• وبلاگ شخصی من در بر گیرنده نوشته‌ها، تالیفات، نظرات و فعالیتهای شخصی من در حوزه‌های روزنامه نگاری اقتصادی ، مدیریت و مشاوره رسانه ، برنامه سازی و تحلیلهای فناوری اطلاعات و کمی هم موضوعات شخصی است. تا اتمام کار ظاهرسازی سایت راه باقی است، فعلا باید شکل نهایی مشخص شود، تا آن  زمان سعی میکنم کمتر مطلب متفرقه بنویسم. شما هم صبور باشید و راهنما …


  • موانع تا وقتی مانع هستند که اونها رو مانع بدونی، اگه اونها رو یک مرحله از مسیر بدونی دیگه مانع نیستن …


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...

  • و گفت: آزادمردی دریائیست به سه چشمه، یکی سخاوت، دوم شفقت، سیم بی‌نیازی از خلق و نیازمندی به حق.
    .
    – تذکره الاولیا ، ذکر ابوالحسن خراقانی


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • از غیر دیدن …

    و گفت: داوری کافری‌ست و از غیر دیدن شرک است و خوش بودن فریضه است.

    – تذکره الاولیا، ذکر شیخ ابوسعید ابوالخیر


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • تحلیل و بررسی مطبوعات ارتباطات

    از این هفته سه شنبه‌ها، ساعت ۷ شبکه ۷ ( آموزش) برنامه زنده برخط
    با اجرای آیتم تحلیل و بررسی اخبار و مطبوعات فناوری در خدمت دوستان هستم
    دوستان مطبوعاتی نشریه و یا گزارشهاشون رو برام ارسال کنن تا در این برنامه ازش یاد کنیم . حجم بالای کاری ممکنه اجازه نده به همه مطالب دوستان شخصا سر بزنم . پس برام بفرستید . به این ایمیل :azad@titr1.net

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط - شبکه آموزش

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط – شبکه آموزش

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط - شبکه آموزش

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط – شبکه آموزش


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • خبر درگذشت مهدوی کنی گاف خبری بود یا حرفه‌ای گری رسانه‌ای؟

    آیت الله مهدوی کنی درگذشت …

    خبر درگذشت مهدوی کنی گاف خبری بود یا حرفه‌ای گری رسانه‌ای؟

    خبر درگذشت مهدوی کنی گاف خبری بود یا حرفه‌ای گری رسانه‌ای؟

    این تیتری بود که بسیاری سایتهای زرد و صفحات شبکه‌های اجتماعی ن را کشفی عظیم از خزانه گافهای رسانه ای برداشت کرده و منتشر کردند.
    اما این خبر یک خبر واقعی نیست ( ایشان هنوز در قید حیات هستند)، فقط اشتباها بر روی خروجی خبرگزاری نمایش داده شده است.
    دلیل نوشتن اینچنین خبری چیست؟ آیا این سایت منبع خاصی در اختیار داشته و خبر رسیده و حالا تکذیب شده به دلایل خاص؟
    در کار رسانه ای مخصوصا رسانه‌های آنلاین سرعت در انتشار مطلب یک مزیت به شمار میرود و گاها بصورت افراطی بر سر آن مسابقه است و نیروهای بخشهای آنلاین و خبرگزاریها بر سر همین موضوع استرس عظیمی دارند.
    در برخی موارد که میشود اتفاقات مهمی را پیش بینی کرد خبرها را پیشنویس می‌کنند و به شرح و بسط آنها میپردازند، که خبر فوق یکی از همین موارد است .
    حتی در رسانه های حرفه ای مستندهای تصویری و گزارش و مصاحبه هایی برای موارد خاصی تهیه میشود که آنها را در روز و ساعتی مشخص که حادثه رخ میدهد منتشر کنند .
    نتیجه برای مخاطبین عمومی : هیچ وقت جوگیر سرعت و حجمه اخبار نشوید
    نتیجه برای همکاران رسانه : نتیجه برای مخاطبین عمومی + یخورده دقت کنید.


