادی و سازمان و شخصی ندارد جمع آوری کردم و به مدد تعدد خیرین هموطن از سراسر دنیا مبالغی خرد کنار هم گذاشته شد و این کار صورت گرفت.

    اما هدیه های خبرنگاری که قابل نقد شدن بود و مستقیم و غیر مستقیم به دستم رسیده بود را به نیابت از طرف همانجایی که برایم فرستاده بود در آن برنامه ها هزینه کردم و اگر افتخار داشته باشم باز هم این کار را می‌کنم .  هدایایی مانند خودکارهای تبلیغاتی ، کارت شارژ تلفن همراه  و امثال آن را هم در یکی دو مدرسه و مسجدی که  کلاس فوق برنامه و یا آموزش مفاهیم اسلامی و اخلاقی برگزار می‌کنیم به‌عنوان جایزه به بچه های نوآموز می‌دهم  که انصافا هم برایشان جذاب و شادی آور است .  به‌نظرم اینطور تعادلی دربین فعالیت رسانه ای و جامعه ایجاد کرده ام و واسطه  خیر شده ام تا همکارانی که صرفا برای قدردانی از مقام خبرنگاری هدایایی داده اند نیز در کار خیر شریک شده باشند و ناگفته نماند هیچگاه هدیه خبرنگاری که نهاد ریاست جمهوری داده است را نگرفته ام و نه پی‌اش رفته ام …

    گزارش چند نوبت از اهدای این هدایا را اینجا ببینید 

    زهرا دانش آموز معلول روستای قشلاق - ورزقان

    زهرا دانش آموز معلول روستای قشلاق – ورزقان

     

    اهدای هدایا به مدارس ورزقان  آبان۹۱

     

    اهدای کمک به دانش آموزان مدارس روستاهای آذربایجان

     

    اهدای هدایا به مدارس و نصب آبگرمکن روستایی بهمن ۹۱

     

    نصب آبگرمکن در روستاهای دوردست زلزله زده اسفند ۹۱

     

    اهدای هدایا به دانش آموزان  مدارس زلزله زه بوشهر اردیبهشت ۹۲

     

    این گزارش مستند را هم اگر دوست داشتید ببینید

     

    انتهای صحبت آنکه شاید انسان ضعیفی مثل من اینها را به نیت ریا  و خود نمایی بازگو کرده باشد اما گمان می‌کنم جا داشت  از دوستانی که به اینجانب لطف داشته اند به واسطه احترامشان به مقام روزنامه نگار تشکر و قدردانی کنم چرا که در این روزگار بسیار روابط عمومی ها و رسانه های غیر حرفه ای که در حقیقت آگهی نامه هستند احترام  و مقامی برای قلم و و اصول اولیه رسانه قایل نیستند.

    امیدوارم کمی به رسانه و روابط عمومی حرفه ای نزدیک و از دلال‌ها دور شویم. رسانه هایی که به هربهانه نیرو را اخراج و یا معلق می‌کنند ، امنیت شغلی که وجود ندارد ، آموزشی که اهمیت ندارد ، وضعیت بد اقتصادی خبرنگاران و اصحاب رسانه‌ای که در باندهای رسانه ای وارد نشده اند و هزار غده سرطانی دیگر پیکره رسانه های تخصصی و عمومی  را هر روز بدشکل‌تر می‌کند و گاهی این تومورهای بدخیم به شکل‌هایی بیرون می‌زند که  فقط از حضورمان در این جایگاه شرمنده و پشیمان می‌شویم …

    با آرزوی توفیق روز افزون برای همه همکاران رسانه و روابط عمومی و اهل قلم  و تبریک عید فطر ، روز خبرنگار و هر اتفاق خوب دیگر در زندگیتان …

    با وجود دریافت لوح ها و تقدیر نامه های فراوان در این چند ساله بنظر خودم این لوح کاغذی از بسیاری دیگر با ارزشتر بوده هست ، این لوح  را نیز تقدیم میکنم به همه کسانی که در این راه به این حقیر کمک کردند …

    لوح تقدیر کمک به زلزله زدگان آذربایجان - سعید نوری آزاد

    لوح تقدیر کمک به زلزله زدگان آذربایجان – سعید نوری آزاد

    از جمله  شرکتها و نهادهایی که هدایای آنها در این راه هزینه شد ضمن تشکر نام می برم

    روابط عمومی وزارت ارتباطات و  فناوری اطلاعات

    روابط عمومی شرکت زیر ساخت

    روابط عمومی شرکت ارتباطات سیار – همراه اول

    روابط عمومی شرکت ایرانسل

    مدیریت شرکت شاتل

    روابط عمومی رگولاتوری


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۲/۰۵/۱۶ : ۰۱:۵۵:۱۲

    برای مدعیان اخلاق و انسانیت – مقصر مرگ کوهنوردان ایرانی کیست؟

    یادداشتم در خصوص ادعای وزارت ارتباطات در مورد تعلیل اپراتور بین المللی برای مکان یابی کوهنوردان ایرانی

    حال وقت آن است که بدانیم این کشورها مشابه مواردی مانند تحریم دارو و تجهیزات پزشکی از هیچ تلاشی برای برهم زدن قواعد انسانی فروگذاری نمیکنند و بدانیم پیکر ۳ جوان ایرانی در ارتفاع ۷۸۰۰متری مانند پرچمی علیه بی عدالتی برافراشته شده است. اجازه زمین ماندن این پرچم را ندهید 

    سعید نوری آزاد

    سعید نوری آزاد

    سعید نوری آزاد – جام جم  – شنبه ۵ مرداد -صفحه ۲۰ – متن کامل

    در چند روز گذشته خبر مفقود شدن ۳ جوان ورزشکار ایرانی در جریان فتح یکی از قله های مرتفع همالیا و بعد از ۳ روز نگرانی خبر  قطع امید از نجات جان آنها، دردی بزرگ را به جان هموطنان تحمیل کرد که درست نقطه مقابل شادی عمومی از صعود تیم های ملی به جامهای جهانی بود .

    تمام حواشی به وجود آمده از دلایل رخ دادن این حادثه با پرده برداری از یک حقیقت تلخ دیگر از سوی وزارت ارتباطات پررنگ شد، حقیقتی که ده ها شاخه فنی ، سیاسی و اخلاقی را در بر میگیرد.

    در خبر منتشر شده از سوی مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ادعا شده است دلیل اصلی ناموفق بودن عملیات نجات این سه کوهنورد تعلل اپراتور تلفن ماهواره‌ای و سازمانهای بین المللی با بهانه تحریم ایران و ندادن اطلاعات دقیق مکانی به کمیته تشکیل شده از سوی وزارت ارتباطات اعلام شده است.

    در ادامه این خبر گفته شده است: وزارت ارتباطات به محض اطلاع از مفقود شدن سه کوهنورد ایرانی در رشته کوه های هیمالیای پاکستان، با پیگیریهای مستمر و بی وقفه شخص رئیس جمهور و دستور وزیر ارتباطات ، کارگروه ویژه ای تشکیل داده و با ارتباط مستمر با سفارت جمهوری اسلامی ایران در چین و پاکستان از همان ساعات اولیه تیم های فنی را برای برقراری ارتباطات با این کوهنوردان تشکیل دادند و در در دومین گام، جهت نقطه یابی و اطلاع از طول و عرض جغرافیای دقیق کوهنوردان، مکاتبات و پیگیری های مستمری با اپراتور تلفن ماهواره ای بین المللی برقرار شد اما متاسفانه این اپراتور، بعد از ۴۸ ساعت اطلاعات مربوط به مکان جغرافیایی کوهنوردان را در اختیار وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات قرار داد که آنهم با فشار های متعدد و تلاش مستمر و برقراری ارتباط با نهادها و مجامع بین المللی حوزه مخابرات و فناوری اطلاعات این اطلاعات دریافت شد.

