• وبلاگ شخصی من در بر گیرنده نوشته‌ها، تالیفات، نظرات و فعالیتهای شخصی من در حوزه‌های روزنامه نگاری اقتصادی ، مدیریت و مشاوره رسانه ، برنامه سازی و تحلیلهای فناوری اطلاعات و کمی هم موضوعات شخصی است. تا اتمام کار ظاهرسازی سایت راه باقی است، فعلا باید شکل نهایی مشخص شود، تا آن  زمان سعی میکنم کمتر مطلب متفرقه بنویسم. شما هم صبور باشید و راهنما …


  • موانع تا وقتی مانع هستند که اونها رو مانع بدونی، اگه اونها رو یک مرحله از مسیر بدونی دیگه مانع نیستن …


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...

  • و گفت: آزادمردی دریائیست به سه چشمه، یکی سخاوت، دوم شفقت، سیم بی‌نیازی از خلق و نیازمندی به حق.
    .
    - تذکره الاولیا ، ذکر ابوالحسن خراقانی


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • از غیر دیدن …

    و گفت: داوری کافری‌ست و از غیر دیدن شرک است و خوش بودن فریضه است.

    - تذکره الاولیا، ذکر شیخ ابوسعید ابوالخیر


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • تحلیل و بررسی مطبوعات ارتباطات

    از این هفته سه شنبه‌ها، ساعت ۷ شبکه ۷ ( آموزش) برنامه زنده برخط
    با اجرای آیتم تحلیل و بررسی اخبار و مطبوعات فناوری در خدمت دوستان هستم
    دوستان مطبوعاتی نشریه و یا گزارشهاشون رو برام ارسال کنن تا در این برنامه ازش یاد کنیم . حجم بالای کاری ممکنه اجازه نده به همه مطالب دوستان شخصا سر بزنم . پس برام بفرستید . به این ایمیل :azad@titr1.net

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط - شبکه آموزش

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط – شبکه آموزش

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط - شبکه آموزش

    سعید نوری آزاد نویسنده و دبیر برنامه برخط – شبکه آموزش


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • شوخی یا حماقت بی‌پایان بشری ؟

    مردی که قصد دارد با کامپیوتر اپل خود رسما ازدواج کند …

    بله عنوان خبر حاوی همین هست ، موضوع از اینجا شروع شد که وقتی شب گذشته فید خبری روزانه سایتهای تخصصی رو چک میکردم، موردی رو دیدم که ابتدا چندان اهمیتی به عنوانش ندادم، اما بعد که یکی دوبار از روش رد شدم حس کردم چیزی بیبشتر از یک شوخی یا تبلیغ اپلیکیشن هست.

    در این خبر که سی‌نت  اون رو منتشر کرده گفته شده یک مرد اهل فلوریدای آمریکا با طرح دعوی در دادگاه ACLU در این ایالت خواستار به رسمت شناخته شدن ازدواجش با کامپیوترش شده! اونهم بر اساس قانون ازدواج همجنسبازها…

    چالش این دادگاه حالا بر سر یک قانون هست که در این ایالت هجنسبازهای سایر ایالتها رو به رسمت نمیشناسن.

    البته این سایت منبع نامعتبری نیست، البته منبع محض هم نیست، موضوع هم باور نیست، موضوع رویدادی هست که محتمله، نفس موضوع مهمه وگرنه این بیشتر به شوخی و یا حماقت شبیه هست.  اما هرچی که هست جای سوال داره که چه تضمینی هست فردا روز این اتفاق نیوفته و مردم با اشیاء ازدواج نکنن؟

    این فرد که Chris Sevier نام داره بر خواسته خود اصرار داره و میگه بر اساس بخشی از قانون ازدواج دگرباشها که برای  ازوداج افراد با دیگرانی که بخشهای جنسی هم ندارن حق قائل شده باید ازدواجش با کامپیوتر اپلش قانونی شناخته بشه.

    در این خبر نوشته شده ساویر گفته من رابطه جنسی داشتن با کامیپوتر اپلم رو به رابطه با هر زن یا مرد یا هر چیز دیگه ای ترجیح میدم، و ادامه داده “من بطور طبیعی عاشق کامپیوترم شدم” …

    قاضی این دادگاه Robert Hinkle هم گفته : این شاید یک شوخی یا حماقته اما به هر حال این دعوی هیچ جایی برای طرح در این دادگاه نداره .

    موضوع اینجا ظاهرا تمام شده اما من به این فکر میکنم که یعنی انسان به کجا میخواد برسه؟ اصلا قراره به جایی برسه؟ وقت این خبر رو توی شبکه اجتماعی منتشر کردم و نوشتم این یک حماقته، چند نفر ایرانی خارج حرفهایی گفتن مثلا یه نفر گفت : “شما با آدم همجنس باز حشر و نشر داشتی؟ تو زندگیش بودی؟ بررسی علمی و روانشناسی روی رفتارش کردی؟ اگه جوابت نه هست حیوانی خطابش نکن همونطور که اون به نماز و روزه ی تو کاری نداره ” …

    برای من این حرفها مهم نیست و این موضوع مهمه که تو جوامعی که اول یه بیماری یا خاصیت غیر طبیعی انسانی مثل عدم گرایش یه جنس مخالف یا گرایش به جنس موافق که از قدیم هم بوده و یک زمینه روانشاسی داره که بههر ترتیب بیماریه رو میارن طبیعی و مایه لذت جلوه میدن ، ازدواج همجنسها رو قانونی میکنن و به طبع اونرو هم تبلیغ میکنن و براش هم هزینه میکنن که بقیه این رو پیوست شعارهای آزادی و حقوق بشر بدونن و این امر رو خیلی طبیعی جلوه بدن، و بعد هر کسی که این کار و تقبیح کرد رو سرزنش کنن و اینقدر این کار رو بکنن تا مخالفین سکوت کنن.

