• وبلاگ شخصی من در بر گیرنده نوشته‌ها، تالیفات، نظرات و فعالیتهای شخصی من در حوزه‌های روزنامه نگاری اقتصادی ، مدیریت و مشاوره رسانه ، برنامه سازی و تحلیلهای فناوری اطلاعات و کمی هم موضوعات شخصی است. تا اتمام کار ظاهرسازی سایت راه باقی است، فعلا باید شکل نهایی مشخص شود، تا آن  زمان سعی میکنم کمتر مطلب متفرقه بنویسم. شما هم صبور باشید و راهنما …


  • موانع تا وقتی مانع هستند که اونها رو مانع بدونی، اگه اونها رو یک مرحله از مسیر بدونی دیگه مانع نیستن …


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...

  • و گفت: آزادمردی دریائیست به سه چشمه، یکی سخاوت، دوم شفقت، سیم بی‌نیازی از خلق و نیازمندی به حق.
    .
    – تذکره الاولیا ، ذکر ابوالحسن خراقانی


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • از غیر دیدن …

    و گفت: داوری کافری‌ست و از غیر دیدن شرک است و خوش بودن فریضه است.

    – تذکره الاولیا، ذکر شیخ ابوسعید ابوالخیر


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • تحلیل و بررسی مطبوعات ارتباطات

    از این هفته سه شنبه‌ها، ساعت ۷ شبکه ۷ ( آموزش) برنامه زنده برخط
    با اجرای آیتم تحلیل و بررسی اخبار و مطبوعات فناوری در خدمت دوستان هستم
    دوستان مطبوعاتی نشریه و یا گزارشهاشون رو برام ارسال کنن تا در این برنامه ازش یاد کنیم . حجم بالای کاری ممکنه اجازه نده به همه مطالب دوستان شخصا سر بزنم . پس برام بفرستید . به این ایمیل :azad@titr1.net

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط - شبکه آموزش

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط – شبکه آموزش

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط - شبکه آموزش

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط – شبکه آموزش


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • خبر درگذشت مهدوی کنی گاف خبری بود یا حرفه‌ای گری رسانه‌ای؟

    آیت الله مهدوی کنی درگذشت …

    خبر درگذشت مهدوی کنی گاف خبری بود یا حرفه‌ای گری رسانه‌ای؟

    خبر درگذشت مهدوی کنی گاف خبری بود یا حرفه‌ای گری رسانه‌ای؟

    این تیتری بود که بسیاری سایتهای زرد و صفحات شبکه‌های اجتماعی ن را کشفی عظیم از خزانه گافهای رسانه ای برداشت کرده و منتشر کردند.
    اما این خبر یک خبر واقعی نیست ( ایشان هنوز در قید حیات هستند)، فقط اشتباها بر روی خروجی خبرگزاری نمایش داده شده است.
    دلیل نوشتن اینچنین خبری چیست؟ آیا این سایت منبع خاصی در اختیار داشته و خبر رسیده و حالا تکذیب شده به دلایل خاص؟
    در کار رسانه ای مخصوصا رسانه‌های آنلاین سرعت در انتشار مطلب یک مزیت به شمار میرود و گاها بصورت افراطی بر سر آن مسابقه است و نیروهای بخشهای آنلاین و خبرگزاریها بر سر همین موضوع استرس عظیمی دارند.
    در برخی موارد که میشود اتفاقات مهمی را پیش بینی کرد خبرها را پیشنویس می‌کنند و به شرح و بسط آنها میپردازند، که خبر فوق یکی از همین موارد است .
    حتی در رسانه های حرفه ای مستندهای تصویری و گزارش و مصاحبه هایی برای موارد خاصی تهیه میشود که آنها را در روز و ساعتی مشخص که حادثه رخ میدهد منتشر کنند .
    نتیجه برای مخاطبین عمومی : هیچ وقت جوگیر سرعت و حجمه اخبار نشوید
    نتیجه برای همکاران رسانه : نتیجه برای مخاطبین عمومی + یخورده دقت کنید.