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • دست گاه …

    جریان سرد هوایی که از ورودی مترو خارج میشد وسوسه ادامه مسیر با مترو را بر بقیه وسوسه‌ها چیره کرد، تازه وقتی پله های سرد مترو تمام شده و پای سکوی قطاری که نیامده بود رسیدم فهمیدم چقدر کف پاهایم درد میکند، عادت داشتم ، هم به پیاده روی و هم به درد کف پا و کمر، کمی هم خوابم گرفته بود، از صبح چیزی نخورده بودم که بشود اسمش را وعده عذایی گذاشت، صبح عجله داشتم و ظهر هم جایی که بودم غذایش زیادی چرب بود و بوی ماهی میداد، با چای و شیرینی خودم را مشغول کرده بودم تا برسم به خانه، سکو کمی شلوغ بود و تا قطار برسد هم کمی شلوغتر شد، درب قطار درست جلوی صورتم ایستاد، فکر کردم نشانه خوش شانسی است، اما جمعیت متحدا هلم داد وسط مترو، صندلی خالی گیرم نیامد، لاجرم از میله سرد مترو آویزان شدم، حوصله هیچ کاری نداشتم و خیره شدم به مسافرها، از بغل دستی من تا انتهای سالن  بغیر از آنهایی که خواب بودند تقریبا همه سرشان توی موبایل بود، یکی بازی میکرد، یکی دنبال نمیدانم چه میگشت، آن یکی مخ منشی قبلی شرکتشان که با ریس دعوا کرده بود را با صدای بلند میزد و خلاصه هر کسی مشغولیتی داشت توی همان یک کف دست دلخوشی، صدای بیب بیب یک گوشی دیگر سرم را گرداند به طرف انتهای سالن، سنگینی نگاهی مرا به سوی خود خواند، صاف نگاه کردم به یک جفت چشمی که نگاهم میکرد، یک جفت چشم خوشرنگ با آرایشی که حداقل دو سه تا رنگ تویش بود، یا حداقلمن اینطور متوجه شدم، شاید رنگها مال خودش بود، هر چه بود قشنگ بود، موهای خرمایی رنگ و روسری طیف کم رنگی از صورتی که وسطهای سر گیر کرده بود و انگار یک سفره ماهی صورتی پریده بود روی سرش و دستهایش را گرفته بود زیر چانه او، متوجه نگاه من که شد نگاهش را دزدید، گذاشتم به حساب اتفاق، کیفم روی دوشم سنگینی میکرد ، حتی حال جابه جا کردنش را هم نداشتم ، اما ایستگاه بعد پیاده شدن چند مسافر ناگزیر جابه جایم کرد، دیدم از‌آنهمه موبایل به دست حس خوبی نداشتم ، دست کردم تو کیفم و یک کتاب بیرون آوردم، سر جابه جا شدن متوجه شدم تقیربا کنارش قرار گرفتم ، این سری نگاهش به من نبود، داشت ردیف مسافرای موبایل به دست رو نگاه میکرد ، دست اون هم هیچی نبود ، یعنی یه عینک بزرگ و رنگی دستش بود ، برای خودش ملونی بود، نگاهم به پایین مانتوش هم افتاد که مثل نیمه بالاش که شروعش مشخص نبود انتهای مشخصی هم نداشت، چند تا تیکه بالا و پایین و با برشهای مختلف ، الان غیر از مانتوی مدرسه و کارمندی دیگه مانتوها مثل قدیم نیست ، قبلا میشد گفت پایین اینجاس، اما الان نه ، حتی پشت و روش رو هم نمیشه تشخیص داد، همه هم که شدن یه اندازه و یه شکل، با فرق چندتا مارک، شروع کردم خواندن، کتاب جدید نبود ولی دوست داشتم بخوانم ، مثل همیشه سعی میکنم کتاب توی کیفم با جیبم باشد، آن روز کتاب مدیر مدرسه جلال دستم بود، چند وقتی هست که توی کیفم مانده و گه گداری که توی مترو یا ماشین وقت کنم بازش میکنم از سر علامتی که گذاشته ام میخوانم، آخرهای داستان تصادف معلم کلاس چهارم بودم که سنگینی نگاهی سرم را در خود گرفت، داشت نگاهم میکرد ، یعنی داشت سعی میکرد ببیند چه میخوانم ، منهم آخر پاراگراف را بلند خواندم: “از طرف یارو آمریکاییه آمده اند عیادتش و وعده و وعید که وقتی خوب شد ، در اصل چهار استخدامش کنند و  بازبان بی زبانی حالیم کرد که گزارش را بی خود داده ام و حالا هم داده ام ، دنبالش نکنم و رضایت طرفین و کاسه ی از آش داغ تر و از این حرف ها …خاک بر سر مملکت .” …
    بیشتر…