    حق دادن و عادی دونستن رابطه های این شکلی اونقدر مورد حمایت دولتهای غربی در اومده که تعداد زیادی از پناهنده‌های جدید ایرانی که در ترکیه و کشورهای دیگه منتظر رفتن به کشور ثالث هستن با این بهانه ( نمیتونم بگم دلیل)، درخواست مهاجرت یا پناهندگی میدن…

    به هر حال قوانین ساخته بشره، اگه همه آدمهای یک شهر کور باشن حتما قانون اون کشور هم کورکورانه خواهد بود.

    بنظرتون بعد از ازدواج با اشیا افراد به سراغ ازدواج با ارواح و افکار و امیال  هم میرن؟ …

    این ویدئو رو هم میتونید ببینید، تا حدودی گویای اینه که چه بر سر آدمها خواهد اومد وقتی این تفکرات همه گیر بشه …


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
  • دست گاه …

    جریان سرد هوایی که از ورودی مترو خارج میشد وسوسه ادامه مسیر با مترو را بر بقیه وسوسه‌ها چیره کرد، تازه وقتی پله های سرد مترو تمام شده و پای سکوی قطاری که نیامده بود رسیدم فهمیدم چقدر کف پاهایم درد میکند، عادت داشتم ، هم به پیاده روی و هم به درد کف پا و کمر، کمی هم خوابم گرفته بود، از صبح چیزی نخورده بودم که بشود اسمش را وعده عذایی گذاشت، صبح عجله داشتم و ظهر هم جایی که بودم غذایش زیادی چرب بود و بوی ماهی میداد، با چای و شیرینی خودم را مشغول کرده بودم تا برسم به خانه، سکو کمی شلوغ بود و تا قطار برسد هم کمی شلوغتر شد، درب قطار درست جلوی صورتم ایستاد، فکر کردم نشانه خوش شانسی است، اما جمعیت متحدا هلم داد وسط مترو، صندلی خالی گیرم نیامد، لاجرم از میله سرد مترو آویزان شدم، حوصله هیچ کاری نداشتم و خیره شدم به مسافرها، از بغل دستی من تا انتهای سالن  بغیر از آنهایی که خواب بودند تقریبا همه سرشان توی موبایل بود، یکی بازی میکرد، یکی دنبال نمیدانم چه میگشت، آن یکی مخ منشی قبلی شرکتشان که با ریس دعوا کرده بود را با صدای بلند میزد و خلاصه هر کسی مشغولیتی داشت توی همان یک کف دست دلخوشی، صدای بیب بیب یک گوشی دیگر سرم را گرداند به طرف انتهای سالن، سنگینی نگاهی مرا به سوی خود خواند، صاف نگاه کردم به یک جفت چشمی که نگاهم میکرد، یک جفت چشم خوشرنگ با آرایشی که حداقل دو سه تا رنگ تویش بود، یا حداقلمن اینطور متوجه شدم، شاید رنگها مال خودش بود، هر چه بود قشنگ بود، موهای خرمایی رنگ و روسری طیف کم رنگی از صورتی که وسطهای سر گیر کرده بود و انگار یک سفره ماهی صورتی پریده بود روی سرش و دستهایش را گرفته بود زیر چانه او، متوجه نگاه من که شد نگاهش را دزدید، گذاشتم به حساب اتفاق، کیفم روی دوشم سنگینی میکرد ، حتی حال جابه جا کردنش را هم نداشتم ، اما ایستگاه بعد پیاده شدن چند مسافر ناگزیر جابه جایم کرد، دیدم از‌آنهمه موبایل به دست حس خوبی نداشتم ، دست کردم تو کیفم و یک کتاب بیرون آوردم، سر جابه جا شدن متوجه شدم تقیربا کنارش قرار گرفتم ، این سری نگاهش به من نبود، داشت ردیف مسافرای موبایل به دست رو نگاه میکرد ، دست اون هم هیچی نبود ، یعنی یه عینک بزرگ و رنگی دستش بود ، برای خودش ملونی بود، نگاهم به پایین مانتوش هم افتاد که مثل نیمه بالاش که شروعش مشخص نبود انتهای مشخصی هم نداشت، چند تا تیکه بالا و پایین و با برشهای مختلف ، الان غیر از مانتوی مدرسه و کارمندی دیگه مانتوها مثل قدیم نیست ، قبلا میشد گفت پایین اینجاس، اما الان نه ، حتی پشت و روش رو هم نمیشه تشخیص داد، همه هم که شدن یه اندازه و یه شکل، با فرق چندتا مارک، شروع کردم خواندن، کتاب جدید نبود ولی دوست داشتم بخوانم ، مثل همیشه سعی میکنم کتاب توی کیفم با جیبم باشد، آن روز کتاب مدیر مدرسه جلال دستم بود، چند وقتی هست که توی کیفم مانده و گه گداری که توی مترو یا ماشین وقت کنم بازش میکنم از سر علامتی که گذاشته ام میخوانم، آخرهای داستان تصادف معلم کلاس چهارم بودم که سنگینی نگاهی سرم را در خود گرفت، داشت نگاهم میکرد ، یعنی داشت سعی میکرد ببیند چه میخوانم ، منهم آخر پاراگراف را بلند خواندم: “از طرف یارو آمریکاییه آمده اند عیادتش و وعده و وعید که وقتی خوب شد ، در اصل چهار استخدامش کنند و  بازبان بی زبانی حالیم کرد که گزارش را بی خود داده ام و حالا هم داده ام ، دنبالش نکنم و رضایت طرفین و کاسه ی از آش داغ تر و از این حرف ها …خاک بر سر مملکت .” …

