• وبلاگ شخصی من در بر گیرنده نوشته‌ها، تالیفات، نظرات و فعالیتهای شخصی من در حوزه‌های روزنامه نگاری اقتصادی ، مدیریت و مشاوره رسانه ، برنامه سازی و تحلیلهای فناوری اطلاعات و کمی هم موضوعات شخصی است. تا اتمام کار ظاهرسازی سایت راه باقی است، فعلا باید شکل نهایی مشخص شود، تا آن  زمان سعی میکنم کمتر مطلب متفرقه بنویسم. شما هم صبور باشید و راهنما …


  • موانع تا وقتی مانع هستند که اونها رو مانع بدونی، اگه اونها رو یک مرحله از مسیر بدونی دیگه مانع نیستن …


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...

  • و گفت: آزادمردی دریائیست به سه چشمه، یکی سخاوت، دوم شفقت، سیم بی‌نیازی از خلق و نیازمندی به حق.
    .
    – تذکره الاولیا ، ذکر ابوالحسن خراقانی


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • از غیر دیدن …

    و گفت: داوری کافری‌ست و از غیر دیدن شرک است و خوش بودن فریضه است.

    – تذکره الاولیا، ذکر شیخ ابوسعید ابوالخیر


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • تحلیل و بررسی مطبوعات ارتباطات

    از این هفته سه شنبه‌ها، ساعت ۷ شبکه ۷ ( آموزش) برنامه زنده برخط
    با اجرای آیتم تحلیل و بررسی اخبار و مطبوعات فناوری در خدمت دوستان هستم
    دوستان مطبوعاتی نشریه و یا گزارشهاشون رو برام ارسال کنن تا در این برنامه ازش یاد کنیم . حجم بالای کاری ممکنه اجازه نده به همه مطالب دوستان شخصا سر بزنم . پس برام بفرستید . به این ایمیل :azad@titr1.net

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط - شبکه آموزش

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط – شبکه آموزش

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط - شبکه آموزش

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط – شبکه آموزش


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • خبر درگذشت مهدوی کنی گاف خبری بود یا حرفه‌ای گری رسانه‌ای؟

    آیت الله مهدوی کنی درگذشت …

    خبر درگذشت مهدوی کنی گاف خبری بود یا حرفه‌ای گری رسانه‌ای؟

    خبر درگذشت مهدوی کنی گاف خبری بود یا حرفه‌ای گری رسانه‌ای؟

    این تیتری بود که بسیاری سایتهای زرد و صفحات شبکه‌های اجتماعی ن را کشفی عظیم از خزانه گافهای رسانه ای برداشت کرده و منتشر کردند.
    اما این خبر یک خبر واقعی نیست ( ایشان هنوز در قید حیات هستند)، فقط اشتباها بر روی خروجی خبرگزاری نمایش داده شده است.
    دلیل نوشتن اینچنین خبری چیست؟ آیا این سایت منبع خاصی در اختیار داشته و خبر رسیده و حالا تکذیب شده به دلایل خاص؟
    در کار رسانه ای مخصوصا رسانه‌های آنلاین سرعت در انتشار مطلب یک مزیت به شمار میرود و گاها بصورت افراطی بر سر آن مسابقه است و نیروهای بخشهای آنلاین و خبرگزاریها بر سر همین موضوع استرس عظیمی دارند.
    در برخی موارد که میشود اتفاقات مهمی را پیش بینی کرد خبرها را پیشنویس می‌کنند و به شرح و بسط آنها میپردازند، که خبر فوق یکی از همین موارد است .
    حتی در رسانه های حرفه ای مستندهای تصویری و گزارش و مصاحبه هایی برای موارد خاصی تهیه میشود که آنها را در روز و ساعتی مشخص که حادثه رخ میدهد منتشر کنند .
    نتیجه برای مخاطبین عمومی : هیچ وقت جوگیر سرعت و حجمه اخبار نشوید
    نتیجه برای همکاران رسانه : نتیجه برای مخاطبین عمومی + یخورده دقت کنید.