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • دست گاه …

    جریان سرد هوایی که از ورودی مترو خارج میشد وسوسه ادامه مسیر با مترو را بر بقیه وسوسه‌ها چیره کرد، تازه وقتی پله های سرد مترو تمام شده و پای سکوی قطاری که نیامده بود رسیدم فهمیدم چقدر کف پاهایم درد میکند، عادت داشتم ، هم به پیاده روی و هم به درد کف پا و کمر، کمی هم خوابم گرفته بود، از صبح چیزی نخورده بودم که بشود اسمش را وعده عذایی گذاشت، صبح عجله داشتم و ظهر هم جایی که بودم غذایش زیادی چرب بود و بوی ماهی میداد، با چای و شیرینی خودم را مشغول کرده بودم تا برسم به خانه، سکو کمی شلوغ بود و تا قطار برسد هم کمی شلوغتر شد، درب قطار درست جلوی صورتم ایستاد، فکر کردم نشانه خوش شانسی است، اما جمعیت متحدا هلم داد وسط مترو، صندلی خالی گیرم نیامد، لاجرم از میله سرد مترو آویزان شدم، حوصله هیچ کاری نداشتم و خیره شدم به مسافرها، از بغل دستی من تا انتهای سالن  بغیر از آنهایی که خواب بودند تقریبا همه سرشان توی موبایل بود، یکی بازی میکرد، یکی دنبال نمیدانم چه میگشت، آن یکی مخ منشی قبلی شرکتشان که با ریس دعوا کرده بود را با صدای بلند میزد و خلاصه هر کسی مشغولیتی داشت توی همان یک کف دست دلخوشی، صدای بیب بیب یک گوشی دیگر سرم را گرداند به طرف انتهای سالن، سنگینی نگاهی مرا به سوی خود خواند، صاف نگاه کردم به یک جفت چشمی که نگاهم میکرد، یک جفت چشم خوشرنگ با آرایشی که حداقل دو سه تا رنگ تویش بود، یا حداقلمن اینطور متوجه شدم، شاید رنگها مال خودش بود، هر چه بود قشنگ بود، موهای خرمایی رنگ و روسری طیف کم رنگی از صورتی که وسطهای سر گیر کرده بود و انگار یک سفره ماهی صورتی پریده بود روی سرش و دستهایش را گرفته بود زیر چانه او، متوجه نگاه من که شد نگاهش را دزدید، گذاشتم به حساب اتفاق، کیفم روی دوشم سنگینی میکرد ، حتی حال جابه جا کردنش را هم نداشتم ، اما ایستگاه بعد پیاده شدن چند مسافر ناگزیر جابه جایم کرد، دیدم از‌آنهمه موبایل به دست حس خوبی نداشتم ، دست کردم تو کیفم و یک کتاب بیرون آوردم، سر جابه جا شدن متوجه شدم تقیربا کنارش قرار گرفتم ، این سری نگاهش به من نبود، داشت ردیف مسافرای موبایل به دست رو نگاه میکرد ، دست اون هم هیچی نبود ، یعنی یه عینک بزرگ و رنگی دستش بود ، برای خودش ملونی بود، نگاهم به پایین مانتوش هم افتاد که مثل نیمه بالاش که شروعش مشخص نبود انتهای مشخصی هم نداشت، چند تا تیکه بالا و پایین و با برشهای مختلف ، الان غیر از مانتوی مدرسه و کارمندی دیگه مانتوها مثل قدیم نیست ، قبلا میشد گفت پایین اینجاس، اما الان نه ، حتی پشت و روش رو هم نمیشه تشخیص داد، همه هم که شدن یه اندازه و یه شکل، با فرق چندتا مارک، شروع کردم خواندن، کتاب جدید نبود ولی دوست داشتم بخوانم ، مثل همیشه سعی میکنم کتاب توی کیفم با جیبم باشد، آن روز کتاب مدیر مدرسه جلال دستم بود، چند وقتی هست که توی کیفم مانده و گه گداری که توی مترو یا ماشین وقت کنم بازش میکنم از سر علامتی که گذاشته ام میخوانم، آخرهای داستان تصادف معلم کلاس چهارم بودم که سنگینی نگاهی سرم را در خود گرفت، داشت نگاهم میکرد ، یعنی داشت سعی میکرد ببیند چه میخوانم ، منهم آخر پاراگراف را بلند خواندم: “از طرف یارو آمریکاییه آمده اند عیادتش و وعده و وعید که وقتی خوب شد ، در اصل چهار استخدامش کنند و  بازبان بی زبانی حالیم کرد که گزارش را بی خود داده ام و حالا هم داده ام ، دنبالش نکنم و رضایت طرفین و کاسه ی از آش داغ تر و از این حرف ها …خاک بر سر مملکت .” …
    بیشتر…


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
    • مدیری که قبل از انتشار مصاحبه‌اش برکنار شد!

      http://www.jamejamonline.ir/Media/Image/1392/08/25/635201855675460656.jpg

      اسمش را تصادف بگذاریم، دست روزگار، اتفاق یا هر چیز دیگر، محمدحسن کرباسیان که تا زمان انجام کارهای فنی این مصاحبه مدیرعامل پست بود، جای خود را به حسین مهری داد. لذا به همین سادگی اظهارات حاکمیتی جای خود را به اظهارات کارشناسی یا برنامه هایی داد که اکنون شکل آرزو به خود گرفته و امید است مدیرعامل بعدی آنها را پیش ببرد.

      وقتی این تغییر پیش آمد دو راه وجود داشت؛ راه اول، دست نگه داشتن از درج این گفت وگو و موکول کردن آن به آینده بود و راه دوم، تغییر حقوقی شخصیت مصاحبه شونده و درج اظهارات وی. پس از سبک و سنگین کردن ها و بررسی ها سرانجام قرار بر انتخاب راه دوم شد.

      علت هم این بود که نقطه نظرات کارشناسی مدیرعامل قبلی حتما و لزوما به کار مدیرعامل جدید می آید و راهگشا خواهد بود. آقای کرباسیان در این گفت وگو نسبت به سرنوشت شرکت پست و روشی که برای خصوصی شدن آن در دولت قبل برگزیده شده و اکنون در دستور کار مجلس است، هشدار داده است.

      به زعم وی سپردن کامل پست به بخش خصوصی تجربه ای ناکام خواهد بود که در سایر کشورهای دنیا بویژه کشورهای غربی که پیشتاز خصوصی سازی در همه زمینه ها بوده اند نیز شکست خورده است. جالب است که میزان این شکست خوردن تا به آنجا بوده که باعث پس گرفته شدن شرکت پست از خریدار آن شده است.

      مدیرعامل قبلی پست پیشنهاد می کند باید در روش کنونی مورد نظر در واگذاری شرکت پست تجدیدنظر کرد که آزموده را آزمودن خطاست.

      وی همچنین اظهار امیدواری کرده است مجلس حرف کارشناسی موجود درباره مضرات روش کنونی خصوصی سازی پست را بشنود؛ وظیفه ای که به نظر می رسد بر دوش مدیرعامل جدید شرکت پست قرار گرفته است.

      در نهایت نیز جای امیدواری است راه شرکت پست به عنوان یکی از دستگاه های مهم کشور که ارتباط مستقیم و کاملی با مردم دارد، رو به تعالی پیش برود و کمیت و کیفیت خدمات آن به مردم متحول شود.

      سعید نوری آزاد

      شرکت پست نباید خصوصی شود بیشتر…


    از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
    تیتر آزاد...