    اما در این بیانیه گفته شده است اپراتور بین المللی ماهواره‌ای و سازمان متبوع مرتبط با این موضوع، بدون توجه به جان انسان ها و به بهانه تحریم، همکاری مناسبی با وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات نداشتند.

    از طرفی انتشار مکاتبه توماس لامل از مسئولین تیم جستجوی کوهنوردان با مدیر باشگاه آرش که کوهنوردان از آنجا سفر را آغاز کردند نشان میدهد در اولین تماس “آیدین”  (یکی از سه کوهنورد) در صبح روز اول که با تلفن ماهواره ای صورت گرفته است  توانسته اند با استفاده از مکان یاب GPS محل برقراری تماس آنها را از شبکه “ثریا” دریافت کنند.

    حال با وجود مطرح شدن این ادعا از سوی وزارت ارتباطات و سایر اطلاعات منتشر شده چند گزینه پیش روست :

    1. بررسی ادعای مطرح شده از سوی وزارت ارتباطات تا مشخص شود آیا مکاتبه با مراجع صحیح در زمان مناسب بوده است یا خیر ؟
    2. بررسی  اینکه نهادهای بین المللی در موارد مشابه چه نوع عکس العملی داشته اند؟
    3. بررسی اینکه آیا اپراتور مورد نظر واقعا تعللی داشته است یا خیر؟
    4. در صورت اثبات اینکه اپراتور یاد شده در نجات جان این هموطنان تعلل کرده است وزارت ارتباطات با همکاری وزارت امور خارجه بصورت جدی با تنظیم شکایتی به نمایندگی از خانواده قربانیان  در مجامع بین المللی مجازات عاملین این حادثه تلخ را درخواست و پیگیری کند و از طرفی با این کار صدق نیت و میزان تاثیر گذاری خود را نشان دهد، چرا که درصورت اثبات نشدن این ادعا مشخص میشود تمام کم کاری های منتسب به این وزارت خانه و بی تاثیر بودن حضورش در مجامع بین المللی برای دفاع از حقوق ارتباطی ایران و ایرانیان حقیقتی است که مسئولین این وزارت خانه آن را کتمان میکنند.

    در نهایت آنکه این حادثه ناگوار شاید فتح بابی باشد برای نمایان شدن ضعف عملکرد دستگاه های داخلی و خارجی . هر چند دستگاه های داخلی در پیش بینی و پیشگیری از موارد مشابه که باز هم رخ خواهد داد تعلل میکنند  اما انگشت اتهام اصلی به سمت مجامعی است که با بهانه دفاع از آزادی و دفاع از جان انسانها ایران را تحریم کرده اند اما  در چنین مواردی سیاستهای خود را بر نجات جان انسانها مقدم دانسته و اینچنین حوادثی را رقم میزنند.

     


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۲/۰۵/۰۵ : ۰۱:۲۰:۱۸

    شورای عالی فضای مجازی دیگر فعال نیست

     رئیس اسبق سازمان فضایی که اکنون به عنوان یکی از اعضای جدید شورای شهر تهران فعالیت خواهد کرد، بی اعتقادی و همکاری نکردن دولت و رئیس جمهور را باعث کند شدن آهنگ توسعه در این بخش دانسته و از دولت بعدی می خواهد با ادامه دادن برنامه های تدوین شده از قبل مانند شبکه ملی اطلاعات، بخش ارتباطات را وارد دوران جدیدی کند.

    وی همچنین درباره اینترنت به عنوان یکی از چالش برانگیزترین مباحث وزارت ارتباطات به روشنی می گوید اینترنت را با محتوای مادی گرایانه قبول نداشته، بنابراین مهم نیست ایران چه جایگاه و رتبه ای در شاخص های مربوط به آن داشته باشد.

    رفتن شما از وزارت ارتباطات چطور صورت گرفت؟
    بیشتر…


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۲/۰۴/۱۵ : ۱۰:۰۵:۵۲

    حال عجیب این روزهای تهران

    این روزهای تهران حال عجیبی دارد ، مردمی که از شدت گرمای هوا و سردی بازار آماده ترک خوردن و فروریختن روی باورهایشان توی خیابانهای جدید و قدیم شهر، بیحال از کنار مناظر باحالی رد میشوند که آینه تمام نمای فرهنگها و خرده فرهنگهای شهری است. سر یکی از چهار راه‌های قدیمی در یک محل جنوب شهر یک جوانی مرحوم مغفور شده  و برایش حجله گذاشته‌اند و یک قدم آنطرف راننده جوان وانت دوغ فروش موقعیت مکانی خود را به کاندیداهای جوان شورای شهر اجاره میدهد …

    این روزهای تهران - خرداد ۹۲ - www.titr1.net - انتخابات شوراهای شهر - شهر گشت - عکاسی با موبایل - سعید نوری آزاد

    این روزهای تهران – خرداد ۹۲ – www.titr1.net – انتخابات شوراهای شهر – شهر گشت – عکاسی با موبایل – سعید نوری آزاد

    شهر ما نیز آبستن روزهای گرمتری است که مردمش گاهی رابطه خود این تصاویر آویخته به در و دیوار را درک نمیکنند …

     


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۲/۰۳/۲۱ : ۰۳:۰۰:۵۹

    به بهانه رفع تحریم بازار فناوری ایران : برای آنان که بازی خوردند

    سعید نوری آزاد – گروه اقتصادی

    خبر لغو تحریم‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری اعمال شده از سوی آمریکا علیه ایران که خیلی‌ها توقع شنیدن آن را نداشتند، یکی دو روز قبل منتشر شد.

     یکی از مقامات دستگاه سیاست خارجی دولت آمریکا در گفت وگو با رسانه های خارجی اظهار کرد که آمریکا به دلایلی می خواهد ممنوعیت فروش تجهیزات سخت افزاری و نرم افزاری را از فهرست تحریم ها خارج کند. این خبر دارای جنبه های سیاسی و فنی زیادی است که از موضوع این نوشتار خارج است، اما نکته قابل تامل دراین ماجرا درسی است که لغو این تحریم ها به متحدان آمریکا و آنان که با کوچک ترین اشاره ای بازار ایران را ترک می کنند، می آموزد.

    همه می دانیم که تحریم ایران صحبت امروز و دیروز نیست و افت و خیز در این تحریم ها همیشه بوده و هست.

    این تحریم ها هم هرچه باشد دیر یا زود حل و فصل خواهد شد و بنا به هر شرایطی بازار و اقتصاد و تجارت ایران راه عادی خود را از سرخواهد گرفت.

    اما آن روز، وقت آغاز دور جدیدی از داد و ستد بین ایران و بسیاری از کشورها و شرکت هاست؛ دوری که شرکت ها براساس رویه قبلی که در دوران تحریم ها با ایران داشته اند صداقت سنجی شده و ورود مجدد آنان به بازار ایران مورد ارزیابی قرار می گیرد.

    در آن روز دیگر فقط معادله سود و زیان برای ایران مطرح نخواهد بود و دستگاه اقتصادی کشور ـ حال هر دولتی که بر سر کار باشد ـ با نگاهی به گذشته، فروشنده ها را انتخاب خواهد کرد. یعنی شرکت ها و کشورهایی که با یک اشاره آمریکا بساط خود را از ایران جمع کرده و گفتند به دلیل شرایط موجود امکان ادامه همکاری با ایران را ندارند، باید بدانند روزی که اربابانشان براساس همان قاعده سود و زیان تغییر مسیر داده و روابط تجاری با ایران را آزاد کنند، آنان دیگر جایی در ایران ندارند.

    این شرکت ها باید بدانند اصلی ترین موضوع برای همکاری اقتصادی با ایران فقط سود زیان نیست، بلکه موضوع صداقت و حمایت در روزهای سخت است که می تواند بازار چند ۱۰میلیونی ایران را مستعد همکاری آنان نگه دارد.