    این کلمه آخر را توی صورتش نگاه کردم و خواندم ، با یک حالتی که مثلا بله … ، بی صدا نگاه میکرد و نشانه جدی از رضایت توی صورتش نبود اما اعتراضی هم نداشت، یکی دو نفر سر بلند خواندنم داشتند صاف نگاهم میکردند، به ایستگاه بعد نزدیک شدیم و میدانستم همینجاها قطار خط عوض میکند ، عوض کرد و یکهو همه چراغها خاموش شد، آن یکی دستم که کنارش بود مستقل از خودم دل به دریا زد و رفت دستش را گرفت، هر چیزی ممکن بود ، فحش بدهد، جیغی دادی  اعتراضی چیزی، اما انگار او هم اتحاد اعضایش به هم ریخته بود، انگشتهایش را دور انگشتهایم جمع کرد، وضعیت قلبم از اضطرار به اشتیاق تبدیل شد، چراغها روشن و قطار کم کم ایستاد، نه مقد من بود و نه او ، اما هر یکی دو پیاده شدیم ، دستها توی هم ، آن دو مسافر شاهد شده بودند ۱۰ – ۲۰ تا، همانجا جلود درب همان واگن ایستادیم ، بی آنکه سانسوری به حرفها یا احتیاطی در صدایم اعمال کنم گفتم : “جامعه ما اینه، در لحظه زندگی میکنن، مثلا اینا الان تو دلشون میگن اینا رو نیگا ، اما اگه خودشون بودن دلشون نمیخواست کسی نگاهشون کنه ” پرسیدم : “میخوای شاد باشی؟ میخوای خوشبخت باشی؟ ” ، همانطور که انگشتهاس دخترانه اش بین انگشتهای زبرم هزار حرف برای گفتن داشت با سکوتش فرصت پاسخ را برایم باز کرد، ادامه دادم : “هر چی هستی خودت باش، به اینا نگاه کن ، اینا الان که دارن مارو نگاه میکنن فکر میکنن خیلی مهمن، اما نیستن، ۳ ثانیه بعد که قطار بره اهمیت اینا رو هم با خودشون میبره ، این قطار همون عمره، عمر که بگذره این چیزایی که الان فکر میکنی مهمن و نمیذارن کاری که دوست داری رو بکنی بعدش بی اهمیت میشن، تازه وقتی برن میفهمی چقد میشده که بهشون اهمیت ندی، نگاه کن ، الان میرن  ” ، با صدای بییییب کشیده ای دربها بسته و نمیدانم چندین جفت چشم پیگیر نقطه اتصال دستهای ما توی تاریکی تونل قطار گم شد، نگاهی به هم کردیم و انگار چیزی توی ذهنش بود، حرف هم نمیزد، پرسیدم : “خوب اسمت چیه؟” نگاهش را گرداند، گفتم : بشینیم؟، مخالفت نکرد، دستها همانطور توی هم ، اما انگار چیزی که باید وصلمان کند نبود، چیزی که باید میداشتم و نداشتم،  قطار بعدی هم داشت نزدیک میشد، باد سرد جاری به داخل تونل متوقف نمیشد، قطار بعدی که رسید با هم سوار شدیم، صندلی خالی زیاد بود ، نشستیم ،دستها توی هم، شروع مسیر باز باید خط عوض میکرد و یکهو چراغها خاموش شد، کیفم را بغل گرفتم تا قطار از تاریکی خارج شود، قطار سرد بود و سردتر هم شد، درد کمر هم تازه داشت خودش را نشان میداد، سرد بود، دستهایش، نگاهش، لبخندش، سردتر هم شد … آقا ، آقا  …پیاده نمیشید؟ ایستگاه آخره ، هنوز چشمهایم سنگین بود ، دو ایستگاه از میدان آزادی هم رد شده بودم ، کیف توی بغلم بود و تنها نشسته بودم روی صندلی آبی، با خالی شدن سکو به سمت خروجی رفتم، آرام آرام به انبوه دست فروشهای درب خروجی پیوستم ، دخترک چای فروشی آمد و گفت آقا چایی بدم؟ گفتم آره ، گفت یدونه؟ گفتم آره ، اون یکی رفت خودش باشه …


  • از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
    • مدیری که قبل از انتشار مصاحبه‌اش برکنار شد!

      http://www.jamejamonline.ir/Media/Image/1392/08/25/635201855675460656.jpg

      اسمش را تصادف بگذاریم، دست روزگار، اتفاق یا هر چیز دیگر، محمدحسن کرباسیان که تا زمان انجام کارهای فنی این مصاحبه مدیرعامل پست بود، جای خود را به حسین مهری داد. لذا به همین سادگی اظهارات حاکمیتی جای خود را به اظهارات کارشناسی یا برنامه هایی داد که اکنون شکل آرزو به خود گرفته و امید است مدیرعامل بعدی آنها را پیش ببرد.

      وقتی این تغییر پیش آمد دو راه وجود داشت؛ راه اول، دست نگه داشتن از درج این گفت وگو و موکول کردن آن به آینده بود و راه دوم، تغییر حقوقی شخصیت مصاحبه شونده و درج اظهارات وی. پس از سبک و سنگین کردن ها و بررسی ها سرانجام قرار بر انتخاب راه دوم شد.

      علت هم این بود که نقطه نظرات کارشناسی مدیرعامل قبلی حتما و لزوما به کار مدیرعامل جدید می آید و راهگشا خواهد بود. آقای کرباسیان در این گفت وگو نسبت به سرنوشت شرکت پست و روشی که برای خصوصی شدن آن در دولت قبل برگزیده شده و اکنون در دستور کار مجلس است، هشدار داده است.

      به زعم وی سپردن کامل پست به بخش خصوصی تجربه ای ناکام خواهد بود که در سایر کشورهای دنیا بویژه کشورهای غربی که پیشتاز خصوصی سازی در همه زمینه ها بوده اند نیز شکست خورده است. جالب است که میزان این شکست خوردن تا به آنجا بوده که باعث پس گرفته شدن شرکت پست از خریدار آن شده است.