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
    • مدیری که قبل از انتشار مصاحبه‌اش برکنار شد!

      http://www.jamejamonline.ir/Media/Image/1392/08/25/635201855675460656.jpg

      اسمش را تصادف بگذاریم، دست روزگار، اتفاق یا هر چیز دیگر، محمدحسن کرباسیان که تا زمان انجام کارهای فنی این مصاحبه مدیرعامل پست بود، جای خود را به حسین مهری داد. لذا به همین سادگی اظهارات حاکمیتی جای خود را به اظهارات کارشناسی یا برنامه هایی داد که اکنون شکل آرزو به خود گرفته و امید است مدیرعامل بعدی آنها را پیش ببرد.

      وقتی این تغییر پیش آمد دو راه وجود داشت؛ راه اول، دست نگه داشتن از درج این گفت وگو و موکول کردن آن به آینده بود و راه دوم، تغییر حقوقی شخصیت مصاحبه شونده و درج اظهارات وی. پس از سبک و سنگین کردن ها و بررسی ها سرانجام قرار بر انتخاب راه دوم شد.

      علت هم این بود که نقطه نظرات کارشناسی مدیرعامل قبلی حتما و لزوما به کار مدیرعامل جدید می آید و راهگشا خواهد بود. آقای کرباسیان در این گفت وگو نسبت به سرنوشت شرکت پست و روشی که برای خصوصی شدن آن در دولت قبل برگزیده شده و اکنون در دستور کار مجلس است، هشدار داده است.

      به زعم وی سپردن کامل پست به بخش خصوصی تجربه ای ناکام خواهد بود که در سایر کشورهای دنیا بویژه کشورهای غربی که پیشتاز خصوصی سازی در همه زمینه ها بوده اند نیز شکست خورده است. جالب است که میزان این شکست خوردن تا به آنجا بوده که باعث پس گرفته شدن شرکت پست از خریدار آن شده است.

      مدیرعامل قبلی پست پیشنهاد می کند باید در روش کنونی مورد نظر در واگذاری شرکت پست تجدیدنظر کرد که آزموده را آزمودن خطاست.

      وی همچنین اظهار امیدواری کرده است مجلس حرف کارشناسی موجود درباره مضرات روش کنونی خصوصی سازی پست را بشنود؛ وظیفه ای که به نظر می رسد بر دوش مدیرعامل جدید شرکت پست قرار گرفته است.

      در نهایت نیز جای امیدواری است راه شرکت پست به عنوان یکی از دستگاه های مهم کشور که ارتباط مستقیم و کاملی با مردم دارد، رو به تعالی پیش برود و کمیت و کیفیت خدمات آن به مردم متحول شود.

      سعید نوری آزاد

      شرکت پست نباید خصوصی شود بیشتر…


    از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
    تیتر آزاد...