    این فعالان باید بدانند امروز ایران با پرداخت هر هزینه ای، بهای این همکاری نکردن ها را جبران می کند، اما فردا تعیین کننده سمت برنده و بازنده این بازی ایران خواهد بود و بازارش لذا امیدواریم شرکت های خارجی از این چرخش های غیرمنتظره آمریکا درس بگیرند و خود را قربانی بازی ای نکنند که در نهایت بازنده آن خواهند بود.

    اما از سوی دیگر مسئولان و سیاستگذاران داخلی هستند که باید به این موضوع فکر کنند و برای شرکت های خارجی که به هر نحو از ارائه خدمات در دوران تحریم به ایران سر باز می زنند محدودیت هایی اعمال و به آنها رسما اعلام کنند که در فهرست سیاه تجارت با ایران قرار خواهند گرفت.

    اگر چنین شود مدیران شرکت های بزرگ و کوچک خارجی که خروجشان از ایران برای ملت هزینه به بار آورده است حساب کار خود را خواهند کرد و مجبور به عاقلانه اندیشیدن خواهند شد و دست آخر این که اقتصاد مقاومتی یعنی از اقدامات دشمن نترسیم و آنها را با استراتژی فعال و خردمندانه خود مغلوب کنیم.

    سعید نوری آزاد – گروه اقتصاد


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۲/۰۳/۱۱ : ۱۰:۲۶:۰۳

    استاد شرمنده شما خبر سوخته هستید

    این یادداشت را چند روز قبل برای روزنامه تهیه کردم و ارسال کردم اما بعد از یکی دوروز تاخیر گفتند این خبر سوخته ، ارزش خبری ندارد ، در اولیت ما نیست و با همین توصیفها گفتند خبر بریده شدن پستان فلان بازیگر هالیود و یا دزدیده شدن جواهرات آنها در کن و یا چمیدانم این دست اخبار زرد و به درد نخور در اولیت بالاتری از مقام یک استاد قرار دارند. البته جای تعجب هم نبود، یکسری مدیران با همین دیدگاه در شورای شهر امثال استاد معمتمد نژاد را پس زدند و یک سری هم در رسانه . همه چیزمان به همه چیزمان می آید ….

    استاد شما اگر خواندید به دل نگیر، چرخ روزگار است که این بار محورش روی گرده ما نشسته و بدجوری سنگین است ….

    معتمد نژاد - تیتریک

    معتمد نژاد – تیتریک

    معدل صنف شما چند است؟

    یک درس ناننوشته مدیریت میگوید اگر میخواهی جمعی را کوچک کنی ابتدا بزرگ آن جمع را کوچک کن، اینطوری معدل ارزش آن جمع کاهش پیدا کرده و بی ارزش کردنشان آسناتر میشود. خیلی وقتها با درخواستهای اهالی رسانه و ارتباطات مخالفت میشود ، از درخواست مصاحبه گرفته تا درخواست  احقاق حق مردمی که درد و رنج آنها را دیده ایم و نوشته ایم و برایشان روزنه امیدی بوده ایم اما….

     چند روز قبل و درست در هفته جهانی ارتباطات با درخواستی از دانشگاهیان و اصحاب رشته ارتباطات و رسانه و روزنامه نگاری مخالفت شد که تعجب همه گان را برانگیخت . درخواست نام گذاری یک معبر و یا مکانی در شهر به نام پدر علم ارتباطات ایران استاد کاظم معتمد نژاد که نزدیک به ۵۰ سال از عمر خود را صرف آموزش اهالی رسانه و مطبوعات و ارتباطات کرده است و اکنون در آستانه ۸۰ سالگی آنقدری نحیف و ناتوان شده است که ایستادن روی پای خودش هم برایش دشوار شده، اهالی رسانه مخصوصا آنها که جلو دوربین ها و داخل کادر تصاویر نیستند بی تعارف قشری ضعیف در جامعه به شمار میروند و بنا به وضعی که مشهود است مرتبه شغلی آنها به هزار دلیل از ساده ترین مشاغل غیر تخصصی هم پایین تر است. اهالی رسانه و مطلبوعات هرچه نباشد بخشی از بازوی فرهنگی و فرهنگ سازی کشور هستند و علمی که آنها به آن مسلح هستند آنقدری حساس بوده و هست که در آمارهای جهانی از اصلی ترین شاخصه های توسعه یافتگی به شمار میرود . اما در پشت صحنه مطبوعات و جایی که این نیروها تربیت میشوند و جایی که کار بومی سازی علوم ارتباطات در کنار تولید علم این رشته حساس انجام میشود اگر استادانی لایق و سخت کوش عمر خود را برای این علم نگذاشته بودند و در روزگاری که سخت ترین ها بر مطبوعات و رسانه  و دانشگاه گذشت تاب نمی آوردند امروز نمیتوانستیم ادعا کنیم بخشی از جامعه اطلاعاتی هستیم و در مجامع جهانی صاحب کرسی باشیم . بر اساس شواهدی که از رفتاربرخی مدیران دیده میشود معلوم است اهالی علم ارتباطات و مخصوصا استادانی که فقط بخاطر جوانان این کشور عمر خود را فدا کرده اند نه به اندازه ساخت یک مجمتع فرهنگی چند میلیارد تومانی بلکه حتی به اندازه  نام گذاری یک مجموعه فرهنگی هم برای مدیرانی که به مدد همین رسانه ها به جایی رسیده اند ارزش ندارند. گویا دلیل این مخالفت زنده بودن ایشان گفته شده است و اگر اینگونه باشد جز تاسف برای تصمیم گیران حرفی نمیتوان زد و فقط میتوان گفت :  قدر آیینه بدانیم چو هست – نه در آن وقت که اقبال شکست …

     سعید نوری آزاد


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۲/۰۳/۰۲ : ۰۲:۳۷:۳۶

    علم بهتر است یا ثروت؟ موبایل

    =================================================================

    پرونده‌ای برای مرور موضوع موبایل

    البته مطالبی که در این پرونده استفاده شد کاملا اونی نیست که بهش بگیم ایده آل اما بازم بهتر از خیلی جاهای دیگه است.

    گذشته از موضوعات فنی و چیزهایی که دوست داشتم توی این پرونده باشه ، این سری یه حاشیه جالب داشت . وقتی قرار شد ۵تا مطلب از ۶ تا مطلب کل پرونده رو من ارایه بدم پیش خودم گفتم حالا یکی من مینویسم بقیشم میدم بچه‌های حوزه موبایل که دقیقتر بنویسن و حق التحریر بگیرن و هم یه همکاری کرده باشن با جام جم . اما طی ۳ روزی که وقت داشتم هرچی گشتم و سوال کردم و به دوستای دیگه سپردم هیشکی یه مطلب نداد و یا اصلا تو این موضوعات نبود و یا اینقدر کیفیت کارشون پایین بود که بهشون نگفتم. واقعا متعجب بودم که ای بابا این حوزه ( موبایل ) با اینکه اینهمه مجله و مخلفات داره اما ۴تا روزنامه نگار اقتصادی نداره که بتونه درباره این موضوعات درست حسابی تحلیل بنویسه . حالا بگذریم یک دوه مطلب از کجا رسید و مطلب خوبی بود اما مطالب رو باید صبح میفرستادم  دیگه ساعت شده بد ۶ غروب. گفتم چاره نیست و خودم نشستم تمام مطالب رو نوشتم و بقیه مطالب رو هم ادیت کردم که جمعه حدود ۷هزار کلمه شد . چون سر صفحه بندی م خودم رفته بوم هی بهاین فکر میکردم چرا این بازار و این حوزه اینقدر باید سطحی شده باشه که تحلیل توش خریدار نداره ؟ رسانه ها شدن آگهی نامه موبایل و نهایتا مشخصات فنی ظاهری … این اتفاق خوبی نیست . اینطوری نسل بعدی هم تربیت نمیشن و جهل مکرر میشه …  اما خوب هرچی که بود کار تموم شد . و  مطالب رو با عناوین زیر میتونید بخونید. چون حجم زیاده دیگه اینجا نمیذارم و لینک میکنم .