      مدیرعامل قبلی پست پیشنهاد می کند باید در روش کنونی مورد نظر در واگذاری شرکت پست تجدیدنظر کرد که آزموده را آزمودن خطاست.

      وی همچنین اظهار امیدواری کرده است مجلس حرف کارشناسی موجود درباره مضرات روش کنونی خصوصی سازی پست را بشنود؛ وظیفه ای که به نظر می رسد بر دوش مدیرعامل جدید شرکت پست قرار گرفته است.

      در نهایت نیز جای امیدواری است راه شرکت پست به عنوان یکی از دستگاه های مهم کشور که ارتباط مستقیم و کاملی با مردم دارد، رو به تعالی پیش برود و کمیت و کیفیت خدمات آن به مردم متحول شود.

      سعید نوری آزاد

      شرکت پست نباید خصوصی شود

      اشاره: یکی از پیشتازی‌های ایرانیان که هم از اسناد تاریخی ایرانی و هم از اسناد رومی قابل استخراج است، وجود قدیمی‌ترین سیستم پستی جهان با نام راه شاهی است که توسط چاپارها طی می‌شده است.

       با این همه بعد از چندین و چند قرن جایگاه پست امروز در کشور برعکس شده و این سیستم حیاتی به یکی از زیانده ترین و پرچالش ترین سامانه های کشور تبدیل شده است.

       سیستمی که در کوران و بی توجهی ها از چشم مردم نیز افتاده وورود راه های جدید ارتباطی بویژه ارتباطات الکترونیکی از مطلوبیت آن کاسته است.

       با این حال پست و امور پستی چیزی نیست که در اقتصاد کشور نادیده گرفته شود، چراکه با وجود استفاده از روش های جدید ارتباطی، ارتباطات سنتی پستی هنوز جایگاه و نقش و طرفداران خودرادارد.

       محمدحسن کرباسیان مدیرعامل تازه برکنارشده شرکت پست که اظهاراتش امروز وجهی کارشناسی یافته است در برابر تمام مسائل و چالش هایی که در سیستم پستی کشور وجود دارد، معتقد است خصوصی سازی پست ـ این گونه که جریان دارد ـ عاقبتی نامطلوب خواهد داشت و به سرانجام نمی رسد. وی امیدوار است مجلس در این باره به حرف پست گوش کند.

      متوسط سرانه پستی هر ایرانی چقدر است؟

       در سال گذشته هر ایرانی به طور متوسط ۱۲ مرسوله پستی داشته است.

       هزینه آن چقدر بوده است؟

       حدود۵۰۰۰ تومان درسال که در ماه به ۵۰۰ تومان هم نمی رسد.

       ایده آل این قیمت چقدر است؟

       این هزینه می تواند تا ۱۵ یا ۲۰ هزار تومان برسد که البته ترافیک باید به این نسبت بالا برود و به حدود دو میلیارد مرسوله برسد.

       در مقایسه با سال های قبل میزان مرسولات پستی چه تغییری داشته است؟

       این امرهر سال مقدار کمی رشد داشته است، سال ۹۰ میزان مرسولات ۸۱۰ میلیون بود و سال ۹۱ هم ۸۴۲ میلیون مرسوله بوده است که در شکل های مختلف توزیع شده است.

       عموما مرسولات پستی را چه چیزهایی تشکیل می دهد؟

       انواع قبوض مخابراتی و آب و برق که البته همه آن را پست توزیع نمی کند. قراردادهایی هم برای خدمات رسانی سازمانی داریم: مثل گواهینامه، کارت ملی، کارت سوخت و امثال آن که مرسولات عمده پستی را تشکیل می دهد.

       قبوض کاغذی چه مقدار از مرسولات پستی را تشکیل می دهد؟

       سالانه حدود ۲۰۰ میلیون قبض مخابراتی اعم از ثابت و سیار و حدود ۵۰ میلیون هم سایر قبوض داریم که در کل حدود ۲۷ درصد کل مرسولات را قبض ها تشکیل می دهد.

       این قبوض از نظر درآمدی چند درصد درآمد پست را تشکیل می دهد؟

       این درآمد خیلی کمتر از ترافیک آن است ؛ چرا که قیمت توزیع آنها ارزان است. انجام این کار نیز از نظر اقتصادی چندان قابل توجیه نیست چرا که در مقابل اشغال ۲۷ درصد از ترافیک پستی تنها حدود ۶ یا ۷ درصد کل درآمد پست را این قبوض تشکیل می دهد.

       تعرفه شما برای توزیع هر قبض چقدر است؟

       بین ۸۰ تا ۱۲۰ تومان، که البته در استان های مختلف متغیر است.

       با وجود این توجیه اقتصادی انجام این کار چیست؟

       هر چه ترافیک پستی بیشتر شود انجام کل عملیات پستی برای ما مقرون به صرفه تر است، مشروط به این که توزیع کل مرسولات را ما داشته باشیم یعنی اگر بخواهیم قبوض تلفن را توزیع کنیم این امر باید به صورت پیوسته باشد که این هزینه اجرایی کمتری داشته باشد، اما اگر توزیع قبوض به صورت دانه ای باشد به صرفه نیست.

       مگر همه قبوض خدماتی را پست توزیع نمی کند؟

       خیر، در بخش تلفن همراه در تهران نیمی از شهر را خود شرکت مخابرات توزیع می کند و دست پست نیست.

       در بخش قبوض برق و گاز هم جمعا فقط ۱۰ درصد قبوض را پست توزیع می کند و بقیه را یا خودشان با شرکت های خصوصی قرارداد بستند یا روش های دیگری انتخاب کردند.

       مگر عوامل دیگری هم در ایران کار پستی انجام می دهند؟

       در بخش هایی مثل شرکت های برق و گاز چون عوامل و شرکت هایی برای قرائت کنتور دارند بعضا توزیع قبوض را هم به همان شرکت قرائت کنتور داده اند.