    و گفت: آزادمردی دریائیست به سه چشمه، یکی سخاوت، دوم شفقت، سیم بی‌نیازی از خلق و نیازمندی به حق.
    .
    – تذکره الاولیا ، ذکر ابوالحسن خراقانی


    صنعت بدون روابط عمومی به تولید ملی نمی‌رسد

    به بهانه  همایش روابط عمومی و صنعت در هفته ارتباطات

    روابط عمومی صنعت - تیتر یک - سعید نوری آزاد

    روابط عمومی صنعت – تیتر یک – سعید نوری آزاد

    سعید نوری آزاد – اقتصاد

    چند ماه پیش با یکی از مدیران عالی رتبه شرکت خودرو سازی بنز آلمان گفتگویی داشتم ، در میان صحبتهای او نکته‌ای بیان شد که تا امروز در ذهنم فروکش نکرده است . وی میگفت شرکت بنز آلمان که بی شک از محوری ترین خودرو سازان جهان است تا یکی دو دهه قبل خودرو نمیفروخت بلکه خودرو توزیع میکرد. چرا که مشتریان برای خرید محصول این شرکت صف میکشیدند اما امروزه این شرکت امروز اگر ذره‌ای در سیستم فروش ، بازاریابی و ارتباط با مشتریان تعلل کند شرکتهای قدرتمندی از سراسر جهان حتی بازار داخلی آلمان را از این غول خودرو ساز خواهند گرفت چه رسد به بازار جهانی .

    بیشتر…


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۲/۰۳/۰۲ : ۰۳:۰۴:۵۴

    استاد شرمنده شما خبر سوخته هستید

    این یادداشت را چند روز قبل برای روزنامه تهیه کردم و ارسال کردم اما بعد از یکی دوروز تاخیر گفتند این خبر سوخته ، ارزش خبری ندارد ، در اولیت ما نیست و با همین توصیفها گفتند خبر بریده شدن پستان فلان بازیگر هالیود و یا دزدیده شدن جواهرات آنها در کن و یا چمیدانم این دست اخبار زرد و به درد نخور در اولیت بالاتری از مقام یک استاد قرار دارند. البته جای تعجب هم نبود، یکسری مدیران با همین دیدگاه در شورای شهر امثال استاد معمتمد نژاد را پس زدند و یک سری هم در رسانه . همه چیزمان به همه چیزمان می آید ….

    استاد شما اگر خواندید به دل نگیر، چرخ روزگار است که این بار محورش روی گرده ما نشسته و بدجوری سنگین است ….

    معتمد نژاد - تیتریک

    معتمد نژاد – تیتریک

    معدل صنف شما چند است؟

    یک درس ناننوشته مدیریت میگوید اگر میخواهی جمعی را کوچک کنی ابتدا بزرگ آن جمع را کوچک کن، اینطوری معدل ارزش آن جمع کاهش پیدا کرده و بی ارزش کردنشان آسناتر میشود. خیلی وقتها با درخواستهای اهالی رسانه و ارتباطات مخالفت میشود ، از درخواست مصاحبه گرفته تا درخواست  احقاق حق مردمی که درد و رنج آنها را دیده ایم و نوشته ایم و برایشان روزنه امیدی بوده ایم اما….