    برای دیدن عکس در اندازه بزرگ روی آن به آرامی  کلیک کنید 😉

    مخترع تبلت که بود؟ تیتر یک titr1.net

    مخترع تبلت که بود؟ تیتر یکtitr1.net

    نظرتون رو هم بگید خوشحال میشم …

     

    نسخه پی دی اف دو صفحه روزنامه رو از اینجا  و اینجا بگیرید

    نگاهی به دنیای خدمات تلفن همراه / موبایل دریچه‌ای به زندگی جدید

     

     

    موبایل بخریم یا تبلت؟به انداز ه جیبتان نگاه کنید

    نگاهی به خدمات اپراتورهای تلفن همراه / گوشی تلفن همراه به جای همه چیز

     

     

    بازار جهانی از نگه آمار / هیچ شرکتی در این بازار حاشیه امنیت ندارد

     

     

     حاشیه بازار ۲۵۰ میلیارد تومانی لوازم جانبی

     

     

    از پاره آجر تا تاچ…

     

     

     

     

     


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۱/۱۰/۰۴ : ۰۱:۱۵:۴۱

    بازار قمه فروشی داغ بود ….

    زنجان – خیابان انقلاب – صنف چاقو فروشان …

    چند روز قبل تو راه بازگشت از تبریز رفتم زنجان هم سر زدم تا یه سوغاتی هم از اونجا بخرم . و خوب طبیعیه زنجان دو تا سوغاتی معروف داره ، یکی چاقو یکی هم نون بربری 😉 و البته چاروق و ملیله دوزی و اینطور چیزها …

    برای دیدن عکس در اندازه بزرگتر راه‌های زیادی هست مثلا می‌تونید روش کلیک کنید 😉

    - قمه قمه زنی - چاقو فروشی - زنجان - تیتر یک - سعید نوری آزاد - عکاسی با موبایل - titr1.net

    – قمه قمه زنی – چاقو فروشی – زنجان – تیتر یک – سعید نوری آزاد – عکاسی با موبایل – titr1.net

    چاقو آشپزخونه دست ساز بسیار زیبایی اونجا هست که بینهایت هم به این مدلهای استیل ارجحیت داره و برای پذیرایی از مهمان خوبه ، دوستم که همراهم بود هم دنبال یه شمشیر بود برای دکور خونه. وقتی رفتم تو یکی از این مغازه ها که جنسش تکمیل تر بود و به نوعی زیادی مغازه سوسول بازی نداشت سرگرم انتخاب بودم که دیدم کم کم مشترهای خاصی میان و ی کالای خاصی میخرن، اونها هم یه نوع چاقو میخواستن اما نه چاقوی معمولی و یا حتی دکوری ،،،

    اونها قمه میخواستن ، قمه برای قمه زنی تو محرم
    تو چند دقیقه ایکه اونجا بودم حدودا سه چهار تا از انواع قمه ها فروخت و بری هر کدوم یه سری چونه میزد که این بهتره و مشتری چیز دیگه میخواست ، وقتی فهمیدم اینها واقعا برای قمه زنی میخوان به حرف اومدم و گفتم اینجا هنوز قمه زنی میکنن یا این برا فیگور گرفتنه؟ اونم گفت اینجا آره خیلی ها میزنن …
    از یه پسر حدود ۱۸ ساله که اومده بود یه قمه بخره به قیمت ۱۲ هزار تومن پرسیدم خودت قمه میزنی ؟ گفت آره .
    گفتم چطوری قمه رو انتخاب میکنی؟ گفت باید خوب باشه .
    گفتم یعنی چطوری باشه؟ گفت فایده داشته باشه . خوب خون بیاد …
    گفتم اگه خون نیاد نمیشه؟ گفت فایده نداره که .
    از فروشنده پرسیدم فرق این قمه‌ها با هم چیه؟ اصلا قیمتشون چنده؟ گفت، از ۹ هزارتومنی هست تا ۱۵۰ هزار تومنی ( این که تو عکس دستشه ۱۵۰ تومنی بود)
    ادامه داد : این گرونا تیغه فولاده لبه و دستش هم خیلی فرق داره ، اون یکی ها تیغه آهنه کج میشه . به درد نمیخوره . اصلا نمی‌بره …
    —-
    صحبت ماکوتاه بود و بحث کردن درباره چرایی و چگونگی این چیزها تواون شرایط کار عاقلانه ای نبود ، اما به این فکر میکردم که آیا ما این رفتارها رو باید بپذیریم یا نه؟ اینکه چه شکلهایی از ارتباطات اعتقادی تو جامعه وجود داره ؟ وقتی شناخت از نوع بافتهای اجتماعی کامل نیست آیا میشه برا نیاز اونها برنامه داشت؟
    قمه زدن یا نزدن خیلی صحبتها داره اما اینکه تو یه موقعیت قرار گرفتم که بورس قمه فروشی رونق داشت برام جالب بود …
    نظر شما چیه؟

    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۱/۰۸/۲۶ : ۱۱:۴۹:۱۰

    آسمان آبی و امدادگری با یک پا

    ===========================================

    جایی که آدمهای دو پا راهشان را گم کرده بودند امدادگری با یک پا از همه پیش بود

    روستای ۱۰۰درصد تخریب شده باجه باج – ورزقان – آذربایجان شرقی

    عکسها از سعید نوری آزاد ۲۷ مرداد ۹۱

    زلزله آذربایجان شرقی ورزقان امدادگری با یک پا - سعید نوری آزاد تیتریک

    زلزله آذربایجان شرقی ورزقان امدادگری با یک پا – سعید نوری آزاد تیتریک

    اما آذربایجان تمام نشده است

    زلزله زمین را هم ببلعد دست به آسمان نمیرسد

    آسمان ورزقان ۲۷ مرداد ۹۱

     

    آسمان آذربایجان - ورزقان - سعید نوری آزاد - تیتریک

    آسمان آذربایجان – ورزقان – سعید نوری آزاد – تیتریک

    عکاسی با موبایل


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۱/۰۶/۰۴ : ۰۹:۲۵:۱۰

    هیچکس فعال نیست ، پاسخگوی اول

    ==========================================

    آیا کاربر اینترنت هستید؟

    بله خوب مشخصه که هستید . چون الان تو وبسایت من حضور دارید و میتونید این نوشته رو بخونید 😉

    برای سرآغاز موضوع این فایل صوتی رو گوش کنید.

    این مربوطه به یکی از صدها تماس من با پشتیبانی اینترنت مخابرات . حالا این مخابرات گل سر سبد اینترنت فروشهاس چه قیمت چه پایداری و این حرفا . اما خوب با این تعاریف این وضعیتشه. شما بگیر برو بقیه چه فجاهتی هستن تو ارایه اینترنت .

    باید با شماره ۲۸۲۸تماس بگیری بعد شماره ۱ رو بزنی و دوباره ۱ تا به اپراتور برسی که بگی این خرابه. اونم با کمال اعتماد به نفس بگه مشکل از خودته یا نهایتش بگه بعدا درست میشه . البته ناگفته نمونه بیشتر اپراتورهاشون اصلا هیچی بلد نیستن . نمیدونم از کجا میارنشون که الف بای اینترنت و سیستم رو هم نمیدونن و همش رو میندازن گردن بی سوادی مردم .

    وضع سیستم گویا رو هم که ملاحضه میکنید. خدا میدونه برا همین سیستم چقدر از جیب ملت رفته .