       به گفته وزارت ارتباطات در چارچوب قانون جدید پست که در دست تدوین است همه شرکت های حمل و نقل و پیک های موتوری زیرمجموعه پست قرار می گیرند. این موضوع در چه مرحله ای است؟

       در سازمان تنظیم مقررات که زیرمجموعه وزارت ارتباطات است و برای فعالان بخش های مختلف ارتباطی پروانه صادر می کنند، در این زمینه هم مشغول تدوین قانون هستند تا برای فعالان خصوصی هم پروانه پستی صادر شود. قانون جدید پست هم در حال طی مراحل خودش است و پس از ابلاغ تمام پیک های موتوری پستی شده و باید مجوز جدید بگیرند.

       هم اکنون پست با بخش خصوصی همکاری دارد؟

       در خیلی از موارد دفاتر خدمات ارتباطی در حال همکاری با پست هستند، از ۳۲۰۰ خط پستی که داریم فقط ۲۵۰ تای آنها دولتی بوده و مابقی دفاتر بخش خصوصی هستند. همچنین پست با مجموعه هایی مثل DHL و TNT و چند شرکت پستی دیگر همکاری دارد که بعضا یا بسته ای آنها راقبول می کند یا آنها برای توزیع مرسولات به پست کمک می کنند.

      وضع شرکت های پستی خارجی کشور چطور است؟ آیا اینها مجوز دارند؟

      الان هیچ شرکتی غیر از پست مجوز فعالیت پستی ندارد، لذا این شرکت ها باید بروند از سازمان تنظیم مقررات مجوز بگیرند که این امرفعلا در حال بررسی است.

      پس الان این همه شرکت فعال در امر پست با چه مجوزی فعال هستند؟

      بعضی از شرکت ها فقط مجوز حمل بار از وزارت راه و شهرسازی دارند و برای ارائه خدمات پستی خارج از مجوز خود عمل می کنند، بعضی از شرکت ها هم با شهرداری کار می کنند و بعضی ها هم اصلا مجوزی ندارند.

      وزارت راه و شهرسازی صلاحیت مجوز دادن در این زمینه را دارد؟

      برای موضوع بار و ترانزیت می تواند، اما در بخش پست خیر، سازمان تنظیم مقررات باید این موضوع را تعیین تکلیف کند.

      تکلیف شرکت های داخلی فعال در بخش پست در نهایت چه می شود؟

      قطعا وجود دو یا سه اپراتورپستی در کشور بیشتر توجیه پذیر نیست و شرکت های کوچک قابلیت تبدیل شدن به اپراتورپستی را ندارند، اما آنها می توانند به عنوان پیمانکار یا همکار با اپراتورهایی که مجوز می گیرند همکاری کنند. این کار به نفع هر دو طرف است.

      پست ایران چند پرسنل دارد؟

      ۱۵۶۰۰ پرسنل رسمی و قراردادی دراستخدام پست بوده و همین حدود هم در بخش های خارج از شرکت با همکاری می کنند. پست در مجموع در ۱۷ هزار نقطه خدمت ارائه می کند.

      چند پستچی در کشور داریم؟

      حدود ۶۵۰۰ نفر.

      رسمی هستند یا قرار دادی؟

      قدیمی ترها رسمی هستند و جدیدترها قراردادی.

      پستچی جزو مشاغل سخت و زیان آور محسوب می شود؟

      متاسفانه پستچی مظلوم است و با این که عوارض کاری مثل موتورسواری خیلی زیاد است هنوز در این گروه مشاغل قرار نگرفته است.

      یک پستچی چقدر حقوق می گیرد؟

      چیزی که قانون کار مشخص می کند، ملاک عمل است، الان تا یک میلیون و ۲۰۰ هزارتومان هم حقوق پرداخت می شود.

      یک پستچی معمولا روزانه چند بسته را به دست صاحبش می رساند؟

      به طور متوسط ۳۰۰ مرسوله، البته این رقم تا ۵۰۰ هم در مناطق پر ازدحام می رسد.

      زمان رسیدن یک مرسوله قاعده زمانی دارد؟

      بسته به نوع سرویس متفاوت است، سریع ترین سرویس ما ویژه است که مرسوله های آن باید قبل از ساعت ۱۰ صبح توزیع شده باشد. بعد سرویس پیشتاز است که در مراکز استان ۲۴ ساعته باید توزیع شود و بعد هم سرویس پست سفارشی است که زمان توزیع آن بنا به فاصله مراکز استان ها بین دو تا چهار روز متفاوت است. آخرین سرویس ما هم پست عادی است که متوسط۵/۴روز برای رسیدن زمان می برد.

      این زمان توزیع در عمل و واقعیت هم وجود دارد؟

      پست های ویژه، سفارشی و پیشتاز ثبت و رسیدن به موقع آن پیگیری می شود. بنا به آمار، نزدیک به ۸۶ درصد مرسولات پست ویژه سر موقع توزیع شده است. این رقم درباره پیشتازها به نزدیک ۷۶ درصد می رسد که البته همه مرسولات باید ۱۰۰ درصد سر موقع توزیع شود.

      اما به نظر می رسد این اعداد زیاد با واقعیت برابر نباشد. چراکه مردم چیز دیگری می گویند.

      پست تاخیرها را با دلیل بررسی می کند، اما اگر کسی هزینه پست خاصی را داد و پست موفق به انجام تعهد نشده به او خسارت پرداخت می شود. البته فراموش نشود برخی دلایل تاخیر در رسیدن مرسوله ها درون سازمانی و برخی برون سازمانی است، مثلا تاخیر هواپیما یا کمبود ظرفیت بار هواپیما یا بسته بودن مسیر دسترسی دست پست نیست و چاره ای هم برای مقابله با آن وجودندارد.