    و گفت: آزادمردی دریائیست به سه چشمه، یکی سخاوت، دوم شفقت، سیم بی‌نیازی از خلق و نیازمندی به حق.
    .
    – تذکره الاولیا ، ذکر ابوالحسن خراقانی


    با محمود لیالی ، مدیرکل دفتر صنایع برق و الکترونیک وزارت صنایع و معادن
    ============================================
    روزه سکوت ‌در ‌مورد ‌تولید ‌تلفن ‌همراه

    صنعت برق چند دهه پیش وارد ایران شد و سپس صنعت الکترونیک و بعد با بلوغ این صنعت در جهان، صنعت فناوری اطلاعات از دل آنها بیرون آمد. روزگاری برای روشن و خاموش کردن چراغی باید یک خارجی می‌آمد و چشم ما به دست آنها می‌ماند که جل‌الخالق اینها چه می‌کنند، اما آن روزی بود و روزگاری که دیگر گذشته است.

    اگر از خریداران مشتاق در بازار لوازم خانگی سوال کنید شاید نام ۱۰ مکان تاریخی کشور را بدرستی ندانند، اما نام و مشخصات دقیق ۵۰ کالای خارجی را از بر هستند که این جای تاسف دارد و از طرفی اگر از فروشندگان کالاهای برقی و الکترونیک بپرسید که آیا کالای ایرانی دارید اغلب پاسخ می‌دهند ایران که از این چیزها ندارد.

    این‌طور نیست و با این‌که ما در میان صنعتگران عرصه الکترونیک تقریبا جایی نداریم، دستمان زیاد هم از بازار کوتاه نیست و حداقل مثل کشورهایی مانند ژاپن باید با تحریم کالاهای خارجی و خرید از داخل، خودمان را مجبور به پیشرفت کنیم.

    به این ترتیب شاید دست قاچاقچی بسته و دست تولیدکننده باز شود. در مورد جایگاه و وضعیت صنعت الکترونیک کشور با محمود لیایی، مدیرکل دفتر صنایع برق و الکترونیک وزارت صنایع گفتگو کردیم که می‌خوانید.


    جایگاه صنایع الکترونیک و فناوری اطلاعات ایران در بین کشورهای دنیا کجاست؟

    اول باید صنعت آی تی را از صنعت الکترونیک تفکیک کرد، چون صنعت آی تی یک صنعت جدید است و ما تنها یک سال است که دفتر مستقلی برای آن تشکیل داده‌ایم. قبلا اینجا اداره صنعت الکترونیک و انفورماتیک با هم یکی از زیرمجموعه‌های این اداره کل بود آن‌هم زیرنظر دفتر صنایع فلزی، البته این اداره مستقل که تشکیل داده‌ایم یک مقدار همپوشانی با صنایعی مثل الکترونیک دارد و هنوز تعریف درستی هم از صنعت آی تی در صنایع نتوانستیم داشته باشیم و این همپوشانی به خاطر نزدیکی سخت‌افزار و نرم‌افزار در این صنعت است، به عنوان مثال تجهیزات شبکه و تجهیزات مخابراتی را نمی‌توانیم دقیقا در صنعت آی تی بیاوریم یا در صنعت الکترونیک. هنوز مقداری همپوشانی وجود دارد و درگیر شفاف شدن مرزهای این دو صنعت با هم هستیم و توان اصلی ما در این یک سال اخیر، صرف جداسازی ۲ مقوله شد یعنی یک، استفاده از آی تی در صنعت و دوم، صنعت آی تی.

    در زمینه صنعت نرم‌افزاری کاری که کردیم صدور پروانه تولید نرم‌افزار است. متاسفانه الان دیدی که نسبت به نرم‌افزار هست، دید خدماتی است و سعی می‌کنیم این دید را تغییر دهیم و به دید صنعتی تبدیل کنیم یا حتی به عنوان یک دید تولیدی، همان‌طور که یک تولیدکننده، تلویزیون، رادیو، ماشین تولید می‌کند که اسمش را صنعت می‌گذاریم اینها هم نرم‌افزار تولید می‌کنند. در ماشین مواد اولیه قطعات اولیه آهن و خاک است. در نرم‌افزار اندیشه و فکر و ذهن است که به نظر مزیت نسبی هم در این حوزه داریم از این نظر که تقریبا نفرات اول فارغ‌التحصیلان دانشگاهی به سمت آی تی و کامپیوتر می‌روند، یعنی عمدتا نخبگان ما همه تحصیلکرده این چند رشته خاص هستند.

    به خاطر همین هم که ما ادعا داریم فکر و اندیشه ایرانی، فکری خیلی خلاق است. این بحث مزیت نسبی ما را خیلی پررنگ‌تر می‌کند، اما در بقیه موارد مثلا در تولید فولاد دو سه چیز بیشتر نیاز نیست. یکی مواد اولیه که در معادن وجود دارد و دیگری کارخانه که از خاک و سنگ مواد اولیه را استحصال می‌کنند. در فولاد اگر چنانچه مواد اولیه وجود داشته باشد شاید بتوانیم توفیقی داشته باشیم که البته ما ادعا می‌کنیم مزیت نسبی در فولاد نداریم، آن‌هم به خاطر این‌که انرژی ارزان در اختیار تولیدکنندگان، تولید فولاد یا سیمان قرار می‌دهیم. چنانچه این شرایط رقابت با کشورهای دیگر برابر باشد آن موقع متوجه می‌شویم که آیا ما در این صنعت حوزه مزیت نسبی نسبت به دیگران داریم یا نداریم.

    ولی در صنعت آی تی درست برعکس است. ما نیاز آنچنانی به انرژی نداریم. تنها چیزی که نیاز داریم، نیروی انسانی فعال است که خوشبختانه آنقدر فارغ‌التحصیل در این حوزه وجود دارد که مشکلی از این بابت نیست.