     چند روز قبل و درست در هفته جهانی ارتباطات با درخواستی از دانشگاهیان و اصحاب رشته ارتباطات و رسانه و روزنامه نگاری مخالفت شد که تعجب همه گان را برانگیخت . درخواست نام گذاری یک معبر و یا مکانی در شهر به نام پدر علم ارتباطات ایران استاد کاظم معتمد نژاد که نزدیک به ۵۰ سال از عمر خود را صرف آموزش اهالی رسانه و مطبوعات و ارتباطات کرده است و اکنون در آستانه ۸۰ سالگی آنقدری نحیف و ناتوان شده است که ایستادن روی پای خودش هم برایش دشوار شده، اهالی رسانه مخصوصا آنها که جلو دوربین ها و داخل کادر تصاویر نیستند بی تعارف قشری ضعیف در جامعه به شمار میروند و بنا به وضعی که مشهود است مرتبه شغلی آنها به هزار دلیل از ساده ترین مشاغل غیر تخصصی هم پایین تر است. اهالی رسانه و مطلبوعات هرچه نباشد بخشی از بازوی فرهنگی و فرهنگ سازی کشور هستند و علمی که آنها به آن مسلح هستند آنقدری حساس بوده و هست که در آمارهای جهانی از اصلی ترین شاخصه های توسعه یافتگی به شمار میرود . اما در پشت صحنه مطبوعات و جایی که این نیروها تربیت میشوند و جایی که کار بومی سازی علوم ارتباطات در کنار تولید علم این رشته حساس انجام میشود اگر استادانی لایق و سخت کوش عمر خود را برای این علم نگذاشته بودند و در روزگاری که سخت ترین ها بر مطبوعات و رسانه  و دانشگاه گذشت تاب نمی آوردند امروز نمیتوانستیم ادعا کنیم بخشی از جامعه اطلاعاتی هستیم و در مجامع جهانی صاحب کرسی باشیم . بر اساس شواهدی که از رفتاربرخی مدیران دیده میشود معلوم است اهالی علم ارتباطات و مخصوصا استادانی که فقط بخاطر جوانان این کشور عمر خود را فدا کرده اند نه به اندازه ساخت یک مجمتع فرهنگی چند میلیارد تومانی بلکه حتی به اندازه  نام گذاری یک مجموعه فرهنگی هم برای مدیرانی که به مدد همین رسانه ها به جایی رسیده اند ارزش ندارند. گویا دلیل این مخالفت زنده بودن ایشان گفته شده است و اگر اینگونه باشد جز تاسف برای تصمیم گیران حرفی نمیتوان زد و فقط میتوان گفت :  قدر آیینه بدانیم چو هست – نه در آن وقت که اقبال شکست …

     سعید نوری آزاد


    نویسنده: سعید نوری آزاد   | 

    معتمدی : اینترنت با این سرعت یعنی هیچ

    گفتگوی  من با وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت هشتم :

    سعید نوری آزاد

    سعید نوری آزاد

    ساعت ۲ بعدازظهر در ساختمان دانشکده برق دانشگاه امیرکبیر میان راهروهای پر از اتاق‌های شبیه به هم که فقط با یک تابلوی کوچک نام استادان قابل تفکیک بود با مرد شصت ساله‌ای قرار ملاقات داشتیم که مدت‌های زیادی سکوت کرده است . احمد معتمدی وزارت پست، تلگراف و تلفن را در دولت هفتم تحویل گرفت و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات را به دولت نهم تحویل داد.

     وی در جوانی به عنوان دانشجوی ممتاز به فرانسه رفت و دکترای خود را در رشته الکترونیک دیجیتال و سیستم انفورماتیک از دانشگاه پیر و ماری کوری فرانسه اخذ کرد، اما این روزها غیر از کار دانشگاهی به کار دیگری مشغول نیست و خیال بازگشت به دنیای سیاست و اجرا را هم ندارد.

    با این حال، تجربیات طولانی و اشراف وی بر مسائل بخش ارتباطات، تحلیلی جامع از وضع رشد، چالش ها و آینده ارتباطات و فناوری اطلاعات کشور به دست می دهد؛ تحلیلی که حاوی نگاه جالبی به مسائلی چون فیلترینگ و وضع فعلی ارتباطات است.

    قبل از ورود به بحث اصلی درباره اتفاقی که برایتان افتاد بگویید. ماجرای آن حمله در دانشگاه و زخمی شدن تان بالاخره چه بود؟

    بیشتر…


    نویسنده: سعید نوری آزاد   |  ۱۳۹۲/۰۲/۲۰ : ۱۰:۱۲:۲۴