    تا زنگ میزنی میگی اینترنت کنده میگن فیل*تر شکن داری؟ فایر وال سیستم خاموشه؟ سیستم رو ریست کن ….

    بگذریم .

    قبلا تو دهها گزارش و یادداشت و خبر هی گفتیم اینترنت مملکت از آفتابه مسی وضع بهتری که نداره هیچ، حتی تو ارایه همونم این بساطی که پهن شده یه جورایی شامورتی بازیه برای خالی کردن جیب ملت .

    اینترنت قطره چکونی که نمیشه باهاش ۴ تا فیلم معمولی و بیکیفیت دید و اصلا نمیشه آنلاین بودن رو تجربه کرد به هیچ دردی نمیخوره.

    شرکتای خصوصی که ماشالا رسما دارن از جیب مردم تغذیه مفید میکنن . نمیدونم اینها حلال حرم هم سرشون میشه؟!

    تو یه گزارش با عنوان “گرانفروشی اینترنت در بخش خصوصی ” از کم فروشی و گرونفروشی اینترنت خصوصی ها گفتم .

    حالا جای بد داستان کاربر اینترنت بودن تو این مملکت اینه که بخوای به این سرویس ارایه شده از سوی استکبار خونخوار و تماما جنایتکار غربی اعتماد کنی و باهاش کارو باری راه بندازی و خدای نکرده زندگی کنی.

    اینترنت تو ایران  به قول یکی از اساتید و مسئولین با استفاده از فرمول آستین قیمت گذاری میشه ( یعنی از تو آستین شون یه قیمتی درمیارن میذارن روی اینترنتی که ما استفاده میکنیم ) و با این روش میخوان زندگی در شرایط سخت رو به ما یاد بدن .

    آخه نه که ما خیلی اورت داریم فول آپشن زندگی مرفه بی درد رو تجربه میکینیم ، برا همین مسئولین نمیخوان ما از آرمانهای انقلاب دو بشیم.

    از یکی از معاونین وزیر ارتباطت پرسیدم قیمت اینترنت برا خانواده شما سنگین نیست؟

    گفت نه بابا چرا سنگین باشه ؟ باز پرسیدم حقوق شما چقدره؟ گفت ما قصدمون که پول نیست برا کار کردن …

     قبلا تو یه مطلبی حدود سال ۸۷ با عنوان “هزینه یک ارتباط” به بررسی هزینه‌های ارتباطی در ایران و چند شریک تجاری‌ پرداختم.

    در همین موضوع با علی مطهری ریس کمیته مخابرات مجلس مصاحبه مفصل داشتم .

    تو یه مطلب دیگه بازار بی‌سامان تعرفه‌های ارتباطی رو تشریح کردم که ای ملت این چه وضعشه؟!

    بازم تو یه مطلب دیگه گفتم “ بازار ارتباطات شفاف نیست” . اما بازم …

    با معاون ویزر ارتباطات و ریس سازمان فناوری اطلاعات در این خصوص صحبت کردم . بازم حرفاش توجیه بود . یعنی به در من کاربر نخورد.

    چند وقت بعد مدیر عامل زیر ساخت که شیلینگ اینترنت و تلفن کشور دستشه برگشت گفت برق گرون شده اینترنت ارزون نمیشه . از رو عصبانیت یه یادداشت نوشتم به اسم “حرف‌هایی که نمی‌شود فهمید” .

    در مصاحبه ام با وزیر ارتباطات هم حرفش چیز دیگری بود “ میخواهیم اینترنت را پاک کنیم / اینترنت همان شبکه است“.

    وقتی هم تلفن و اینترنت با هم قطع شد نوشتم “ارتباطی که همراه نیست“.

    راستی میدونستید “بدهی به مخابرات می‌‌تواند باعث مصادره خانه شما شود“.

     اینقدر مطالبم و نوشته هام تو این زمینه زیاده که اصلا جونش رو ندارم همه رو بیارم تو متن.

     خلاصه اینترنت ما به درد در کوزه هم نمیخوره که بزاریم و آبشو بخوریم . اصلا برا چی اینو نوشتم؟ الکی نوشتم خود مردم رو حرص بدم؟

    اگه مسئولی اینو خوند به حساب من بره بزنه پس کله متولی اینترنت . بهش بگه آخه عقل کل اینترنت خوب بدید ملت کسب و کار راه میوفته باهاش. خودتون سود بیشتر میبرید. حالا اگه فهمید …

     


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۱/۰۵/۰۷ : ۰۳:۴۶:۱۰

    وقتی صاحب عزا قر میدهد …

    ===========================================

    چرا بعضی ها خودشان را پشت اخبار پنهان میکنند؟ مدیری که برود پشت رسانه و رسانه ای که خودش پشت اخبار پنهان شود یا مدیر دولتی که اخبار بشود اسناد و توجیهات کارش را چه کسی باید مواخذه کند؟ رسانه؟ وقتی قاضی و متهم همکار باشند فاتحه شاکی خوانده است…

    جای خالی متولی حقوق سایبر

    خیلی دلم میخواست در روزنامه تیتر را همین بزنم که اینجا هست  اما مخاطب عام را نمیشود توجیه کرد .

    نمیدانم وقتی اتفاقی اینچنین رخ میدهد چرا رسانه حامی اپراتور رقیب با شور و شعف بالا پایین میپرد که آهای خارجی ها را بیرون کنید!!

    یکی نیست به آن خبرنویس که می نشیند پای سیستم اس ام اس پراکنی بگوید یک کلاس اقتصاد بخوان بعد اینها را بگو ، اصلا تو از ارز آوری و دیپلماسی اقتصادی چیزی میدانی؟ . یکی نیست بگوید اصلا اپراتور مورد اتهام خلافکار هم که باشد با موضوع تمامیت ارضی کشور اینطور برخورد میکنی؟ موضوع اهانت به مسافران آنجا را اینطور قربانی رقابتهای بازاری میکنی؟

    خیلی بد است که عده ای اینقدر ساده لوحانه رفتار میکنند و خود را رسانه هم میدانند.

    دوست ندارم وارد موضوعات صنفی بشوم اما اگر لازم بدانم حتما وارد شده و برای مخاطبینی خاص حقایقی از رفتار رسانه ای آنهارا تحلیل میکنم که حتما به نفعشان نیست.

    بهتر است مرزهای حرفه ای و بازاری را بیش از این خراب نکنیم

    – جام جم – سعید نوری‌آزاد / گروه اقتصاد

    می‌گویند زمانی که چراغ نفتی برای اولین بار وارد کشور شد بالا و پایین کشیدن فتیله چراغ نفتی کاری تخصصی قلمداد می‌شد و یک مستشار انگلیسی باید این کار را انجام می‌داد اما این به خاطر ناتوانی ایرانی‌ها نبود بلکه صرفا سایه ترس از ابراز وجود در جمع خارجی‌ها بود که باعث می‌شد کسی به آن چراغ نفتی دست نزند.

    این روزها متاسفانه بار دیگر شاهد حرکتی مشابه از سوی دستگاه‌های متولی امور حاکمیتی هستیم و این بار نه در اندازه یک چراغ نفتی بلکه در سطح بین‌الملل و موضوعی به نام حاکمیت ایران بر مرزهای آبی و خاکی. موضوعی که در یکی دو روز اخیر به هر صورت در بین اهالی امر ارتباطات دست به دست می‌شود این است که در جزیره ابوموسی مشترکان یکی از اپراتورها پیامک‌هایی با موضوع خوش آمد گویی برای ورود به خاک امارات دریافت می‌کنند که در جای خود قابل تامل است.