    درست است، اما پرسش این بود که جایگاه ما در میان تولیدکنندگان صنایع برق، الکترونیک و فناوری
    اطلاعات در دنیا کجاست؟ آیا آماری در این ارتباط وجود دارد؟

    این رتبه‌بندی را باید از جاهایی بپرسید که کار رتبه‌بندی کشورها را می‌کنند. من الان عدد و رقم دقیقی ندارم، اما در صنایع الکترونیک جایگاهمان مشخص است و نزدیک به ۱۴ هزار میلیارد تومان از ابتدا تاکنون در صنعت الکترونیک سرمایه‌گذاری کردیم، ولی در حوزه آی‌تی هنوز میزان سرمایه‌گذاری صورت گرفته محاسبه نشده است تا بر اساس آن بتوانیم جایگاهمان را تعیین کنیم. در حوزه صادرات نرم‌افزار هم مشخص است، نزدیک به ۴۵ میلیون دلار در سال صادرات شفاف نرم‌افزار داریم، اما جایگاه خیلی خوبی نیست و پایین است. سال ۸۷، ۴۵ میلیون دلار بوده که سال ۸۸ برآورد ۱۲۰ تا ۱۵۰ میلیون دلار بوده که اگر بتوانیم به ۱۰۰ میلیون دلار آن برسیم واقعا هنر کرده‌ایم.

    به نظر شما، پیش از این برنامه‌ریزی‌ها نباید روشن شود که جایگاهمان کجاست؟ به نظر من دولت باید بداند جایگاه کشور در هر صنعتی کجاست تا بتواند برای آن برنامه‌ریزی بکند.

    در چشم‌انداز ۱۴۰۴ باید به رتبه اول در خاورمیانه برسیم و چیزی که الان ما ۷ یا ۸ ماه درگیرآن هستیم برنامه پنج ساله پنجم است و در آن تقریبا جایگاه دوم خاورمیانه را باید در اختیار داشته باشیم.
    البته نباید برای این صنعت، منطقه خودمان را در نظر گرفت چون منطقه خودمان یک منطقه فناوری‌خیز نیست و بیشتر منطقه پول‌خیز است.با این‌که کشورهای عربی مصرف‌کننده هستند ما از آنها خیلی پایین‌تر هستیم.

    اما مصرف‌کننده‌های نرم‌افزار و تولیدات الکترونیک ما همه دنیا می‌تواند باشد و نه فقط منطقه. پس موقعیت ما مناسب نیست. حالا برنامه‌ها چه بوده که این ضعف در این موقعیت‌ها پوشانده شود؟ آیا به اهداف برنامه چهارم دست پیدا کردیم؟

    اعتراف می‌کنم به اهداف برنامه چهارم توسعه نرسیدیم.  دید کلان نظام نسبت به بحث آی تی تا الان دید مثبتی نبوده یعنی آنقدر جدی گرفته نشده است. اگر آنقدر که به صنایع خودروسازی، سیمان و فولاد اهمیت می‌دهیم، به صنعت آی تی می‌دادیم شاید جایگاهمان خیلی بیشتر از این می‌شد.

    مدیران ارشد کشور باور ندارند. سیاستگذاران کلان نظام، حداقل تا چهار پنج سال پیش به این اعتقاد نداشتند که الحمدلله فرهنگ‌سازی شده است و دارند به این نتیجه می‌رسند. در برنامه پنجم توسعه و سیاست‌های کلی آن به آی تی نگاه خیلی ویژه‌ای شده، در صورتی که این نگاه در برنامه‌های قبلی به این پررنگی وجود نداشت.

    آمار تفکیک شده‌تری در صنایع برق، الکترونیک، از تولیدات، واردات و مصرف ما وجود دارد؟

    آمار که قطعا وجود دارد، ولی چون اداره، اداره تازه تاسیسی است هنوز نتوانستیم آمار درست و دقیقی به دست آوریم. این‌که ما شروع کردیم پروانه صادر کردن برای تولید نرم‌افزار به همین دلیل بوده است. تولیدکننده نرم‌افزار زیاد داریم، اما به این دلیل که کسی نبوده به اینها پروانه تولید و شناسنامه تولید بدهد، قابل محاسبه نبوده است.

    اولین حرکت شروع شده تا تمام کسانی که می‌خواهند تسهیلات استفاده کنند یا می‌خواهند در صادرات کمکشان کنیم و سیاستگذاری کلان نظام را کنیم و اگر در آن حوزه خلاهایی موجود است برایشان توضیح دهیم تا سرمایه‌گذاری کنند حتما نیاز به آمار و عدد و رقم و شناسنامه داشتیم که این کار تازه شروع شده است.

    این اخذ مجوزها اجباری است؟

    خیر اجباری نیست، ولی ما تولیدکننده‌ای را رسمی می‌شناسیم که حتما پروانه تولید گرفته باشد.

    اگر کسی پروانه نداشته باشد می‌تواند کاری انجام دهد؟

    مثل بقیه صنایع تا جایی که با محیط زیست کاری نداشته باشند، نخواهند تسهیلات از دولت بگیرند و تا جایی که به صورت رسمی نخواهند کار کنند یا در زمینه صادرات، واردات وارد شوند، می‌توانند کار کنند ولی اگر چنانچه بخواهند از این مزایا و تسهیلات استفاده کنند حتما باید شناسنامه داشته باشند.

    پس اگر کسی دچار مشکل بشود نداشتن پروانه برایش ایراد ندارد؟

    اگر چنانچه قانون مالیات بر ارزش افزوده کاملا اجرا شود، پرداخت یارانه‌های انرژی اجرا شود و طرحی که دولت برای هدفمندسازی یارانه‌ها داد، اجرا شود قطعا باید برویم به آن سمت که تمام فعالیت‌ها به صورت شفاف و درست شروع شود. در حال حاضر بیشترین استقبال را از پروانه نرم‌افزار داریم، چون وزارت نیرو گفته است واحدهای تجاری یا واحدهای تولیدی که پروانه تولید نداشته باشند قیمت برق مصرفی آنها را به عدد واقعی حساب می‌کنیم و حالا خیلی از شرکت‌های کامپیوتری که اطلاعی نداشتند هجوم آوردند که پروانه‌هایشان را تمدید کنند و آرام آرام به این سمت می‌رویم که هر نوع فعالیت‌های تولیدی و اقتصادی باید شفاف شود. وقتی به آنجا برسیم اعداد و ارقامی که درمی‌آوریم درست است.