      چند درصد از مرسولات مردم دچار خسارت می شود؟

      حدود چهار مرسوله در یک میلیون نرم استاندارد است که به دلایلی مثل تصادف یا سرقت موتورسیکلت پستچی رخ می دهد، اما کل مرسولات بیمه هستند و برای آنها غرامت پرداخت می شود.

      پست با شرکت های هواپیمایی چقدر تبادل مالی دارد؟

      ماهیانه سه میلیارد تومان. البته آنها با نرخ دلار آزاد هزینه ارسال مرسولات را با پست حساب می کنند و نقدی هم پولشان را می گیرند، اما اگر نرخ هایشان بالاتر هم برود پست نمی تواند تعرفه هایش را بالا ببرد.

      این شرکت ها برای تاخیرها به پست خسارت می دهند؟

      باید بدهند، اما نمی دهند.

      چرا؟

      زورپست نمی رسد، کار پیش آنها لنگ می شود.

      وقتی پست سالانه ۳۶ میلیارد تومان با شرکت های هواپیمایی مبادله مالی دارد، اما زورش نمی رسد که از آنها خسارت بگیرد چطور مردم باید بتوانند از پست خسارت مرسوله هزار تومانی را بگیرند؟

      پست این وسط مظلوم است و اسناد غرامت دادن هاهم وجود دارد.

      وضع استقبال از خدمات جدید پستی چطور است؟

      استقبال از خدمات جدید خوب بوده است. به عنوان نمونه می توان خدمات فروش اینترنتی را مثال زد که در شش ماهه اول امسال حدود دو میلیون و ۲۰۰ هزار مرسوله پستی حاصل از فروش اینترنتی داشتیم که این عدد در مقایسه باسال قبل حدود ۴۰ درصد رشد نشان می دهد و به نظرم تا پایان سال با رشد ۱۰۰ تا ۱۲۰ درصدی مواجه خواهیم بود.

      در آمد این میزان مرسوله چقدر از کل درآمد پست است؟

      حدود سه تا چهار درصد.

      پس درآمدش از ترافیکش بیشتر است.

      بله، اینها سرویس های ثبتی درآمدزا هستند و رو به رشد خواهند بود.

      حداقل هزینه و درآمد هر مرسوله چقدر است؟

      سنگ اول یا حداقل هزینه پستی ۳۵۰ تومان است و اگر ما تعداد کل مرسوله را به نرخ کل هزینه خود تقسیم کنیم، می بنیم هزینه آن از ۴۰۰ تومان بیشتر است. این منشأ ضرر است، اما اگر تعداد مرسوله بالا برود این هزینه با همین تعرفه فعلی کاهش می یابد.می بینیم الان کوتاه ترین سفر درونشهری برای مردم با ۳۵۰ یا نهایت ۴۰۰ تومان اصلا قابل انجام نیست، پس تنها راهکار آن استفاده از پست است.

      کل هزینه شرکت پست چقدر بوده است؟

      ۴۰۰ میلیارد تومان، در حالی که این کار ما را هرجای دیگر بخواهد دست بگیرد حداقل هزار میلیارد تومان هزینه دارد.

      چند بار اشاره کردید که پست مظلوم است. چرا؟

      چون در کشور اموراتی وجود دارد که راه چاره آن فقط پست است، اما خدمات پست و ویژگی های آن در طرح ها و قوانین دیده نمی شود. این همه صف برای نوبت دهی و جواب گیری و هزار نوع از این وقت تلف شدن ها در کشور داریم که همه اینها می تواند خدمات پستی بوده و در مجموعه کلان چند میلیونی باعث رشد پست شود، اما در نظام تصمیم گیری این موضوع دیده نمی شود. مدیران ما پست را به مظلومیت کشانده اند و کسی به پست توجه نمی کند.

      تعرفه های پستی امسال افزایش خواهد داشت؟

      تا زمانی که در کشور تورم داریم منطق اقتصاد ایجاب می کند که افزایش قیمت داشته باشیم، چون هزینه های ما بالا می رود، برخلاف جاهایی که ارتباطات الکترونیک برقرار می کنند پست یک کار اجرایی است که هزینه و نیروی انسانی دارد.

      اینها دلایل رشد هزینه هاست. پرسش این بود که آیا افزایش قیمت خدمات داریم یا خیر و اگر هست مقدارش چقدر است؟

      فکرنمی کنم پست فعلا برای امسال برنامه افزایش تعرفه داشته باشد.

      پست چقدر مرسوله مطبوعاتی دارد؟

      حدود ۶۰ تا ۷۰ میلیون مرسوله.

      درآمد آن با ترافیکش همخوانی دارد؟

      خیر اصلا. مطبوعات کلا سرویسی زیان ده برای پست است. تعرفه پستی مطبوعات نصف دیگران است?

      عدد این زیان چقدر است؟

      پست، سال گذشته هشت میلیارد تومان به خاطر مطبوعات زیان داده است.

      آیا دریافت هزینه مجدد برای مرسوله ای که برای کسی می آید متعارف است؟

      یک سرویس متعارف داریم که این را به عنوان پسکرایه می شناسند. یعنی هزینه ارسال به عهده گیرنده مرسوله است یا برای بسته های خارجی که هزینه گمرکی به آن تعلق می گیرد.

      اما گزارش هایی داشته ایم که برای بسته های معمولی که قبلا هزینه اش گرفته شده، الان هزینه جدید طلب می کنند. این امر بخصوص در تحویل مرسوله های خارجی دیده شده است. ماجرا چیست؟

      خیر این ممکن نیست. پست هزینه ارسال مرسوله را چه داخلی و چه خارجی یک بار دریافت می کند.

      ما برای اثبات این ادعا قبض پستی داریم. قبضی که نه خدمات گمرکی و نه سرویس خاص پستی درآن درج نشده است.

      نه. چنین چیزی ممکن نیست.