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • دست گاه …

    جریان سرد هوایی که از ورودی مترو خارج میشد وسوسه ادامه مسیر با مترو را بر بقیه وسوسه‌ها چیره کرد، تازه وقتی پله های سرد مترو تمام شده و پای سکوی قطاری که نیامده بود رسیدم فهمیدم چقدر کف پاهایم درد میکند، عادت داشتم ، هم به پیاده روی و هم به درد کف پا و کمر، کمی هم خوابم گرفته بود، از صبح چیزی نخورده بودم که بشود اسمش را وعده عذایی گذاشت، صبح عجله داشتم و ظهر هم جایی که بودم غذایش زیادی چرب بود و بوی ماهی میداد، با چای و شیرینی خودم را مشغول کرده بودم تا برسم به خانه، سکو کمی شلوغ بود و تا قطار برسد هم کمی شلوغتر شد، درب قطار درست جلوی صورتم ایستاد، فکر کردم نشانه خوش شانسی است، اما جمعیت متحدا هلم داد وسط مترو، صندلی خالی گیرم نیامد، لاجرم از میله سرد مترو آویزان شدم، حوصله هیچ کاری نداشتم و خیره شدم به مسافرها، از بغل دستی من تا انتهای سالن  بغیر از آنهایی که خواب بودند تقریبا همه سرشان توی موبایل بود، یکی بازی میکرد، یکی دنبال نمیدانم چه میگشت، آن یکی مخ منشی قبلی شرکتشان که با ریس دعوا کرده بود را با صدای بلند میزد و خلاصه هر کسی مشغولیتی داشت توی همان یک کف دست دلخوشی، صدای بیب بیب یک گوشی دیگر سرم را گرداند به طرف انتهای سالن، سنگینی نگاهی مرا به سوی خود خواند، صاف نگاه کردم به یک جفت چشمی که نگاهم میکرد، یک جفت چشم خوشرنگ با آرایشی که حداقل دو سه تا رنگ تویش بود، یا حداقلمن اینطور متوجه شدم، شاید رنگها مال خودش بود، هر چه بود قشنگ بود، موهای خرمایی رنگ و روسری طیف کم رنگی از صورتی که وسطهای سر گیر کرده بود و انگار یک سفره ماهی صورتی پریده بود روی سرش و دستهایش را گرفته بود زیر چانه او، متوجه نگاه من که شد نگاهش را دزدید، گذاشتم به حساب اتفاق، کیفم روی دوشم سنگینی میکرد ، حتی حال جابه جا کردنش را هم نداشتم ، اما ایستگاه بعد پیاده شدن چند مسافر ناگزیر جابه جایم کرد، دیدم از‌آنهمه موبایل به دست حس خوبی نداشتم ، دست کردم تو کیفم و یک کتاب بیرون آوردم، سر جابه جا شدن متوجه شدم تقیربا کنارش قرار گرفتم ، این سری نگاهش به من نبود، داشت ردیف مسافرای موبایل به دست رو نگاه میکرد ، دست اون هم هیچی نبود ، یعنی یه عینک بزرگ و رنگی دستش بود ، برای خودش ملونی بود، نگاهم به پایین مانتوش هم افتاد که مثل نیمه بالاش که شروعش مشخص نبود انتهای مشخصی هم نداشت، چند تا تیکه بالا و پایین و با برشهای مختلف ، الان غیر از مانتوی مدرسه و کارمندی دیگه مانتوها مثل قدیم نیست ، قبلا میشد گفت پایین اینجاس، اما الان نه ، حتی پشت و روش رو هم نمیشه تشخیص داد، همه هم که شدن یه اندازه و یه شکل، با فرق چندتا مارک، شروع کردم خواندن، کتاب جدید نبود ولی دوست داشتم بخوانم ، مثل همیشه سعی میکنم کتاب توی کیفم با جیبم باشد، آن روز کتاب مدیر مدرسه جلال دستم بود، چند وقتی هست که توی کیفم مانده و گه گداری که توی مترو یا ماشین وقت کنم بازش میکنم از سر علامتی که گذاشته ام میخوانم، آخرهای داستان تصادف معلم کلاس چهارم بودم که سنگینی نگاهی سرم را در خود گرفت، داشت نگاهم میکرد ، یعنی داشت سعی میکرد ببیند چه میخوانم ، منهم آخر پاراگراف را بلند خواندم: “از طرف یارو آمریکاییه آمده اند عیادتش و وعده و وعید که وقتی خوب شد ، در اصل چهار استخدامش کنند و  بازبان بی زبانی حالیم کرد که گزارش را بی خود داده ام و حالا هم داده ام ، دنبالش نکنم و رضایت طرفین و کاسه ی از آش داغ تر و از این حرف ها …خاک بر سر مملکت .” …
    بیشتر…


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
    • مدیری که قبل از انتشار مصاحبه‌اش برکنار شد!

      http://www.jamejamonline.ir/Media/Image/1392/08/25/635201855675460656.jpg

      اسمش را تصادف بگذاریم، دست روزگار، اتفاق یا هر چیز دیگر، محمدحسن کرباسیان که تا زمان انجام کارهای فنی این مصاحبه مدیرعامل پست بود، جای خود را به حسین مهری داد. لذا به همین سادگی اظهارات حاکمیتی جای خود را به اظهارات کارشناسی یا برنامه هایی داد که اکنون شکل آرزو به خود گرفته و امید است مدیرعامل بعدی آنها را پیش ببرد.