    پیگیری‌ها نشان داده است که این پیامک‌ها از سوی اپراتور اماراتی است که با تجاوز به حریم فرکانسی کشور شیطنت‌های اینچنین را مرتکب می‌شود. اما به راستی متولی مقابله با این رفتار شیطنت‌آمیز کیست؟

    سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی به‌عنوان متولی فضای فرکانسی کشور که صیانت از آن به نوعی اهمیتی فراتر از مرزهای خاکی دارد باید نسبت به این موضوعات بسیار حساس‌تر باشد و فعالیت خود را در چند مورد خاص، محدود نکند. همچنین باید به پروانه فعالیت فرکانسی که به اپراتورها می‌دهد متعهد بوده و در مقابل این اقدامات همسایگان و متجاوزین به تمامیت ارضی کشور واکنش مناسب نشان دهد، چرا که مرزهای کشور به‌غیر از آب و خاک و آسمان بعد چهارمی هم دارد به نام حریم فرکانسی.

    مشابه این موضوع چند سال پیش میان روسیه و همسایگان جنوبی بر سر دامنه ارضی رخ داد که با دخالت نیروهای نظامی موضوع به نفع روسیه خاتمه یافت اما در فضای فرکانسی به دلیل تجاوز اپراتور روسی به حریم کشورهای دیگر با شکایتی که از سوی سایر کشورهای درگیر به سازمان مخابرات راه دور ITU ارسال شد به جریمه و محکوم شدن طرف روسی انجامید و فعالیت اپراتور روسی در فضای فرکانسی کشورهای همسایه مسدود شد.

    نمونه دیگر و شاید مهم تر نیز اقدام گوگل در نام خلیج‌فارس بود که متاسفانه عده‌ای تنها در داخل کشور صدای خود را بلند کردند و عده‌ای دیگر در اقداماتی عجولانه تصمیم گرفتند از خدمات گوگل استفاده نکنند، حال آن‌که این اقدام باید بسیار قاطعانه از سوی وزارت ارتباطات و وزارت امور خارجه با طرح شکایتی در سازمان ملل و موسسه آیکان تحت پیگرد قرار می‌گرفت تا دستگاه دیپلماسی در فضای حقوق سایبر قدرت خود را به سایر کشورها نشان دهد و صرفا این اقدامات است که می‌تواند از حقوق ملت صیانت کند و نه هیاهوی رسانه‌ای بدون مخاطب خارجی….


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۱/۰۲/۲۴ : ۱۲:۳۴:۰۸

    ۹۰۰میلیارد تومان + جدول تفکیک سالانه sms

    ===========================================

    آمدیم نبودید، پیامک زدیم

    ۸۷۶ میلیارد تومان حداقل هزینه سالانه پیامک ایرانی‌ها
    منبع : ویژه نامه نورروزی جام جم \ سعید نوری آزاد
    نظر شما درباره این آمار چیست؟۱ ـ روزانه ۲۰۰میلیون پیامک در کشور ارسال می‌شود۲ ـ سال ۳۶۵ روز دارد

    ۳ ـ بر فرض متوسط هزینه هر پیامک ۱۲ تومان (ایرانسل و همراه اول)‌

    ۴ ـ ۷۳ میلیارد پیامک در سال ارسال می‌شود

    ۵ ـ ۸۷۶ میلیارد تومان حداقل هزینه پیامک سالانه ایرانی‌هاست.

    در آمد جالبی است نه؟

     

    راستی آمار رشد پیامک در سالهای اخیر چطور بوده است ؟

    این جدولها را ببنید و در ادامه تفکیک رشد و شرح جریان پیامک را در ایران بخوانید

     

    بیشتر…


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۰/۱۲/۲۸ : ۰۲:۱۳:۲۱

    یادبودی برای معمار مخابرات

    ========================================

    دلم میخواست از او تجربه بیاموزم و درباره این تجربه‌ها بنویسم اما روزگار خواست یادبود بنویسم…

    یکی از عالی‌ترین مراتب علم مدیریت، مدیریت راهبردی یا همان مدیریت استراتژیک است که وقتی در عمل پیاده ‌می‌شود مانند کاشتن درختی است که مردم سال‌ها بعد نتیجه و ثمره آن را خواهند دید ولی باغبان از همان ابتدا می‌داند در سال‌های دور چه تغییری در آن زمین رخ می‌دهد.

    در هفته‌ای که گذشت یکی از این باغبانان علم مدیریت کشور بدرود حیات گفت. دکتر وفا غفاریان استاد مدیریت صنعتی شاخه مدیریت استراتژیک بعد از تحمل دوره طولانی بیماری درگذشت.

    مرحوم وفا غفاریان - استاد مدیریت راهبردی - ریس هیات مدیره مخابرات

    از کتاب‌ها و نوشته‌ها و شاگردان او در دوره‌های مختلف بسیار می‌توان گفت اما یکی از مهم‌ترین اقدامات او در عرصه مدیریت راهبردی که قدرت و لیاقتش را نشان می‌دهد معماری بزرگ‌ترین شرکت بورسی ایران یعنی شرکت مخابرات ایران است که آن را از بزرگ‌ترین شرکت‌های دولتی به شرکتی خصوصی تبدیل کرد و تغییر ساختار آن از سطح اساسنامه تا فناوری را به طور دقیق و حساب‌شده انجام داد.

    با این حال غفاریان هیچ‌گاه ژست‌های مرسوم مدیران کلان را به خود نگرفت و با وجود فاصله‌اش با کارهای اجرایی روزمره مخابراتی همواره پاسخگوی خبرنگاران این حوزه بود.

    وی متولد سال ۱۳۳۸ و دارای دکترای مدیریت صنعتی گرایش مدیریت استراتژیک و مولف کتاب‌های بسیاری بود که از جمله آنان می‌توان «شایستگی‌های مدیریتی»، «استراتژی اثربخش»، «معانی جدید در مفهوم استراتژی»، «پنج فرمان برای تفکر استراتژیک»، «اصول برنامه‌ریزی استراتژیک»، «استراتژی نمای ۳۶۰ درجه» و «آنچه از شرکت‌های موفق آموختیم» را نام برد.

    نکته قابل تامل زندگی و کار این استاد، فعالیتش در هر دوشاخه دانشگاه و صنعت بود که نشان داد می‌توان بین هر دوی اینها تعادل و ارتباط برقرار کرد و نتیجه حاصله را در عمل مشخص ساخت.

    یاد و راهش گرامی باد.

    روزنامه جام جم – سعید نوری آزاد – گروه اقتصاد

     


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۰/۱۱/۰۶ : ۰۴:۴۵:۱۷

    بدهی به مخابرات می‌‌تواند باعث مصادره خانه شما شود

    ===========================================

    براساس آیین‌نامه و قوانین جاری شرکت مخابرات در صورت عدم پرداخت بدهی تلفن، سایر خطوط مشترک بدهکار نیز قطع می‌شود

    .
    تصور کنید یک روز هنگام خوردن صبحانه متوجه نامه‌ای از طرف دادگاه می‌شوید که به موجب آن خانه شما به تملک شرکت مخابرات در آمده است. دلیل زیادی هم در ذیل آن ذکر نشده و صرفا نوشته شده است به دلیل شکایت شرکت مخابرات ایران از شما بابت بدهی بالاتر از ودیعه تلفن همراه به این شرکت، منزل مسکونی شما جهت رد دیون ذکر شده، به مخابرات ایران واگذار می‌شود. هر چند این سناریو کمی دور از ذهن است، اما به دلیل قانونی و محتمل بودن آن می‌تواند برای هر یک از ما به یک تراژدی تبدیل شود.

    امضای فرم و قرارداد از روی ناچاری…

    منبع : روزنامه جام جم – سعید نوری آزاد

    بیشتر…


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۰/۱۱/۰۱ : ۱۲:۲۴:۲۰

    واقعیت خروج مخابراتی‌ها از ایران چیست؟

    ================================================

    در دنیای رقابت‌های اقتصادی ترک کردن یک بازار معمولا بی‌سر و صدا صورت می‌گیرد تا رقبا از این موضوع استفاده نکنند، اما وقتی این کار با موج رسانه‌ای همراه می‌شود دو مفهوم را در خود دارد،

    ۱  ـ این کار بسیار نادر و تاثیرگذار است

    ۲ ـ این کار واقعی نیست.