      قبض دریافت دوباره وجه یک مرسوله خارجی به مدیرعامل سابق پست تحویل می شود و به آن نگاه می کند.

      باید بررسی کنم، از این موضوع اطلاعی نداشتم.(طبیعی است که رسیدگی به این موضوع الان جزو وظایف مدیرعامل جدید است)

      گفته می شود دلیل دریافت این وجوه از مرسوله های خارجی این است که ایران به خاطر تحریم نمی تواند پول پست را از کشورهای دیگر بگیرد و برای همین هزینه را از مردم می گیرد. آیا این صحت دارد؟

      نه اصلا درست نیست. پست از قاعده تحریم جداست و برای مراودات مالی راه های جدایی دارد.

      کمک های مالی بین المللی به پست کشورمان صورت می گیرد؟

      خیر. پست از این کمک های مالی استفاده نکرده است. این کمک ها عموما برای خدمات روستایی داده می شود که شرایط خاصی دارد.

      ایران چقدر مراوده مالی بین المللی پستی دارد؟

      زیاد نیست، پنج میلیارد تومان در سال.

      به نظرتان این رقم چقدر باید باشد؟

      با توجه به میزان قابل توجه ایرانیان خارج از کشور و مراوده داخل و خارج این میزان باید خیلی بیشتر باشد.

      آیا جایی هست که برای ایران بسته پستی نفرستند و تحریم ها را بهانه کنند؟

      قانونا خیر، چون تحریم شامل پست نمی شود. در زمان ارسال مرسوله هم متصدی به فهرست موارد خاص هر کشور نگاه می کند، مثلا بعضی کشورها اصلا اجازه ورود برنج نمی دهند و نباید برایشان پست شود یا موارد خوراکی خیلی سخت پذیرفته می شود.

      آقای کرباسیان، به نظر شما دلیل رشد نیافتن پست در کشور ما چیست؟

      شاید فرهنگ سازی خوبی نشده است، ما دوست داریم مردم و سازمان ها و دولت با پست بیشتر کار کنند تا فایده آن را ببینند. نقشی که پست می تواند در اقتصاد ملی داشته باشد خیلی کم دیده شده است؛ چه نقش پست وچه نقش پستچی.

      آیا سهم پست از اعتبارات دولتی تناسبی با حجم کارش دارد؟

      پست یک هزارم اعتبارات دولتی را می گیرد در حالی که ۱۱ درصد کار حوزه حمل و نقل را انجام می دهد. در اقتصاد اصطلاحی وجود دارد به نام نشت های اقتصادی، مثلا پتروشیمی سودده است، اما به محیط زیست ضرر می زند که اینها نشت های بد اقتصاد است، اما کاری مثل ارتباطات و پست از گروه نشت های خوب است که کار آنها برای سایرین سود دارد. این است که در وصف پست گفته می شود هر مقدار سرمایه گذاری برای رشد پست باعث رشد ده برابری سایر صنایع می شود.

      با وجود این سرمایه گذاری در پست سودده است؟

      به تنهایی خیر، سرمایه گذاری در این بخش باید شرایط خاصی داشته باشد تا سود دهد. قبلا هم گفتم این بخش تسهیل کننده سایر بخش هاست و لزوما نباید به سوددهی خودش فکر کرد. پست سال قبل در شش ماه ۵۰۰ هزار رفت و آمد بین ثبت اسناد را به عهده گرفت، این برای پست لزوما سودی بیشتر از هزینه اجرایی ندارد، اما خودتان ببینید با این اقدام ۵۰۰ هزار سفر درون شهری و ۵۰۰ هزار نفر روز کار صرفه جویی شد. این با معیار عادی سود و زیان قابل محاسبه نیست. لذا من فعلا سرمایه گذاری خصوصی در پست را توصیه نمی کنم. پست تا رسیدن به مرحله سرمایه پذیر شدن فاصله زیادی دارد، اما سرمایه گذاری دولتی لازم است تا پست برای جامعه منفعت داشته باشد. چیزی که الان وجود ندارد.

      وضع سود و زیان شرکت پست چگونه است؟

      شرکت پست یک شرکت زیان ده است که این مربوط به الان هم نیست و از سال ۶۹ که این شرکت تشکیل شده همین وضع بوده است. در سال های گذشته بخش هایی از زیان را دولت تامین می کرد که این مبالغ حدود ۱۰ تا ۲۰ درصد کل زیان ما را پوشش می داد، اما بعد از مطرح شدن موضوع خصوصی سازی پست این کمک ها کم شده است.

      کسری درآمدپست امسال چقدر است؟

      حدود ۱۵ درصد.

      پست ردیف بودجه دولتی می گیرد یا خودگردان است؟

      پست از شرکت هایی است که درآمد ش سر به سری بسته می شود و چیزی در ردیف بودجه های سالانه برای آن نمی بینند، اما برخی وظایف اضافی مانند خدمات روستایی یا ماموریت های خاص که به پست تحمیل می شود باید بودجه اش را پرداخت کنند که متاسفانه بیشتر آنها را پرداخت نمی کنند. لذا اگر این بودجه ها را درست پرداخت کنند پست اصلا زیان نخواهد بود.

      تا سوددهی پست چقدر راه باقی است؟

      اگر حق و حقوق پست را بدهند الان هم سودده است . این را هم بگویم که زیان ده بودن پست در خیلی کشورها وجوددارد حتی در کشورهای پیشرفته. چون پست زیر ساخت تسهیل امور سایر بخش هاست، برای همین دولتی مانده است و به سودده بودن آن فکر نمی کنند.

      در کدام کشورها پست خصوصی نشده است؟

      کشورهای بزرگی مثل آمریکا، انگلیس، استرالیا، کانادا، فرانسه و خیلی کشورهای دیگر پستشان دولتی است و قصدی هم برای خصوصی سازی آن ندارند. جالب است بدانید در برخی کشورها حتی بعد فروخته شدن، پست را پس گرفته اند. انگلستان نمونه این کار است که پست خصوصی سازی شده را پس گرفتند.