    در بازار صنایع الکترونیک مشهودترین پدیده‌ای که مشاهده می‌شود، کالای قاچاق است. دلیل عمده قاچاق کالا چیست؟

    در برابر این مساله ۲ مشکل مهم داریم یکی این‌که چنین محصولی قاچاق‌پذیر است و البته در کل صنایع الکترونیک به خاطر حجم کم و ارزش افزوده بالایی که ایجاد می‌کنند و عدم تولید داخلی و رشد فناوری که صورت می‌گیرد قاچاق‌پذیر است و دلیل دیگر هم به علت قیمت ارزان محصولات کشورهایی مانند چین است.

    نقش تعرفه‌ها چطور است؟

    تعرفه‌ها تا حدی موثر است که بتوانند از قاچاق جلوگیری کنند. برای نمونه تعرفه خودرو بالاترین تعرفه است، یعنی حدود ۹۰ درصد و این بالا بودن مشکلی ایجاد نمی‌کند، چون خودروی قاچاق پلاک نمی‌شود و کسی نمی‌تواند ماشین قاچاق را استفاده کند، اما تلفن همراه را شخص در خارج از کشور در جیبش می‌گذارد و حتی می‌تواند ۱۰ تا بیاورد و استفاده هم کند.

    البته بحث تلفن همراه جداست، چرا که قاچاق آن به نزدیک ۱۰۰ درصد رسیده است.

    ۱۰۰ درصد نیست، ۹۰ درصد است.در کل چون رشد فناوری کالای الکترونیک سریع است برای سرمایه‌گذاری داخلی توجیه اقتصادی ندارد. همان‌طور هم که می‌دانید عمده سود در بحث تولید صنایع الکترونیک در انبوه‌سازی و تولید انبوه است و به خاطر همین تولیدکننده رغبتی برای پرداختن به این حوزه ندارد. علاوه بر این، طول عمر مفید این کالا‌ها هم کم است. یک تلفن همراه در دنیا ۱۸ ماه و در ایران ۱۵ ماه پس از خرید عمر استفاده دارد و باید عوض شود حال تا سرمایه‌گذاری بخواهد در یک مدل خاص سرمایه‌گذاری کند شاید طول عمر آن تمام شده باشد، پس به حجم انبوه تولید نمی‌تواند دست پیدا کند و توجیه اقتصادی ندارد و البته در رادیو و تلویزیون هم همین‌طور است.

    الان تولیدکننده تلفن همراه در ایران داریم؟

    بله ۶ تولیدکننده رسمی داریم.

    چیزی هم تولید می‌کنند؟ چیزی در بازار از این کالاها ندیدیم.

    یک مقدار حوزه تلفن همراه را باید دورش خط کشید و واردش نشویم. در این مورد روزه سکوت گرفتیم.
    ولی حوزه خیلی مهمی است. طبق محاسبه‌ای که شد تقریبا ۱۰ میلیارد دلار طی این سه چهار سال گذشته قاچاق داشتیم.

    بیشتر بوده است. ما سال گذشته ۱۸ میلیون عدد گوشی تلفن همراه نیاز کشورمان بود. واردات سال گذشته ۲ تا ۳ میلیارد بود. در صورتی که کل حوزه صنعت خودرو ۱۵ هزار میلیارد تومان ارزشی بود که یعنی می‌توانیم بگوییم یک پنجم تجارت خودرو که تقریبا یکی از مهم‌ترین صنایع ما در ایران هست، اختصاص به تلفن همراه دارد.

    پس قاچاق ۹۰ درصدی آن تایید شده است؟

    قابل قبول است، اما باید برویم جلوی کسانی را بگیریم که نمی‌توانند با آن مبارزه کنند.

    واقعا مشکل کار تلفن همراه کجاست؟

    در مقابلش صحبت نمی‌شود کرد. کلیت مشکل این است که دید یکسانی در مورد تلفن همراه وجود ندارد همه یک فکر درباره آن ندارند. بعضی می‌گویند تولید داخل کشور توجیه ندارد و بعضی‌ها می‌گویند چون کوچک است نمی‌توان جلوی قاچاقش را گرفت. مخابرات دنبال فکر دیگری است و برای رجیستر کردن آمادگی ندارد.
    این به تعرفه دولت برمی‌گردد چون تا پیش از افزایش تعرفه قاچاق مشهود نبود.آن زمان هم بود.

    چند درصد بود؟

    مشکل تلفن همراه فقط تعرفه نیست. مشکل آن، ۲ چیز دیگر است، یکی مالیات و دیگری خدمات پس از فروش. واردکننده‌ای که به صورت قاچاق این محصول را وارد می‌کند از این ۲ مانع بزرگ فرار می‌کند. یکی مالیات نمی‌دهد و دیگری از زیر بار خدمات پس از فروش که درصدی از سود فروشنده را به سمت خودش می‌برد، فرار می‌کند. مگر قبلا تعرفه تلفن همراه ۴ درصد نبود؟ در آن زمان سی چهل درصد قاچاق داشتیم. مشکل اصلی فرهنگ مردم است. فرهنگ مردم باید به سمتی برود که جنس قاچاق نخرند.

    مردم چاره‌ای ندارند.

    نه این طور نیست.

    چه چیزی بخرند؟

    یک خریدار می‌رود می‌بیند این جنس ارزان‌تر است حاضر است از خیر خدمات پس از فروش بگذرد و جنس قاچاق بخرد، در صورتی که اگر فرهنگ آن جا بیفتد این طور نیست. امروز در ترکیه تعرفه تلفن همراه ۴۲ درصد است و قاچاق هم ندارد. چطور آنها توانستند از قاچاق جلوگیری کنند، ولی ما نمی‌توانیم.

    چرا سیاست‌هایی مثل رجیستر کردن گوشی که مانند پلاک کردن ماشین در خیابان است، درست انجام نشد؟

    کل قوه مجریه و قضاییه در این زمینه یکدست عمل نکردند و باید یکدست عمل شود تا به نتیجه خوبی برسیم.