      وقتی این تغییر پیش آمد دو راه وجود داشت؛ راه اول، دست نگه داشتن از درج این گفت وگو و موکول کردن آن به آینده بود و راه دوم، تغییر حقوقی شخصیت مصاحبه شونده و درج اظهارات وی. پس از سبک و سنگین کردن ها و بررسی ها سرانجام قرار بر انتخاب راه دوم شد.

      علت هم این بود که نقطه نظرات کارشناسی مدیرعامل قبلی حتما و لزوما به کار مدیرعامل جدید می آید و راهگشا خواهد بود. آقای کرباسیان در این گفت وگو نسبت به سرنوشت شرکت پست و روشی که برای خصوصی شدن آن در دولت قبل برگزیده شده و اکنون در دستور کار مجلس است، هشدار داده است.

      به زعم وی سپردن کامل پست به بخش خصوصی تجربه ای ناکام خواهد بود که در سایر کشورهای دنیا بویژه کشورهای غربی که پیشتاز خصوصی سازی در همه زمینه ها بوده اند نیز شکست خورده است. جالب است که میزان این شکست خوردن تا به آنجا بوده که باعث پس گرفته شدن شرکت پست از خریدار آن شده است.

      مدیرعامل قبلی پست پیشنهاد می کند باید در روش کنونی مورد نظر در واگذاری شرکت پست تجدیدنظر کرد که آزموده را آزمودن خطاست.

      وی همچنین اظهار امیدواری کرده است مجلس حرف کارشناسی موجود درباره مضرات روش کنونی خصوصی سازی پست را بشنود؛ وظیفه ای که به نظر می رسد بر دوش مدیرعامل جدید شرکت پست قرار گرفته است.

      در نهایت نیز جای امیدواری است راه شرکت پست به عنوان یکی از دستگاه های مهم کشور که ارتباط مستقیم و کاملی با مردم دارد، رو به تعالی پیش برود و کمیت و کیفیت خدمات آن به مردم متحول شود.

      سعید نوری آزاد

      شرکت پست نباید خصوصی شود بیشتر…


    از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
    تیتر آزاد...

    و گفت: آزادمردی دریائیست به سه چشمه، یکی سخاوت، دوم شفقت، سیم بی‌نیازی از خلق و نیازمندی به حق.
    .
    – تذکره الاولیا ، ذکر ابوالحسن خراقانی


    معتمدی : اینترنت با این سرعت یعنی هیچ

    گفتگوی  من با وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات دولت هشتم :

    سعید نوری آزاد

    سعید نوری آزاد

    ساعت ۲ بعدازظهر در ساختمان دانشکده برق دانشگاه امیرکبیر میان راهروهای پر از اتاق‌های شبیه به هم که فقط با یک تابلوی کوچک نام استادان قابل تفکیک بود با مرد شصت ساله‌ای قرار ملاقات داشتیم که مدت‌های زیادی سکوت کرده است . احمد معتمدی وزارت پست، تلگراف و تلفن را در دولت هفتم تحویل گرفت و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات را به دولت نهم تحویل داد.

     وی در جوانی به عنوان دانشجوی ممتاز به فرانسه رفت و دکترای خود را در رشته الکترونیک دیجیتال و سیستم انفورماتیک از دانشگاه پیر و ماری کوری فرانسه اخذ کرد، اما این روزها غیر از کار دانشگاهی به کار دیگری مشغول نیست و خیال بازگشت به دنیای سیاست و اجرا را هم ندارد.

    با این حال، تجربیات طولانی و اشراف وی بر مسائل بخش ارتباطات، تحلیلی جامع از وضع رشد، چالش ها و آینده ارتباطات و فناوری اطلاعات کشور به دست می دهد؛ تحلیلی که حاوی نگاه جالبی به مسائلی چون فیلترینگ و وضع فعلی ارتباطات است.

    قبل از ورود به بحث اصلی درباره اتفاقی که برایتان افتاد بگویید. ماجرای آن حمله در دانشگاه و زخمی شدن تان بالاخره چه بود؟

    خودم هم نفهمیدم ماجرا چه بود و چه شد. فردی که ادعا می کرد شرکت مخابرات در زمان وزارت من ده هزار تومان اضافه از او گرفته است، آمد در همین ساختمان دانشگاه جلوی دفتر استادان به من چاقو زد و من هم با ۵ درصد شانس زنده ماندم. دادگاه هم فقط یک سال زندانی برایش برید که آن مدت هم تمام شده و الان آزاد است.

    به دلیل این که شما وزیر بودید هیچ پیگیری امنیتی خاصی نشد؟

    نه، حتی این که آن فرد از جایی تحریک شده باشد مهم نبود، اما این موضوع که فردی با قصد قبلی بدون اظهار ندامت در دادگاه چنین کاری کرد و فقط به یک سال زندان محکوم شد جای تعجب داشت. خودم هم مایل نبودم بیشتر پیگیری کنم. شاید اتفاق روزگار بود.