      پس چرا خدمات پست آنها اینقدر پیشرفته و متنوع است و برای ما این طور نیست؟

      آنها مدل کاملا خصوصی را قبول ندارند. می گویند یک پست دولتی داریم که کنترل کننده و حاکمیتی است و در کنار آن ازخدمات بخش خصوصی استفاده می کنند. مثلا اگر ما در ایران برای ۷۵ میلیون نفر ، ۱۶ هزار پرسنل پستی داریم در کشور سوئیس که مهد پست نوین دنیاست شرکت دولتی آنها برای جمعیت ۷ میلیونی با وسعتی به اندازه یک استان ما، ۵۶ هزار پرسنل دارد و با یک سرانه مرسوله بالا درآمدزا هم هست. متاسفانه پست ایران مظلوم است و در بخش های دیگر از آن استفاده نمی شود چرا که بسیاری از خدمات را پست می تواند انجام دهد، اما مدیران این تفکر را ندارند.

      آنها با شرکت های خصوصی چطور کار می کنند؟

      مثلا در آلمان دویچه پست که پست دولتی آلمان است ۳۰ درصد سهام پست دی اچ ال که یک شرکت پستی خصوصی است را خریده و در ازای سهامی که دارد از خدمات آن شرکت استفاده می کند. یعنی پست ملی و حاکمیتی سهام داری شرکت های خصوصی را می کند نه این که شرکت اصلی و ملی پست را بفروشند. آمریکا و ژاپن هم بخش هایی از DHL را خریده اند و به همین روش عمل می کنند.

      اتحادیه جهانی پست توصیه ای برای روش خصوصی سازی پست ندارد؟

      توصیه آنها بر دولتی ماندن پست ملی و ایجاد اپراتور خصوصی در موازات آن است تا هم رقابت ایجاد شود و شرکت دولتی در غیبت دیگران خوابش نبرد، هم شرکت خصوصی انحصار یا اجحافی در حق کشور و مردم نکند و هم خدمات لوکس و خاصی را که فقط خصوصی ها می توانند بدهند، از این طریق به مردم ارائه شود.

      در کشور مان خصوصی سازی پست در چه مرحله است؟

      تفکیک بخش های حاکمیتی انجام شده و اساسنامه ای برای تصویب به مجلس داده شده است.

      با توجه به توضیحاتی که درباره روش خصوصی شدن پست در کشورهای پیشرفته دادید، اصلا خصوصی شدن پست با روش فعلی نفعی برای مردم دارد؟

      این را به عنوان نظر شخصی و فنی می گویم .خلاف جهت آب نباید شنا کرد، یعنی برخلاف روشی که کشورهای بزرگ و کوچک انجام داده اند نباید کاری کرد، آنها به این نتیجه رسیده اند که بخش حاکمیت و اپراتور دولتی را حفظ کنند و آزادسازی و حضور دیگران را هم داشته باشند تا کیفیت و کمیت خدمات افزایش یابد. این روش خوب است چون بخش خصوصی به برخی جاها مثلا به روستاها و بخش های فقیر کشور نخواهد رفت، پس باید بخش اجرایی دولتی حفظ شود تا این گونه خلأها پوشش داده شود. در کنار آن بخش خصوصی هم فعال شود تا رقابت شکل بگیرد، مثل خطوط هوایی که وقتی حق انتخاب دارید برای یک مسیر شرکتی را انتخاب می کنید که سرویس بهتر می دهد. لذا اگر بخواهیم به روش پیشنهادی فعلی عمل کنیم، خیلی زود به بن بست می خوریم. پست نباید به طور کامل از دست دولت خارج شود. پست یک معیار اعمال حاکمیت است لذا از دست دادن این معیار و ابزار، عواقب بدی دارد و قطعا در آینده این روش خصوصی سازی به سرانجام نخواهد رسید.

      در اساسنامه ای که نوشتید این ملاحظات قید شده است؟

      خیر، نگارش آن براساس تکلیف خصوصی سازی بود. ولی نکاتی که گفتم نظر فنی من بود که براساس مطالعات بوده و امیدوارم در مجلس به آن گوش دهند.

       سعید نوری آزاد


    از این دسته، بیشتر مطلب بخوانید ...
    تیتر آزاد...

    و گفت: آزادمردی دریائیست به سه چشمه، یکی سخاوت، دوم شفقت، سیم بی‌نیازی از خلق و نیازمندی به حق.
    .
    - تذکره الاولیا ، ذکر ابوالحسن خراقانی


    به راه خرابات خاکم کنید

    ===================================================

    من ارزان به مستی چو گردم هلاک
    به آیین مستان بریدم  به خاک

    به تابوتی از چوب تاکم کنید
    به راه خرابات خاکم کنید

    به آب خرابات غسلم دهید
    پس آنگاه بر دوش مستم نهید

    مریزید بر گور من جز شراب
    میارید در ماتمم جز رباب

    مغنی ملولم, دوتاری بزن
    به یکتایی او که تاری بزن

    بزن چنگ در پرده ارغنون
    رهایم کن از چنگ دنیای دون

    —————————-

    ارتفاعات الیسمتان – تیرماه ۹۰

    الیمستان - سعید نوری آزاد

    الیمستان - سعید نوری آزاد- تیر۹۰ - عکس : پازوکی



    دیدگاه شما

    1 پاسخ به “به راه خرابات خاکم کنید”

    1. Rosha می‌گه:

      چقدر الان نیاز دارم تو یه جایی شبیه اینجا باشم…………
      چه بهشتیه………………
      واقعا خوش به حالتون…چه حسی دارین زیر این آسمون دراز کشیدین……………

    پاسخ دهید