    تحریم‌ها بیشتر حاوی شعارهای سیاسی است و در حقیقت بازار و تبادلات اقتصادی به نفع ایران در حال جریان است!

    نامه‌های رسانه‌ای به جای رسمی ….

    منبع : سعید نوری‌آزاد / روزنامه جام‌جم

    بازتاب در دیگر رسانه ها : خبرگزاری فارس  . سایت خبری فناوری اطلاعات- ایستنا  ، سایت خبری مشرق

    بیشتر…


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۰/۱۰/۰۶ : ۱۲:۱۸:۰۹

    عاشورا روزتمرین باهم بودن + گزارش تصویری از یک مراسم خاص

    =====================================================

    آیا میشود از “ناهار ظهر عاشورا” هم مثل “نمار ظهر عاشورا “برای  اتحاد  استفاده کرد؟

    روزنوشتی بر مراسم عاشورا در یکی از روستاهای تهران

     

    امسال هم کودکی بود که نگاهش داد به ما و پس نگرفت - عاشورا - فیروزکوه - زرین دشت

    امسال هم کودکی بود که نگاهش را داد به ما و پس نگرفت - عاشورای۹۰ - سعید نوری آزاد . titr1.net

    برای دیدن عکسها در اندازه بزرگ روی آنها کلیک کنید

    پیشتر در مطالبی شرح سفرهای روزهای عاشورا را نوشته بودم مثل موجن شهر تکیه‌ها و گنبدها و یا عکسهایی مثل نگاه عاشورایی یک کودک   اما امسال موضوع جیر دیگری بود و داستان خودش را داشت.

    روز تاسوعا بود و بر خلاف این چند سال برنامه‌ای برای دیدن مراسم محرم در گوشه‌ای از این مملکت نداشتم. یعنی داشتم اما به هم خورده بود چون اسباب سفر آماده نشده بود و کم‌کم داشتم خودم را راضی میکردم که همین اطراف می‌مانم و مردم محله خودمان را دید میزنم . البته با مردم امروز محله خودمان بیشتر از مردم فلان روستای آن سر ایران آشنا نیستم کمتر از آنها هم غریبه نیستم ، حکایت زندگی شهری و مشغله های الکی و بادبه غب‌غب انداختنهای ما هم شده یک پای ثابت تنهایی و سرد شدن روابط انسانی . جایی میانه همین دنیای مجازی یک نوشته زدیم که برای فردا برنامه ندارم کسی پیشنهادی دارد؟ زیاد نگذشت پیشنهادی هم شد و ما هم پذیرفتیم و گفتیم شکر خدا برنامه فردا هم جور شد . سفر به روستایی در همین استان تهران . عکس و نوشته‌ای درباره‌اش ندیده بودم و فردا فهمیدم تقریبا اولین میهمان  این حوالی بوده ام. البته میهمانی که برای مراسم خاصی برود وگرنه روستاهای ما زنده‌اند به همین مهمانی‌ها و رفتن و آمدنها. رفتار مردم روستا و نوع نگاه کودکان یکی دوتا غریبه هم گویای همین خلوتی روستا بود .

    دوربین : درست غروب تاسوعا بود که فهمیدم دوربین همیشگی که یک دوربین کوچک خانگی بود اینبار با ما یار نیست و ماندیم دست خالی. به هر دری هم زدیم جور نشد . گفتم دیگر بدون دوربین باید بروم عکاسی و نقشه کشیده بودم برای دوربین موبایل . حدود ۱۲ شب بود که به لطف یکی از دوستان دوربین یافت شد و عکسهای حاضر را بااین دوربین گرفتیم. با تشکر از عوامل پشت صحنه .

    جاده یعنی غربت، مسافر،  باد ، آواز و کمی میل به خواب…

    بیشتر…


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۰/۰۹/۱۸ : ۰۳:۵۰:۴۵

    بوقلمون همسایه هم غاز است

    =================================

    با هر دو موافقم اما جشن شکرگذاری یا عید قربان؟

    من با جشن شکرگذاری یا همین Thanksgiving day مخالف نیستم و بنظرم رسم خوبیه برای احیای خانواده و احیای ایمان به خدا .

    اما یه نکته ای رو بهتره توجه کنیم همین چند روز قبل  عید قربان بود و طبق سنت تمام ادیان ابراهیمی قربانی کردن در یک روز خاص بر عده‌ای واجب میشه و عده ای هم اونو برای ثوابش انجام میدن ، حالا خدایی چند نفر بوق دست گرفتن که ای ملت وحشی و ای صاحبان افکار پوسیده چرا میخواید حیوانات رو بکشید و اینها …

    چند نفر گفتن که این مراسمها وحشی‌گری در حق حیواناته و نباید این کارو کنید و اصلا همه اسلام بده و این حرفا؟

    بهتره یخورده توجه کنیم که هزاران بوقلمون یا بلدرچین که فقط برای همین مراسم یا بهتره بگم همین سنت کشته مین هم از همون دسته قربانی ما هستن. حالا بوق و کرنای اونها چرا صدای ساز و دوقول(دوهول) میده؟؟

    انگار باید یه تحقیق جامع تو این زمینه کنم که تفاوت این مراسم ها و مشابه خارجیش رو دربیارم. به امید خدا

    با هر دو موافقم اما جشن شکرگذاری یا عید قربان؟ عکس تقریبا تزیینی است titr1.net

    با هر دو موافقم اما جشن شکرگذاری یا عید قربان؟ عکس تقریبا تزیینی است titr1.net

     


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۰/۰۹/۰۴ : ۰۱:۵۹:۰۲

    باز هم برنامه علمی دهه ۹۰ در تلوزیون

    ==============================================

    فقر علمی رسانه ملی این بار شبکه یک

    چندی قبل مطلبی را با عنوان ” فقر علمی رسانه ملی ” نوشته بودم که مربوط به پخش برنامه‌ای از شبکه دو بود که برنامه علمی دهه ۹۰ را در سال ۲۰۱۱ پخش کرده و به معرفی چیز جدیدی به نام لپتاپ!! پرداخته بود و آن را یک اختراع خیلی جدید میدانست.

    شب گذشته نیز بر حسب اتفاق به برنامه مشابه دیگری در شبکه یک تلوزیون برخوردم که دقیقا مانند برنامه قبل فناوری پست الکترونیک را بعنوان یک فناوری آینده معرفی میکرد و در متن برنامه این عبارت عینا تکرار میشد ” روزی خواهد رسید که مردم بتوانند از خانه ها به یکدیگر نامه الکترونیک ارسال کنند” !!

    جملات و نمونه دستگاهی که تصویر آن در این متن آورده شده است خود گویای سطح علمی برنامه است. به راستی که دید علمی به برنامه‌ها در بین برنامه های فرمایشی و دلالی تهیه کنندگی‌ها گم شده است.

    به امید روزی که اندکی به محتوی و شکل برنامه‌های علمی واقعی نزدیک شویمو عقلی در سطح بالا بر این موضوعات نظارت کند. متاسافنه برنامه‌های علمی محلی برای دلالی و رپرتاژ عده ای از عناصر این حوزه شدهاند که مدیران دولتی یک قسمت این ماجرا هستند.