    شما در سال هایی وزیر پست و تلگراف و تلفن و سپس وزیر ارتباطات بودید که آغاز تغییر و جهش در این فناوری بود. از شرایط کشور در آن دوران بگویید.

    پیش از پایان دولت هفتم و در بهمن ۷۹ من کارم را به عنوان وزیر شروع کردم که در دولت هشتم هم ادامه داشت. به دلیل این که ۱۵ سال با عناوین مختلف معاون وزیر علوم در بحث تحقیق و تکنولوژی بودم با مخابرات ـ که نزدیک به رشته خودم بود ـ ارتباط داشتم و این حوزه را می شناختم. آن زمان هنوز اسم این وزارتخانه پست و تلگراف و تلفن بود که کارهایی برای ایجاد تغییر در آن شده بود، اما مشکلاتی هم وجود داشت. آن زمان برنامه سوم توسعه تازه شروع شده بود. پیش بینی شده بود شمار مشترکین تلفن همراه در طول برنامه از ۵۰۰ هزار به سه میلیون نفر برسد یا مثلا به شمارمشترکان تلفن ثابت حدود سه میلیون نفر اضافه شود. جالب است در آن زمان اینترنت در ایران فقط ۲۰۰ هزار کاربر داشت که قرار بود حدود دو میلیون کاربر برای آن ایجاد شود.

    با همان برنامه های قبلی کار را پیش بردید؟

    نه، منطقی نبود. ایده آل هم نبود. برای همین کمیته های تخصصی تشکیل دادیم و اهداف کمی برنامه را در چارچوب اختیارات دولت دو برابر کردیم. البته خیلی به ما انتقاد کردند که این کار را نکنید یا حداقل آن را رسمی نکنید. عده ای هم می گفتند چون ما به این حوزه آشنا نیستیم، داریم برای خودمان تعهد اضافه ایجاد می کنیم.

    آن زمان ترکیه که با ما تلفن همراه را وارد و راه اندازی کرده بود وضع بهتری داشت.

    بله، موبایل در ایران مانند ترکیه از سال ۷۳ وارد شد، اما ما معمولا در شروع کار تاخیر داریم. آن زمان در همسایگی ما ترکیه نزدیک به ده میلیون مشترک موبایل داشت، لذا ما گفتیم شاخص های کمی برنامه سوم درست نیست که بخواهیم براساس آن بعد از پنج سال برسیم به سه میلیون مشترک تلفن همراه. از طرفی دوستان برنامه ریز می گفتند توانایی کشور بیش از این نیست و توان فنی و مالی تحقق این افزایش را نداریم، اما ما هم می دانستیم با این وضع فاصله ما با دنیا ​ بیشتر می شود.

    قصد خصوصی سازی تمام این امورات را داشتید؟

    بله، البته این موضوع در برنامه سوم توسعه هم دیده شده بود، اما ساختار و شکل وزارتخانه این اجازه را نمی داد. مثلا تمام امورات موبایل در آن زمان در یک دفتر در مخابرات خلاصه می شد و حتی معاونت هم نبود. با آن دفتر هم نمی شد ده میلیون موبایل راه اندازی کرد.

    تلفن ثابت در چه وضعی بود؟

    درباره تلفن ثابت حتی در شهرهای بزرگ مشکل جدی داشتیم و توسعه کافی نبود. نوبت واگذاری هم طولانی بود و باید کاری می کردیم. لذا با گذاشتن مشوق هایی استان ها را فعال کردیم و زیرساخت هم آماده کردیم تا ۹ میلیون خط ثابت موجود در آن زمان در یک دوره چهار ساله به ۱۸ میلیون خط برسد. علاوه بر آن، خطوط آنالوگ و قدیمی قبلی هم باید تعویض می شد. این هم کار سختی بود که یک تغییر اساسی را می طلبید.

    مجلس به کار پروژه ایرانسل چه ایرادی گرفته بود؟

    چون ۷۰ درصد سهام​ به شرکت ترکسل- که شریک خارجی پروژه بود ـ تعلق داشت، می گفتند نباید بیش از ۵۰ درصد سهم خارجی در این پروژه باشد. البته قانون هم این را نگفته بود، اما به هر حال دوستان دیدگاه امنیتی داشتند و سلیقه شان اینچنین بود. به هر حال و در ماه های آخر دولت، پروانه به ایرانسل داده شد که در آن قید شده بود شریک خارجی ترکسل اگر نیامد به صورت خودکار ام تی ان می تواند جایگزین او شود. در نهایت هم ایرانسل یک نمونه خوب در امر سرمایه گذاری و فنی بود، اما بهره برداری اصلی دیگر خارج از زمان ما صورت گرفت.