    وام ۲۵ میلیاردی برای تولیدکنندگان تلفن همراه چه شد؟

    بله مشکلی نیست. امروز هم مراجعه کنند، همان‌طور که به صنایع دیگر تسهیلات وام ارزی داده‌ایم، به تولیدکننده‌های تلفن همراه هم گفته‌ایم چون پروانه تولید گرفتید موظف هستیم تسهیلات در اختیارتان بگذاریم، پس هر چقدر که خواستید اعلام کنید تا در اختیارتان بگذاریم. اما خودشان نتوانستند جذب کنند و نیامدند، شاید نیازی ندیدند.

    پس این وام‌ها را کسی نگرفت؟

    کسی نیامد، اگر الان هم مراجعه کنند، ما حاضریم به آنها بدهیم.

    این وام‌ها اعتباری هستند یا نقدی؟

    نقدی، عنوانش خرید مواد اولیه است که ارزی است.

    یکی از اصلی‌ترین تولیدکننده‌های داخلی که نیمه‌دولتی هم هست، گفته بود چون این وام اعتباری بوده، ما نمی‌توانستیم استفاده کنیم.

    خیر، پروفرما می‌آوردند ۱۰ درصد در زمان گشایش خودشان پرداخت می‌کردند و ۹۰ درصد را به شکل ارزی در اختیارشان می‌گذاشتیم.

    صنایع تولیدی ما از قاچاق چقدر ضربه خوردند؟

    قاچاق یکی از معضلاتمان است. معضل مهم ما دامپینگ و عدم اعتقاد مدیران دولتی به حمایت از تولید داخل است. در صنعت برق تقریبا ۸۰ ــ۷۰ درصد مشتری اصلی وزارت نیرو هست، در صنایع مخابرات تقریبا صددرصد مصرف‌کننده مخابرات است. بحث اصلی اعتقاد، کاملی به تولید داخل ندارند؛ یعنی با حضور هواووی و زد.تی.‌ای از چین و دامپینگ و کارهای خلافی که می‌کنند، آنها اجازه رقابت برابر به تولیدکننده‌های ما نمی‌دهند. در صورتی که اگر شرایط برابر باشد، تولیدکنندگانمان چیزی کم از چینی‌ها ندارند.

    ورود تولیدات هواووی چین در هند ممنوع شده.

    بله در صورتی که اینجا آزاد است.

    چرا در کشور ما قانونی برای این نیست؟

    این را از مخابراتی‌ها بپرسید.

    سفیر چین گفته بود اگر سیمکارت در ایران ارزان شده، از نعمت کالای ارزان چینی است. حالا مگر کشورهای دیگر که توانستند قیمت‌ها را تعدیل کنند، از کالای چینی استفاده کردند؟

    خیر، چنین حرفی نیست. در وارداتی که از چین صورت می‌گیرد، اگر سراغ گرید خوب بروند، قیمتش گران‌تر از داخل کشور است و مشکل ما این است که تجار جنس بنجل چینی می‌خرند و می‌آورند و قیمت را با جنس خوب ایرانی مقایسه می‌کنند.

    اگر جنس بنجل چینی را با جنس بنجل ایرانی مقایسه کنند، قطعا جنس بنجل ایرانی شرایطش بهتر است. مشکل اصلی این است که شرایط برابری ایجاد نمی‌کنند. مخابرات در این زمینه برای ۶ میلیون تجهیزات موبایل خود تایپ اپروال از تولیدکننده داخلی می‌خواهد یک سال و نیم هم معطل می‌کند و اگر خرید کرد، پولش را یک سال بعد می‌دهد؛ در صورتی که اگر از چین بخرند، این را نمی‌خواهد و پول را هم نقد واریز می‌کند که این مساله در خیلی از چیزهای دیگر هست. وقتی تولیدکننده‌ها از یک کشور خارجی جنسی را می‌خرند، باید نقد بخرند یا ال‌سی پر کنند یا حداقل اعتبار در اختیارشان بگذارند؛ در صورتی که شرایط برابر برای تولیدکننده داخلی نیست.

    نظارتی روی واردات و خریدارهای وزارت ارتباطات یا وزارت نیرو دارید؟

    ما نظارتی نداریم؛ ولی تا آنجا که دستمان برسد، از تولیدکننده داخلی حمایت می‌کنیم.

    پس شما روی واردات و خرید مصرف وزارتخانه‌ها کاری ندارید؟

    ارتباط ارگانیک و رسمی نداریم؛ ولی مثلا اگر مخابرات می‌خواهد دستگاه اس.تی.اچ وارد کند، باید مصوبه شورای اقتصاد را بگیرد، آن موقع ما به شورای اقتصاد می‌رویم و مخالفت می‌کنیم. می‌گوییم ما توان تولید در داخل داریم؛ اما این‌که روی خرید تمام وزارتخانه‌ها نظارت کنیم، نه این طور نیست.

    ما گزارش‌هایی داریم که بانک‌ها از محصولات داخلی در حوزه الکترونیک و فناوری اطلاعات استقبال نکرده‌اند. علت چیست؟

    غیر از رایانه تقریبا بیشتر ابزار داخل بانک‌ها ایرانی است. پولشمارها تقریبا همه داخلی است و همین طور بسیاری از مانیتورها. بحث ای.تی.ام (خودپرداز) را هم شروع کردیم، از سال گذشته یک توافقی کردیم که سال ۸۸ تقریبا ۵۰ درصد نیازهای کل بانک‌ها از داخل کشور تامین شود.

    ولی نشد.
    نشده بود؛ ولی امسال وزارت اقتصاد و دارایی قول داده است که ۵۰ درصد را از داخل تامین کند.

    این ۵۰ درصد اجبارا باید از داخل تامین شود؟

    بله اجبارا، باید صددرصد از داخل تامین شود؛ زیرا دستگاه‌ ای.تی.ام خودپرداز بانکی جزو فهرست کالاهای بادوام است. اگر کسی هم اقدام به خرید از خارج کشور کند، کارش به بازجویی دیوان محاسبات می‌کشد. ما از همین اهرم استفاده کردیم و چنانچه مدیران عامل بانک‌ها تمکین نکنند، راسا اقدام کرده و از آنها شکایت می‌کنیم.