     

    نمایش دستگاه مترجم تکرنگ جیبی مدل سال 1996 در سال 2011

    نمایش دستگاه مترجم تکرنگ جیبی مدل سال ۱۹۹۶ در سال ۲۰۱۱

    تصویر با موبایل تهیه شده ست


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۰/۰۸/۲۹ : ۰۱:۰۷:۵۲

    فقر علمی رسانه ملی

    ==========================================

    اندر حکایت  فقر علمی رسانه ملی

    پخش برنامه‌های علمی دهه ۹۰ میلادی در سال  ۲۰۱۱

    در موضوع فقر علمی رسانه‌ها بسیار میتوان صحبت کرد و سند آورد و موضوع را ریشه یابی کرد. اما بعضی موارد آنقدر سنگین و مضحک است که نمی‌توان نادیده گرفت و یا به حساب یک اشتباه و یا موقعیت خاص یک برنامه گذاشت و خلاصه  نمی‌شود گردن کسی انداخت.

    چراکه برنامه‌های تاریخی و یا هنری ممکن است تاریخ مصرف طولانی داشته باشند اما برنامه‌های علمی به هیچ وجه این خصوصیت را ندارد آنهم در خصوص علمی مانند علم رایانه و فناوری ارتباطات!

    هر نیمه شب از شبکه ۲ سیما که جزو اصلی‌ترین شبکه های تلوزیونی کشور است مجموعه‌ای با نام پیچیدگی‌های خلقت پخش میشود که مانند اکثر برنامه‌های علمی تلوزیون ایران ترجمه یک برنامه علمی خارجی است که خوب طبیعتا تازه نیست . روز ۲۳ آبانماه در این برنامه مربوط بود به فناوری اطلاعات و ارتباطات که مطالب آن از شدت کهنگی نوعی نوستالژی داشت.چراکه موضوعی مانند دیدن تصویر فرد دیگری در رایانه بطور زنده و مکالمه تلفنی بدون همزمان با او یک فناوری در دست راه اندازی مطرح میشد . سایر مواردی که در این برنامه مطرح میشد آنقدر ساده لوحانه کهنه  بود که برای من بعنوان یک بیننده این سوال مطرح شد آیا واقعا مسئولین ناظر بر این رسانه  به این فناوری ها آشنا نیستند؟

    آیا اصولا عقلی بر این امور نظارت دارد؟

    معرفی نسل جدید لپتاپ در  رسانه ملی سال 2011-  تیتریک -titr1.net

    معرفی نسل جدید لپتاپ در رسانه ملی سال ۲۰۱۱- تیتریک -titr1.net

    بیشتر…


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۰/۰۸/۲۳ : ۰۴:۳۵:۲۰

    جای خالی حقوق شهروندی در ترافیک

    =================================================

    جای خالی حقوق شهروندی در ترافیک

    این عکس یک روز معمولی از ترافیک اتوبوسهای BRTخط راه آهن- تجریش در تقاطع خیابان ولیعصر و خیابان انقلاب را نشان می‌دهد که بیش از ۱۸ اتوبوس در پشت چراغ هستند .

    در سایر روزها نیز بطور متوسط برای رد شدن یک اتوبوس از این تقاطع بین ۳ تا ۸ بار تغییر چراغ طولانی آن را باید به نظاره بنشینند که البته بعید است مسئولین این آمار را باور یا قبول کنند اما به هر حال این حقیقتی است که روزانه چند هزار نفر با وقتهای تلف شده و اعصاب خورد شده خود آن را تایید و حس می‌کنند .

    چهار عامل اصلی در این ترافیک نقش دارند :

    ۱٫ عدم کشش خیابان ولیعصر برای حجم اتوبوسها و خودروهای عبوری ( بخصوص در تقاطع ها)

    ۲٫ تعلل رانندگان اتوبوس در رد شدن از چراغ برای سوار کردن تعداد بیشتری مسافر ( که در همه ایستگاهها تکرار میشود)

    ۳٫ عدم توانایی مامورین راهنمایی در کنترل ترافیک ( که معمولا سرباز و یا کادر جوان ، کم تجربه و عصبی هستند)

    ۴٫ عدم رعایت زمانبندی چراغهای سبز و قرمز توسط عابرین پیاده برای رد شدن از خیابان که سرعت ترافیک را کاهش میدهد ( که مشکل حادی است) + مسافرگیری در نزدیک تقاطع توسط رانندگان شخصی  .

    درنهایت تمام اینها ضعف مدیریت ترافیک را می‌رساند که در یکی از حساسترین نقاط ترافیکی تهران جای یک چیز را خیلی خالی کرده است . یعنی  :

    ” جای خالی حقوق شهروندی”

    سعی میکنم درباره حقوق شهروندی گزارشهای کوتاه و بلندی را نوشته تقدیم کنم.( انشالله) ادامه دارد ….

    ترافیک چهار راه ولیعصر - حقوق شهروندی - تیتر یک

    ترافیک چهار راه ولیعصر - حقوق شهروندی - تیتر یک

     عکس با تلفن همراه تهیه شده است.


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۰/۰۸/۱۲ : ۰۳:۰۴:۴۱

    نقدی به یک دیدگاه : مخاطب نقد شما کیست؟

    ================================================

    روز سه شنبه یادداشتی در روزنامه جام جم به قلم خبرنگار حوزه آموزش این رسانه به چاپ رسید که با دیدگاه نامناسبی موضوع تغییرات دانشگاه جامع علمی کاربردی را مورد نقد قرار داده بود و همین موضوع باعث شد جوابیه ای را بصورت سرگشاده برای نگارنده  بنویسم که در ادامه میخوانید.

    همکار و دوست گرامی

    سرکار خانم مصری

    سلام

    امیدوارم حالتان خوب باشد

    متن یادداشت شما با عنوان “تحصیلات تکمیلی در علمی کاربردی؟” را خواندم . از توجه شما به این موضوعات متشکرم

    اما به دیدگاه پشت این یادداشت نقدی وارد است که از وجود و گسترش آن تا حدی ناخشنود و نگرانم .

    پیشتر هم بگویم علیرغم کسب عنوان دانشجو نمونه کشوری در دوره قبل و محیا بودن امکان ادامه تحصیل در دانشگاههای دولتی اکنون در مقطع کارشناسی دانشگاه علمی کاربردی مشغول به تحصیل بوده و امسال نیز برای انتخاب دانشجوی نمونه کشوری اقدام کردم و بیش از ۷۰ مقاله تخصصی ۳کتاب و چندین کار اجرایی ارایه کردم . نتیجه اش با خدا

    .

    سوال من این است که شما به چه دلیل همه نظام علمی کاربردی را با یک چوب میزنید؟ آیا انتقاد شما به نوع مدیریت است یا نوع نظام آموزشی آن؟ چه زمان قرار است ما به سطح عالی آموزش برسیم و از آموزشهای اکابری و میرزا بنویسی خلاص شویم ؟

    چرا با نازل خواندن سطح آموزش و یا نگاه پولی داشتن به دانشجو میخواهید موضوع را وارانه و برخلاف اهداف آموزشی معرفی کنید؟ مگر در دانشگاه آزاد هر روز نخبه ها صف می‌کشند پشت هم برای هم از اختراعات و اکتشافات شب قبل صحبت میکنند و یا دانشگاه آزاد و غبر انتفاعی و امثال آن را برای رضای خدا باز نگه داشته اند؟ شهریه های میلیونی دانشگاه آزاد را ندید گرفته و به شهریه پایین این دانشگاه نگاه سرماهی داری و اینها دارید که اصلا خوب نیست و انصاف هم  نیست . اتفاقا  دانشگاه مجانی بر خلاف اهداف اصلی آموزش عالی است و نتیجه آن را در خروجی فعلی دانشگاهها میتواندی ببینید. آیا دلیل دارد کسی که استعدادی ندارد مجانی درس بخواند و سرمایه بیت المال را صرف اینکه دانشگاه مجانی است به هدر بدهد؟

    .

    بیشتر…


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۰/۰۸/۰۹ : ۱۱:۰۵:۵۹