    ماجرای شکایت ترکسل و رفتنش از ایران چه بود؟

    ترکسل برنده مزایده شده بود، اما در موقع شروع کار که دولت هم داشت تغییر می کرد در آمدن به این پروژه تردید کرد. متن توافقات ما حتی بعد از تغییر سهم شریک خارجی در پروژه ـ که ایراد مجلس بود ـ موجود است. آنها پذیرفتند با همان ۴۹ درصد سهم در پروژه بیایند و من هم به لحاظ اخلاقی از آنها حمایت می کردم که بیایند و کار را شروع کنند. اما آنها شرکای اروپایی هم داشتند و سرانجام ریسک کار را بالا دیدند و به این دلیل تردید کردند که چه بکنند و دست آخرهم نیامدند و طبق قانون برنده دوم جایگزین آنها شد. البته آنها این اواخر شکایت کردند و گفتند چون قوانین تغییر کرد ما نیامدیم. آنها در دادگاه لاهه سه شکایت را طرح کردند. یکی از شریک ایرانی که همان ایرانسل است. یکی از دولت و دیگری از ام تی ان آفریقای جنوبی. الان در شکایت از شریک ایرانی، دادگاه به نفع ایرانسل رای داده است. در دادگاه شکایت از دولت هم که من درگیر آن بودم و برای آن به لاهه رفتم ماجرا به نفع ما بود و خودشان هم قبول داشتند که ما حمایت کردیم و در قرارداد هم آمده بود که اگر قانون عوض شد باید بپذیرند، اما هنوز رای این پرونده صادر نشده است.

    وضع پست چطور بود؟

    در ابتدای کار سرانه مرسوله ۴٫۸ به ازای هر نفر بود که این عدد خیلی کمی بود. چون سرانه در کشورهای پیشرفته ۸۰ تا صد مرسوله به ازای هر نفر است و در منطقه هم عدد ۲۰ مرسوله را داشتیم، سعی کردیم تا این عدد را به حدود ۱۱ برسانیم و رسید، اما به گمانم الان این عدد پایین آمده باشد. همچنین پست بانک را فعال کردیم که در جهت ICT فعالیت کند و وام هایی را به فعالان این بخش ها بدهد، چون در کشورهایی مثل ژاپن و آلمان، پست بانک یکی از قوی ترین بانک های آنهاست، اما در ایران این طور نبود.

    ورود اینترنت تغییری در کار پست ایجاد کرد؟

    بله، تغییر ایجاد کرد. سرویس های قدیمی مثل نامه های معمولی کم شد یا کنار رفت، اما این سرویس ها جای خود را به سرویس های جدید داده است که این سرانه پستی را بالا می برد.

    در زمان شما چه کارهایی عقب افتاد یا دچار ضعف بود؟

    صریح بگویم که ما در ایجاد کاربردهای فناوری اطلاعات عقب ماندیم. با این که زیرساخت فراهم شد، اما کاربردی شدنش عقب ماند و بانکداری الکترونیک، آموزش الکترونیک، دولت الکترونیک و صدها طرح دیگر از این دست نهایی نشد. طرح تکفا هم که شروع شده بود، آن هم در دولت بعد تعطیل شد و می بینید نتیجه آن هم این شد که الان شاخص های ما در فناوری اطلاعات در رتبه ۱۳۰ یا ۱۴۰ در بین کشورهای جهان است. این در حالی است که تعداد کاربران ما کم نیست، اما مهم سرویس هایی است که به کاربران ارائه می شود.

    تعداد کاربران اینترنت را چطور تشخیص می دادید؟

    براساس فرمولی که ITU ارائه داده بود، از روی پهنای باند می شد تعداد کاربران اینترنت را تشخیص داد. آن زمان کاربران کمتر از اینترنت استفاده می کردند، ولی الان کاربرها حرفه ای شده اند و استفاده های طولانی انجام می شود. این امر یک راه دیگر هم داشت که براساس آن تعداد دانشجویان یا فارغ التحصیلان و دانش آموزان سال های آخر آی تی را حساب می کردیم.

    با این حال آمارهای متناقضی از تعداد کاربران اینترنت کشور داده می شود که بین ۱۱ تا ۵۰ میلیون نفر نوسان دارد. به نظر شما چه عددی صحیح است؟

    من هر دوی آنها را اشتباه می دانم. البته اگر تعریف و ملاک کاربر اینترنت بودن، یک بار استفاده در سال باشد شاید بشود گفت آن عدد ۵۰ میلیون درست است، اما این تعریف استانداردی نیست. به نظرم تعداد حدود ۲۵ تا ۳۰ میلیون کاربر باید درست باشد. آن عدد ۱۱ میلیون هم که قطعا غلط است، چون در زمان ما تعداد هفت میلیون با آن امکانات محدود وجود داشت، اما الان که اوضاع خیلی فرق کرده است.