    این چه زمانی به آنها ابلاغ شده؟

    از سه، چهار سال پیش جزو کالای بادوام بوده، منتها مدیران بانکی می‌گفتند تولید داخلی در حد نیاز وجود نداشته است و از این راهکار برای فرار از قانون و خرید از خارج اقدام می‌کردند؛ ولی ما جلوی این راه را بسته‌ایم و فهرستی اعلام کردیم که ۴ــ ۳ تولیدکننده داخلی داریم. خودتان هم تایید کردید و تاییدیه فنی هم داده‌اید. دستگاه هم در بانک‌های شما کار می‌کند، منتها گفتیم به این دلیل که شاید فقط امسال نتوانند صددرصد نیاز شما را تامین کنند، امسال به ۵۰ درصد رضایت دادیم؛ ولی از سال آینده تاکید داریم صددرصد نیازشان را از داخل کشور تامین کنند.

    پس ما امیدوار باشیم که‌ ای.تی.ام خارجی دیگر نبینیم؟

    بله.

    همکاری شما با استاندارد چقدر است؟

    استاندارد زیرمجموعه وزارت صنایع است.

    از این جهت که همکاری با استاندارد جزو شرح وظایف هست، پرسیدم؟

    همکاری خیلی خوبی داریم. امسال بیشتر هم شد. بحث تولید لوازم کم‌مصرف را داریم. با توجه به سال اصلاح الگوی مصرف، همکاری تنگاتنگی با وزارت نیرو و موسسه استاندارد شروع کردیم. برای جلوگیری از تولید و واردات محصولات پرمصرف استاندارد که قطعا استاندارد باید تشخیص دهد که چه دستگاهی پرمصرف است و آن را به گمرکات ابلاغ کنند که برچسب مصرف انرژی در آن استفاده شود، دنبال قوانین هستیم که اجباری کنیم. اکنون برچسب مصرف انرژی اجباری در کولر و یخچال است و به دنبال قانونی هستیم که در بقیه موارد مانند ماشین لباسشویی، کولر گازی و اجاق گاز و کلا چیزهایی که انرژی مصرف می‌کند، این لحاظ شود.

    در این چند سال رشد صنعت الکترونیک در کشور ما چطور بوده؟

    به نظر من رشد مثبتی نداشت.

    درصد یا عددی دارید؟

    عدد و رقم نداریم.

    عددی موجود نیست یا الان ندارید؟

    موجود نیست. عمده تولیدات، تولیدات بخش خصوصی است که بخش خصوصی هم خیلی خود را ملزم نمی‌داند به ما آمار و اطلاعات بدهد. در بحث صادرات شاید نتواند؛ ولی در بحث واردات نه.

    صنایع تولیدی ما در تولید قطعات الکترونیک آینده‌ای دارند؟

    ما برخی از محصولات اولویت‌دار در وزارتخانه را مشخص کردیم که سرمایه‌گذارها و واحدهای تولیدی را تشویق می‌کنیم به آن سمت بروند که این طور محصولاتی تولید کنند. این که چشم‌انداز داشته باشیم تا حدودی داریم. برای نمونه می‌گوییم که مثلا در حوزه خودپرداز بانکی نیاز ما ۲۲ هزار است که ما ۲۲ هزارتا را می‌توانیم تامین کنیم و در هر محصولی، این چشم‌انداز به صورت کلی وجود دارد. این که من به شما عدد و رقم بدهم که در حوزه صنایع الکترونیک اینقدر هست، نه عددی نداریم.

    مشکل آمارگیری خصوصی بودن و عدم تمایل بخش خصوصی به آمار دادن است. آیا از تولیدات بخش دولتی آماری دارید؟

    بله از بخش دولتی آمار داریم. ما حتی در چیزهایی مثل خودرو و فولاد، آمار روزانه داریم که یکی از کارهای خیلی مهم و موثری که وزارت صنایع در دولت نهم انجام داده، این بود که براساس آمار به دست آمده، مدیریت کرد و دریافت آمار را اصلاح و صحتش را مشخص کرد. الان تیم ویژه‌ای در وزارت صنایع، صحت آمارها را مشخص می‌کند.

    ما یک سایت تولید آمار در وزارتخانه راه‌اندازی کردیم که اشتراک در اختیار واحدهای تولیدی قرار داده می‌شود و آمارشان را به صورت ماهانه وارد می‌کنند. خوداظهاری هم هست، یعنی من در این ماه این تعداد تلویزیون ۲۹ اینچ، تلویزیون ال‌سی‌دی تولید کرده‌ام و ملاکمان برای ارائه تسهیلات و سیاستگذاری‌ها، همان آمارهایی هستند که اینها می‌دهند.

    خود وزارت صنایع چقدر از تولیدات داخلی استفاده می‌کند؟

    ما تا آنجا که بتوانیم، خودمان را موظف به این کار کردیم. مثلا ژنراتور برق که ستاد برای وزارتخانه می‌خواست، اجبار کردیم که از داخل کشور خریداری کنند.

    البته چیزهایی که دیدم مثل گیت مقابل در وزارت تولید داخل نبود؟

    اینها از قبل بوده. ما حتی خودپردازی که در داخل وزارتخانه استفاده می‌کنیم، از تولیدات داخلی است.
    موردی که مشهود است، این است که قاچاق بیشترین سهم بازار ما را دارد. تولید داخل واقعا کم است، حرفی برای گفتن در بازار‌ های‌تک (Hi-Tech) نداریم.
    ما در محصولات پزشکی، حرف برای گفتن زیاد داریم، منتها شرایط تولیدکنندگان در مقابل واردات جنس قاچاق، شرایط نابرابری است. اگر شرایط را برایشان یکسان کنیم، آنها هم قطعا حرفی برای گفتن دارند.
    این فرهنگ جا افتاده است که در شرایط مساوی از لحاظ کیفیت حاضرید پول بیشتر بدهید و جنس خارجی بخرید، منتها اعتقادی ندارید که آیا این جنسی که می‌خرید، بهتر از محصول ایرانی هست یا خیر؟ در حوزه نرم‌افزار خیلی از تولیدکنندگان نرم‌افزاری، محصولاتشان را به شرکت‌های داخلی خودمان به عنوان خارجی می‌فروشند؛ در صورتی که اگر می‌گفتند محصول ایرانی است، شاید از آنها نمی‌خریدند.