    شما ارتباط دیال آپ (اتصال ساده تلفنی به اینترنت) را جزو ارتباط اینترنتی می دانید؟

    در زمان ما شاخص محاسبه ضریب نفوذ اینترنت، تعداد کاربر بود با هر نوع کانکشن، اما الان نوع کانکشن هم مهم است. البته موضوع باند پهن هم مطرح است، چیزی که ما به اسم ADSL می شناسیم.

    چه میزان حداقل پهنای باند را منطقی می دانید؟

    بنا به واقعیات موجود در جهان، الان در بعضی کشورهای اروپایی سرعت دسترسی ۹۰ مگابیت به اینترنت را جزو حقوق شهروندی ثبت کرده اند؛ درست مثل حق تحصیل یا استفاده از آب و برق برای شهروندان ما. یعنی اینترنت با این سرعت در آنجا از حقوق مسلم و اصلی افراد است و اگر دولت آن کشورها این امکان را فراهم نکند باید در برابر قانون پاسخگو باشد.

    محدودیت سرعت اینترنت در ۱۲۸ کیلو بیت برای کاربران خانگی در زمان شما وضع شد؟

    خیر، بعد از ما بود. این محدودیت ۱۲۸، اشتباه دولت بعد بود که به جای رفع اشتباهات ما ابتدا به خاطر بی تجربگی، نگرانی ایجاد کردند و این محدودیت ایجاد شد البته بعدا هم پشیمان شدند چون جلوی توسعه خودشان گرفته شد. نباید با این کار محدودیت سرعت، اساس فناوری اطلاعات را زیر سوال می بردند. این سرعت ۱۲۸ کیلوبیت یعنی هیچ. شاید زمانی خوب بود، اما الان یعنی هیچ و راه مقابله با معضلات فرهنگی هم کم کردن پهنای باند اینترنت نیست. خود شما بگویید آیا سایتی در اینترنت هست که نتوانید به آن دسترسی پیدا کنید؟ هر بچه ای امروز می تواند این کار را بکند. فقط وقتش بیشتر گرفته می شود، پس این راه حل برای کنترل دسترسی به اینترنت غلط بوده است. برخی شرکت ها گلایه می کنند شرکت زیرساخت به ما اینترنت کافی نمی دهد، پیگیری که می کنم می بینم دستور دارند این طور رفتار کنند.

    فیلترینگ اینترنت در زمان شما شروع شد. نظرتان درباره شرایط فعلی این امر چیست؟

    قسمتی از کار من در وزارت ارتباطات با عمر مجلس ششم همزمان بود، عده ای در آنجا از پایه با هر نوع محدودیتی در اینترنت مخالف بودند. در برابر خود من با این نظر آنها مخالف بودم و اصلا معتقد نبودم هر چیزی را بی محدودیت و نظارت در دسترس قرار داد، چراکه بحث امنیت ملی و فرهنگی مطرح است. آن زمان ما فایروالی (دیوار آتش مخصوص اینترنت) آوردیم. خیلی ها گفتند چرا باید این کار را کرد و ما توجیه می کردیم این وسیله فقط برای بستن چهار تا سایت سیاسی نیست و ده ها کار دیگر نیز می کند.

    من به تندروهای مجلس ششم می گفتم این فایروال که برای ما نوشته نشده است، بلکه آمریکا اول خودش آن را استفاده کرده، پس چیز عجیبی نیست. لذا کار آنها تفریط بود، اما از آن سو اکنون برخی پیش مراجع و نهادهایی مثل رهبری می روند و می گویند راحت می شود به اطلاعات مستهجن در اینترنت دسترسی داشت و طبیعی است هر کسی باشد می گوید جلویش را بگیرید. درنتیجه افراط در فیلترینگ ایجاد و باعث قطع دسترسی به سرویس های بین المللی و اختلال در اینترنت برای کشوری که ادعای توسعه یافتگی دارد، شده است. این کارها برای کشورهایی مثل بورکینافاسو و امثال آن است، نه ایران. در کل این راهش نبوده و نیست. با وضع فعلی فقط جلوی کارکردهای مثبت اینترنت گرفته شده و نتیجه دیگری عاید نشده است.

    نظر شما درباره اینترنت ملی چیست؟

    در این که شبکه داخلی اینترانت باید تقویت شود، شکی نیست و خوب است و ما هم شبکه فیبر نوری را برای همین منظور توسعه دادیم، اما اطلاق اینترنت ملی به این امر هم غلط است چون اینترنت شبکه اینترنشنال است؛ مثل موبایل و تلفن ثابت، اصلا سازمان ITU برای همین از ۱۵۰ سال قبل درست شد چون ارتباطات محدوده ای ندارد، اما این که محدودیت اینترنت را با اینترانت جبران کنیم، امکان پذیر نیست. تازه همین شبکه ملی کو؟ کجاست؟ دو دولت عوض شد و هیچ نتیجه ای از آن گرفته نشده و هی امروز و فردا می شود. از ابتدای دولت هم این شعار را می دهند، اما نتیجه ملموسی دیده نمی شود.

    مشکل اصلی در این خصوص چیست؟

    نگاه موجود. صریح بگویم کشور را به جایی نبریم که دنیا با دسترسی بالای ۱۰۰ مگابیت از اینترنت استفاده کند و ما با ۱۲۸ کیلوبیت (حدودا هر هزار کیلو بیت برابر است با یک مگابیت). به طوری که ما در مجامع علمی خارج از کشور خجالت می کشیم بگوییم این محدودیت در کشور ما وجود دارد. این شایسته کشور نیست.

    وضع تعرفه های فعلی ارتباطی را چطور می بینید؟

    خیلی بد است. دیدم برخی مسئولان گفته اند می خواهیم تعرفه ها را پایین بیاوریم که قطعا کار غلطی است، البته به جز موضوع دیتا که نرخ تعرفه های ما پنج برابر اروپا​ست که البته خود اروپا هم از آمریکا مقداری گران تر است، اما در تلفن ثابت و همراه خیلی سرویس ها را نمی توانیم ارائه بدهیم و در برخی مناطق تلفن ثابت زیانده است. هزینه یک شرط مهم برای تحقق توسعه است، لذا باید تعرفه های این بخش اصلاح شود. در بخش تلفن همراه هم می بینیم که واقعا خصوصی سازی نشده، اما آن بخش از مالکیت دولت خارج شده است. خوب مالکان جدید مخابرات هم هزینه دارند و طبیعی است سودشان را مصرف کنند. البته سهامداران فعلی مخابرات نهادهایی است که هر چقدر پول داخلش بریزی پر نمی شود، در نتیجه در نهایت این وسط پولی برای سرمایه گذاری نمی ماند.

    البته شاخص های مالی آنها ارقام سود بالایی را نشان می دهد.

    بله، آن فعالیت که سودآور است، اما آنها هزینه دارند و سودشان را می خواهند. از طرف دیگر ارتباطات کشور نیاز به توسعه دارد که برای تحقق آن باید پول و سرمایه به آن تزریق شود، در همین حال دولت هم علاوه بر اقساط واگذاری، بیشتر سود این شرکت را می گیرد و به یارانه مردم تخصیص می دهد، اما از نظر نسبی میزان سرمایه گذاری در بخش ارتباطات حتی نسبت به زمان ما هم افت داشته است و این تبعاتی برای آینده کشور دارد.

    پس معتقدید تعرفه های تلفن باید افزایش پیدا کند؟

    بله، اما افزایش منطقی باشد. تعرفه امکاناتی مثل اینترنت باید کاهش پیدا کند و تعرفه تلفن باید افزایش یابد. مثلا تلفن ثابت واقعا نرخ تعرفه کمی دارد. برای یک ساعت مکالمه ۱۲۰ تومان می پردازید و این منطقی نیست و در نتیجه بخش مربوط هم پول سرمایه گذاری ندارد.

    فکر نمی کنید ارتباطات ارزان باعث توسعه سایر بخش های کشور است؟

    میزان توسعه تلفن ثابت از دو میلیون خط در زمان ما،امسال به یک میلیون​رسیده است و این نتیجه تعرفه کم است.

    مسئولان مخابرات می گویند این موضوع به خاطر اشباع شدن نیاز به تلفن ثابت است.

    نباید این طور نگاه کرد. دولت باید بر هزینه کرد آنها نظارت کند، یعنی بگوید تعرفه را بالا می بریم به شرطی که با نظارت من آن را صرف توسعه کنید.

    زمان شما که موبایل فروخته می شد در برگه های فروش قید کرده بودند بیش از ۱۰ درصد این مبلغ صرف توسعه ارتباطات روستایی خواهد شد، اما می بینیم هنوز در بخش روستایی دولت سرمایه گذاری کافی نکرده و در نتیجه روند توسعه نیز کامل نشده است.

    بله، ما ۱۰ درصد از پول دریافتی بابت واگذاری تلفن همراه را برای توسعه ارتباطات روستایی دریافت می کردیم، ۲۲ درصد از وجه نیز سهم دولت و مالیات بود و مابقی صرف توسعه شبکه می شد. حتی اگر لازم بود خود دولت برای توسعه بیشتر کمک می کرد، اما الان این طور نیست و همه می خواهند از این میان درآمدی داشته باشند و هیچ سرمایه گذاری هم نکنند.