    حوزه فرهنگ‌سازی به وزارت صنایع مربوط می‌شود؟

    یک بخش آن مربوط می‌شود، در آمریکا بعد از بحران مالی می‌گویند «آمریکایی! جنس آمریکایی بخر». در دنیا فریاد می‌زدند برای تجارت آزاد باید در را باز بگذارید تا هر جنسی خواست وارد شود و هر جنسی خواست بدون تعرفه صادر شود؛ ولی الان بعد از این بحران همه این حرف‌ها را فراموش کرده‌اند و می‌گویند «آمریکایی! جنس آمریکایی بخر». می‌گفتند در انتخابات آمریکا، یکی از علت‌هایی که مک کین رای نیاورد، این بود که یکی از یازده ماشین او خارجی بود و این محصول خارجی برایش خیلی اثر منفی داشت. حالا این در حالی است که مهد دنیای تجارت در آنجاست؛ ولی در ایران خیلی به این مساله اهمیت نمی‌دهند.

    پس مشکل اصلی فرهنگ مردم است؟ آیا تولیدکننده در اینجا نقشی ندارد؟

    بخش عمده‌اش به مصرف‌کننده برمی‌گردد و قطعا چون تولیدکننده هم باید به کیفیت اهمیت لازم را بدهد؛ ولی نداده، یک مقدار اثرگذار است. اگر تولیدکننده ما محصولی را تولید کند که کیفیت لازم را داشته باشد، قطعا مصرف‌کننده سراغ تولید خارجی نمی‌رود.

    وزارت صنایع برای فرهنگسازی چه کار کرده؟

    لامپ کم‌مصرف، نمونه خیلی خوبی است. لامپ کم‌مصرف را وزارت نیرو در صداوسیما و رسانه‌های عمومی، تبلیغ آنچنانی نمی‌کرد و به خاطر این که قیمت آن هم نسبت به لامپ رشته‌ای ۱۰ برابر است، مردم نمی‌خریدند. دو، سه سال فرهنگسازی و تبلیغات کرد تا مردم رفتند سراغ لامپ کم‌مصرف.

    این کار وزارت نیرو بود، وزارت صنایع چه کار کرد؟

    وزارت صنایع این کار را شروع کرده، منتها همه آن به عهده وزارت صنایع نیست. بخش فرهنگسازی یک مساله، کلی و حکومتی مملکتی است.

    تعامل وزارت صنایع با دولت چگونه است؟

    بحث این است که بدنه دولت خیلی با وزارت صنایع هماهنگ نیست. مثلا در بحث تعرفه‌ها کمیسیون ماده یک، ۹ عضو دارد که فقط یک رای برای وزارت صنایع است؛ در صورتی که عمده رایی که کمیسیون دارد، باید در حمایت از تولیدکننده داخلی باشد؛ در صورتی که ما فقط یک رای داریم و نظرات سایرین هم با ما مخالف است.

    همین طور در بحث قاچاق در گروهی که در دولت تشکیل شد، شرکت کردیم و این موضوعات را هم مطرح کردیم که برخی اختیارات را گرفتیم؛ ولی به آن چیزی که باید برسیم، هنوز نرسیدیم. الان ۷۵ درصد بازار تلویزیون تقریبا ۹۰ درصد بازار مانیتور تولید داخل است.

    البته باید تولید واقعی را در نظر گرفت؟

    مگر همه جای دنیا، همه کالایشان را در داخل کشور، خودشان تولید می‌کنند.

    تولید باید حداقل ۳۰ درصد داخلی باشد.

    خب این هست. مثلا تلویزیون غیر از پنل ال‌سی‌دی که در دنیا تنها ۲ تولیدکننده دارد و تولید آن توجیه ندارد، بقیه در داخل است. سامسونگ، سونی، جی‌وی‌سی، شارپ اینها همه در داخل کشور تولید می‌شوند، منتها تولیدکننده خجالت می‌کشد و نمی‌گوید این جنس ایرانی است. الان تقریبا بالای ۸۰ ــ۷۰ درصد تلویزیون‌های سونی در بازار تولید داخل است. روی کدام نوشته ساخت ایران؟ مصرف‌کننده اگر بداند ایرانی است، نمی‌خرد.

    چرا وزارت صنایع مثل همان برچسب انرژی که هیچ وقت این را قبول نمی‌کردند، این را اجبار نمی‌کند؟

    زمان می‌برد.

    پس قصد دارید یک چنین اجباری باشد؟

    بله.

    پس کالای ایرانی را با این شناسه که چند درصدش ایرانی است، توزیع می‌کنند؟

    ما اجبار داریم.

    آیا استاندارد هم دارد؟

    بله، استاندارد هم داریم. تسهیلاتی که ما در اختیار تولیدکننده‌های داخلی می‌گذاریم، برای آنها درصد مشخص می‌کنیم که مثلا ۸۰ ــ۷۰ درصد این محصول باید تولید داخل باشد. الان سامسونگ غیر از پنل ال‌سی‌دی، حتی پیچ و تیونر‌هایش هم در داخل کشور تولید می‌شود.

    عمده صادرات الکترونیک ما چیست؟

    در موضوعات مختلف فرق می‌کند. ما مانیتورهای پزشکی به آلمان و آمریکا با اسم ایرانی صادر می‌کنیم. شرکتی که امسال هم واحد نمونه صنعتی شد، از تولیدکنندگان مانیتورهای پزشکی ماست.

    متن در منبع اصلی : سعید نوری آزاد



    دیدگاه شما

    پاسخ دهید