    من اگر الان مسئول بودم، قیمت تلفن ثابت را پنج تا ده برابر بالا می بردم و یک شرط هم می گذاشتم که درآمد جدید با نظارت من هزینه شود.

    نظر شما درباره عملکرد فعلی وزارت ارتباطات چیست؟

    نمی دانم چرا این اتفاقات عجیب در دولت افتاد و این نهادها تا این حد تضعیف شدند. همچنین شورای مختلفی که تشکیل داده بودیم هم تعطیل شد و خوب وقتی ضعف عملکرد باشد یک شورای دیگر باید تشکیل شود.

    پس معتقدید تشکیل شورای عالی فضای مجازی به خاطر ضعف عملکرد وزارت ارتباطات بود؟

    بله، طبیعی است. وقتی رهبری ببینند در جایی ضعیف عمل شده است وارد شده و چنین کاری می کنند. اگر فعالیت در بخش ارتباطات طبیعی و رو به رشد بود، دلیلی برای ایجاد چنین شورایی وجود نداشت، اما خب همین تشکیلات هم برای سیاستگذاری خوب است، اما دارد فراتر از سیاستگذاری عمل می کند که نظر رهبری هم این نبوده است. می بینید که مرکز تحقیقات مخابرات را گرفته اند که واقعا خنده دار است، آنجا یک واحد تحقیق و توسعه کاملا فنی بوده، اما چون ساختمان خوب و بودجه تعریف شده ای دارد، روی آن دست گذاشتند. صریح بگویم عده ای آماده خوری می کنند و انرژی برای ایجاد تشکیلات جدید نمی گذارند.

    فکر نمی کنید این وقایع به ضعف دوره شما بر می گردد که تعریف درستی از وظیفه ها و تفکیک آن نکردید؟

    در قانون وزارت ارتباطات، ما همه بخش ها از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی را دیده بودیم که با نظر رهبری کار می کند و وظایف خود را دارد. اصلا آن زمان شورای نگهبان تا مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را برایش نبردیم، مصوبه دولت برای تشکیل وزارت ارتباطات را تائید نکرد، اما این تشکیلات را در دولت بعد اجرا نکردند و چند شورا در دولت ادغام شد و در نهایت هم مشخص نیست چه شد.

    شرایط منطقه ای ایران در بخش ارتباطات راضی کننده است؟

    به هیچ عنوان، ما مسیرهای فیبر نوری را به عمد از مرزها عبور دادیم، مثلا چه دلیلی داشت برای چابهار فیبر نوری بکشیم؟ مگر جمعیتی داشت؟ تنها دلیل این بود که از موقعیت ایران استفاده کنیم تا ایران، هاب منطقه از نظر ارتباطات شود. اما چه شد؟ می بینیم همه کشورها ایران را دور زدند. با این حال باز هم فرصت هست که بخشی از کار را دست بگیریم و ترانزیت دیتا داشته باشیم و نقشی را که فلان کشور در حاشیه خلیج فارس به عهده گرفته در دست بگیریم.

    مشکل اصلی که این اهداف محقق نشد، چه بود؟

    ۲۰ درصد را می شود به تحریم ها مربوط دانست، اما مابقی مشکل به خاطر تنگ نظری ها بوده است که مثلا نخواستند کسی غیر از خودشان در این بخش کار کند. روشن است مشتری در بازار ارتباطات مثل بقیه بازارها به دنبال ارزانی و سود است که باید محقق شود، اما حرف های امنیتی در این عرصه نشانه تفکر عامی است که همه چیز را قابل کنترل می خواهد.

    اصلی ترین ظرفیت ما در بخش آی تی چیست؟

    نیروی انسانی نخبه ای است که در رشته های برق، مخابرات و رایانه وجود دارد. در منطقه فقط ترکیه تا حدودی از این نظر به ما نزدیک است، ولی سایرین توان رقابت ندارند. بارورکردن این پتانسیل بهترین مزیت رقابتی ماست.

    به نظر شما چه سهمی از GDP را می توان از این حوزه توقع داشت؟

    در کشورهایی مثل کره و ایرلند سهم ارتباطات از تولید ناخالص داخلی ۱۲ درصد است. در زمان ما سهم این بخش از تولید ناخالص ملی از ۱٫۷ درصد به ۲٫۴ درصد تبدیل شده بود، اما الان آمار ندارم و فکر هم نمی کنم بالا رفته باشد. اما اگر ما به رقم چهار درصد برسیم خیلی خوب است.

    سعید نوری آزاد – جام جم



    دیدگاه شما

    پاسخ دهید